کتاب هیچ وقت خانواده ای داشته ای؟

اثر بیل کلگ از انتشارات نشر نون - مترجم: محمد حکمت-ادبیات آمریکا

«وقتی چیزی مثل آن چه آن روز صبح در خانه‌ی جون اتفاق افتاد پیش می‌آید و ناگهان احساس می‌کنی کوچک‌‌ترین و ضعیف‌ترین آدم روی زمینی. این که هیچ کاری که کوچک‌ترین اهمیتی داشته باشد، از دستت برنمی‌آید. این که هیچ‌چیز اهمیتی ندارد و برای همین است که وقتی به کاری برمی‌خوری که از دستت برمی‌آید، انجامش می‌دهی و من هم همین کار را کردم.» هیچ‌وقت خانه‌ای داشته‌ای؟ داستان قضاوت‌هاست در پی اتفاقی شوم. قضاوت‌هایی که دیگران می‌کنند و قضاوت‌هایی که ما می‌کنیم درباره‌ی دیگران و درباره‌ی خودمان. بیل کلگ با شخصیت‌پردازی دقیق و بازگو کردن ماجرا از زاویه‌ی دید افراد مختلف نشان می‌دهد چقدر این قضاوت‌ها می‌توانند بی‌گذشت و بی‌رحمانه باشند، حتی و شاید به خصوص وقتی طرف آن‌ها خودمان هستیم.اما وقتی مصیبتی پیش می‌آید همه تغییر می‌کنند و حقیقت درباره‌ی گذشته سرانجام رخ می‌نماید و در این میانه انسانیت به بهترین وجه در بخشش و امید جلوه‌گر می‌شود.


خرید کتاب هیچ وقت خانواده ای داشته ای؟
جستجوی کتاب هیچ وقت خانواده ای داشته ای؟ در گودریدز

معرفی کتاب هیچ وقت خانواده ای داشته ای؟ از نگاه کاربران
یک رمان آرام و خیره کننده در مورد خانواده و زمانی که فاجعه اتفاق می افتد، چگونه می تواند ناگهان ما را متوقف کند، آن را به عقب برگرداند، سپس حرکت را در حرکت کند، آن را به طور چشمگیری تغییر دهید. این یک داستان نسبتا غم انگیز است. ژوئن زندگی رید در محور خود، هنگامی که حادثه اتفاق می افتد، عزیزان خود را در بر می گیرد. در ناامیدی خود، او را ترک می کند - با از دست دادن کور. در پی او، شهر کوچک گفتگو می کند. و احساس می کند و غم و اندوه آنچه رخ می دهد، داستان ها و خاطرات است، امیدها و ترس های مشترک از کسانی که جان خود را از دست داده اند و کسانی که برای دلیلی برای زندگی می جنگند به اشتراک گذاشته شده است. آیا شما تا به حال یک خانواده یک بیانیه است، نه یک سوال است. شاید به عنوان یک خنده و یا شاید به عنوان یک نماز صحبت کرد. یادآوری از سپاسگزاران برای کسانی که ما را احاطه کرده، ما را دوست دارند و در همه اشکال و اندازه ها آمده اند. آنها می توانند ما را شاد، امید و قدرت فراوانی به ارمغان بیاورند و همچنین قدرت ما را به زحمت انداختن ما بردارند. صدای خشن و قدرتمند خواندن. یکی که به من یادآوری کرد که من برای خانواده ام خیلی سپاسگزارم. خوب انجام شده، کلگ آفرین. 5 ... با قدردانی بسیار.

مشاهده لینک اصلی
آیا تا به حال یک ویرایشگر دارید؟

مشاهده لینک اصلی
من کمی آرام هستم. این کتاب به طرق مختلف به طور فوق العاده ای بود. و برای اکثریت کتاب، من واقعا از آن لذت بردم، اما پایان دادن به آن - در حالی که ذهن منفی و یا به خصوص تکان دهنده - به من لرز داد. این نوع کتابها، آنهایی هستند که نمیتوانید از آنها بپرسید، که شما را به اشک میاندازد یا عمیقا درون شما بازتاب مییابد، که بیشتر با شما باقی میماند. این باعث می شود شما از جامعه اطراف خود سپاسگزار باشید دوستان، خانواده، حتی افرادی که شما فکر نمی کنید بر زندگی شما تاثیر می گذارند، اما در پایان روز همه بخشی از داستان شما هستند. و من احساس می کنم که این داستان به پایان خواهد رسید. 5 ستاره [من همچنین باید اضافه کنم که من یک کپی از این مجله توسط ناشر فرستاده شد، اما تمام افکار و عقاید در این بررسی 100٪ من است. همچنین نمی توانم منتظر بمانم تا این اتفاق بیفتد و برای همه در تاریخ 8 سپتامبر 2015 به طور کامل بخواند. این خیلی خوب است. بهتر است لیست کوتاه را انتخاب کنید]

مشاهده لینک اصلی
این کتاب قطعه ای زیبا از داستان است! 5 ستاره های بزرگ براق! من خیلی در حال تکه تکه کردن شخصیت های قبل و بعد از تراژدی بودم. مثل 6 درجه جدایی بود. به شدت توصیه می شود، و این نه به این دلیل که کتاب در کانکتیکات اتفاق افتاد و نویسنده و من هر دو از کانکتیکات هستند. از آنجا که نوشتن، ایجاد داستان و شخصیت بسیار خوب انجام می شود. @ پس از اینکه غیر قابل توصیف ترین تراژدی ها در ماه ژوئن رید اتفاق افتاد، یک خانواده @ شروع به کار کرد. انفجار خانواده اش را به طور کامل از بین می برد. ماه ژوئن در Subaru خود در سراسر کشور خاموش می شود و سپس داستان از آن خارج می شود. فصل های کوتاه از بسیاری از دیدگاه ها بیان شده و از طریق این فصل های زیبا نوشته شده است که رمز و راز پیرامون کسانی را که درگذشته و اطرافشان بودند پیدا می کنید. به ویژه خواندن درباره ی یک شخصیت، لیدیا، مادر لوک، دوست پسر Junes که در انفجار کشته شد . قرعه کشی کلمه بعد از اینکه شما در موردش خواندید معنی کاملا جدیدی را میگیرید! آن را بخوانید!

مشاهده لینک اصلی
چه اتفاقی افتاد: همه آنها برای یک عروسی شاد آماده بودند. گل ها برداشته شد، کیک پخته شد، چادر به شدت در حیاط پشتی خانه قدیمی ساخته شده بود. مهمان همه در حال حاضر در شهر بود. شام تمرین به شدت به خوبی پیش رفت. شادی عروس و داماد بر روی چشم نرم بود، عشق آنها باور نکردنی بود. سپس ... چهار نفر در یک انفجار کشته شدند. Lolly، Will، Luke و Adam. در روز عروسی، مراسم تشییع جنازه برگزار شد. آتش نشانان داوطلب کیک اهدا شد؛ صدها مارمولک در کوزه های ژله، در گورهای چهار تلخی مورد استفاده قرار گرفتند. صدای آنها برای همیشه سکوت می کند روحش شاد. امیدوار بودم سکوت افسانه ای بر روی کسانی که به خداحافظی آمدند، فرود آمد. اما برای برخی از آنها، چهار صدای از گورهای خشمگین شده بودند، گول زدن برای داستان خود را به آنها گفته شد، آنها را به نام هر نام. فقط حقیقت می تواند همه آنها را آزاد کند. اما مشکل با هیچ چیز، اما حقیقت این بود که آن صداهای بسیاری داشت ... بنابراین، یک شهر، یک دایره نزدیک از دوستان، خانواده و پلیس محلی مجبور شد که با این حقیقت مقابله کند. COMMENTSWords در حال حاضر فرار من من نمی توانم تأثیری که این کتاب به من داشت، توضیح دهم. پنج ستاره برای همه دلایل درست! مهمترین آن این است که در 217 صفحه می توان گفت داستان عمیق لمس می شود (یکی از بهترین کتاب ها در سال جاری تا کنون). از همان ابتدا مشخص بود که کتابش یک جکپات بود که برای 2016 خوانده شده است. به طرز عجیب و غریبی، من از هم جدا شدم. مانند حرکت انگشتان من به مقیاس یک پیانو، احساسات از عمیق لمس کردن، رنجیدن دیوانه، به ویرانگرانه ناراحت شد. جایی در وسط این تراژدی من می خواستم همه آنها را متهم کنم و وعده داده بودم که همه چیز درست خواهد بود. به طور غیرمنتظره، باور نکردنی بود! باشه! آنها خوب بودند! رایگان در آخرین. عنوان قابل توجهی برای یک کتاب در معرض بلوک ساختمان میکروسکوپی یک شهر کوچک در کانکتیکات که همه آنها به نام خانه. بسیار توصیه شده. براو به این نویسنده. شاهکار مطلق.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب هیچ وقت خانواده ای داشته ای؟


 کتاب نجیب زاده ای در مسکو
 کتاب بچه های بهشتی
 کتاب شفای زندگی
 کتاب نه تنبیه نه تشویق
 کتاب ارتباط با تازه کارها
 کتاب مجموعه جبران خلیل جبران