کتاب مرگ فروشنده

اثر آرتور میلر از انتشارات قطره - مترجم: عطا الله نوریان-ادبیات آمریکا

آرتور میلر در سال ۱۹۴۹ با نمایش‌نامه‌ی «مرگ فروشنده» جایزه‌ی پولیتزر را از آن خود کرده. نمایش‌نامه فاجعه‌ی زندگی مردی است که به گفته‌ی نویسنده «بر نیروهای زندگی نظارت و اختیاری ندارد.» داستان تأملی بر زندگی انسان‌هایی است که تنها وقتی مطرح هستند که سود می‌رسانند و سپس در خلا رها می‌شوند


خرید کتاب مرگ فروشنده
جستجوی کتاب مرگ فروشنده در گودریدز

معرفی کتاب مرگ فروشنده از نگاه کاربران
نهایت درماندگی. نهایت دلمردگی... وقتی گذشته و خاطرات، ناكامی ها و آرزوها حالت را می بلعد و تو نا توانی

مشاهده لینک اصلی
“Death of a salesman” is an amazing classic in its true sense. It’s gripping, moving, touching and painful. In a world where everybody’s judged by his/her material accomplishments and investments, this profound piece of literature may be an alarming notion that what matters is not necessarily what one seeks or desires. Life’s merely a matter of living for the sake of others: A man is useful as long as he contributes to the society and useless once he stops. In such society there is no motivation for emotional or spiritual achievements; no place for “being liked by the measure of personality” alone. To Willy Loman – the main character and the hero of this play – this is what brings agony and desolation the most. His emotional crisis begins when he realizes that he’s unable to accommodate his dreams to the real world. He’s aged, weak and no more useful to the sales company. “He cannot grasp the true personal, emotional, spiritual understanding of himself as a literal “loman” or “low man.” Willy is too driven by his own “willy”-ness or perverse “willfulness” to recognize the slanted reality that his desperate mind has forged.” (Note the choice of name for the main character: “Willy” and the family name: “Loman”. His two sons were also named: “happy” & “Biff”. Happy is a blind ambitious and optimist while Biff is strict and realist). Through the imaginary advice of his deceased brother, “Ben”, Willy’s finally able to understand the reality and his suicide at the end of the story represents a partial discovery that he’s unable to live up to his materialistic dream. He believes that this sacrifice will leave a valuable inheritance to his family – mostly Biff his oldest son – to fulfill his fantasy.

Let’s wrap it up quickly! It’s way beyond me to write a proper review for this play. It’s really wonderful! The messages, themes and emotions resonate almost clearly today as they did a century ago. (If it isn’t the classic’s meaning? “A classic is a book that has never finished saying what it has to say.” That’s what Italo Calvino said.)
[I could not resist copying this beautiful closing paragraph from the book down here (a requiem for Willy by his friend, Charley, at his funeral)]:
“Nobody dast blame this man. You don’t understand: Willy was a salesman. And for a salesman, there is no rock bottom to the life. He don’t put a bolt to a nut, he don’t tell you the law or give you medicine. He’s man way out there in the blue, riding on a smile and a Shoeshine. And when they start not smiling back — that’s an earthquake. And then you get yourself a couple of spots on your hat, and you’re finished. Nobody dast blame this man. A salesman is got to dream, boy. It comes with the territory.”

This is one of the most amazing plays I’ve ever read! Strongly recommended to all. Don’t miss the opportunity to read/watch it.

پی نوشت: خاطرات پراکنده – 25 دی 1393 – سالن اصلی تئاتر شهر – نمایش مرگ فروشنده
@!مرگ یه فروشنده مرگ باشکوهیه@



مشاهده لینک اصلی
4/5 این کتاب بهتر از من بود. انتظار داشتم خواندن خسته کننده و آسان باشد، اما آنچه که من دریافت کردم بسیار متفاوت بود. حتی اگر شما واقعا فکر نمی کنید که این صحنه ها هیجان انگیز بود، اقدام انجام شد. شخصیت ها نیز واقعا جالب بودند. برای ویلی به دلیل عزم وی برای رسیدن به رویای خود به عنوان یک معامله گر، با وجود عدم موفقیت او، به ویلی لطمه زد. من همچنین در مورد اینکه او واقعا اشتباهات و واقعیت هایش را نمی دید ناراحت شد. او تا به حال بسیاری از flashbacks بود و آنها را با آنچه که واقعا در حال رفتن بود دخالت بود شخص دیگری بود که من دوست داشتم. او در سراسر کتاب تغییر کرد و دوست داشتم که چطور تصور می کردم که او از همان ابتدا باید آن را داشته باشد. پایان دادن به چیزی بود که انتظار داشتم، که نوعی واضح بود، اما هنوز هم ناراحت بود. در کل، این کتاب بهتر از من فکر کردم و خواندنش را دوست داشتم، اما احتمالا دوست داشتم آن را در سرعت خودم و نه در مدرسه بخوانم.

مشاهده لینک اصلی
دوباره هرگز!

مشاهده لینک اصلی
\"در داخل سر او\". میلر این بازی را دید. (مشخص کردن اینکه چه اتفاقی می افتد زمانی که یک مرد دست به دست نیروهای زندگی نداشته باشد، بازی اساسا از لبه گور در زندگی نگاه می کند). بازی در مورد خطرناک توهمات، ماندگاری، ترس از مرگ شکست، من را خسته کرد، اما حداقل این رمان هزار صفحه نبود. * ویلی لومن هرگز پول زیادی نپرداخت. نامش هرگز در مقاله نبود. او بهترین شخصیت نیست که تا به حال زندگی کرده است. اما او یک انسان است و چیز بسیار وحشتناکی برای او اتفاق می افتد. بنابراین توجه باید پرداخت شود. او مجاز به افتادن به قبر خود مانند یک سگ قدیمی نیست. توجه به این شخص باید در نهایت پرداخت شود. * ویلی مردی است که خستگی او آشکار است؛ افسردگی وی به عنوان پاسخی به شرایط زندگی نامطلوب رخ می دهد؛ او احساس شرم می کند که به افکار غیر قابل تحمل می انجامد که او نمی تواند تنظیم کند؛ زیرا از عزم ناامیدانه خود برای تبدیل شدن به موفقیت در چشم جهان، که او نمی تواند متوقف کند تصور خود را به وجود می آورد. او استانداردهای غیر منطقی برای شادی شخصی ایجاد می کند، او احساس گناه می کند، زیرا او به برخی از انتظارات آرمانیستی زندگی نمی کند، مانند ثروتش همسرش او را با وجود درمان وحشتناکش دوست دارد. او همیشه سعی می کند فرزندان خود را احترام کند، رویا های خود را تا حدودی به اشتراک گذاشته است. بنابراین هنگامی که او شروع به از دست دادن توانایی احساس حضور، مشارکت و یا گنجاندن می کند، او تصمیم می گیرد مرگ را باور کند که راه حل رنج است. ما همه می توانیم به او ارتباط داشته باشیم، او مردی است که می خواست بزرگ باشد. در حقیقت، او در همه ما نماد خیال است.

مشاهده لینک اصلی
یک داستان غم انگیز در مورد رویاهای خرده فروش یک فروشنده. درباره او انتظارات و شکست های او را به عنوان ارائه دهنده برای خانواده اش. حوادث این بازی در مدت 24 ساعت اتفاق می افتد و به مرگ پایان می یابد.

مشاهده لینک اصلی
ویلی نیل و لیندا خوشحال نیستند. سپس آن را به صورت آبی با لبخند و کفش برای هر کدام از آنها به کار میبرید. این کتاب \"واقعا\" یک بازی است که درس را برای اجتناب از انتظارات غیرواقعی و تشکر از اینکه شما چه چیزی دارید. این بدان معنی نیست که باید حل و فصل و یا بدتر، رها کردن؛ با این حال، به دنبال یک نتیجه مالی ناخوشایند و / یا بانکی برای فرزندانتان برای برآورده کردن انتظارات خود برای زندگی خود، درس آقای لمان به شیوه ای غم انگیز تعلیم می دهد. اکثر مردم احساس خوشبختی می کنند تا همسر دوست داشتنی، دوست داشتنی و حمایت کننده و دو بچه داشته باشند که واقعا در مورد داستان شما توضیح داده شده است. این برای ویلی کافی نیست آنچه میلر در قالب یک فروشنده فروش مسافرتی در حال حاضر گفته است، اکنون در میان بسیاری از و شاید همه حرفه ها کاهش می یابد. این می تواند به عنوان یک حسابدار، وکیل، دکتر، سرماخوردگی سرمایه گذاری، سرنوشت یا رک و پوست کنده شود.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب مرگ فروشنده


 کتاب اتفاقات کم اهمیت
 کتاب من و داداش رباتم
 کتاب استیو جابز باشید
 کتاب دورنمای بهشت برین
 کتاب شیرین کاری های شگفت انگیز سرمگس
 کتاب کلنجارهای ذهنی