کتاب مرا نگاه کن

اثر نیکلاس اسپارکس از انتشارات برکه خورشید - مترجم: شهناز مجیدی-ادبیات آمریکا

کالین هانکوک فرصتی دیگر برای شوتش به دست می آورد. با سابقه خشونت و تصميمات بد در پشت او و تهديد زندان، هر لحظه از هر قدمي خود را متزلزل مي کند و قصد دارد مستقيما راه برود. به کالین این بدان معنی است که خود را صرفا به سمت درجه تدریس تدریس و اجتناب از همه چیزهایی که در زندگی زودهنگامشان مخرب بوده است، بپردازد. به یاد روزهای خود از درس های دشوار خود، آخرین چیزی که او دنبال می کند، یک رابطه جدی است. ماریا سانچز، دختر سختگیر مهاجران مکزیکی، تصویری از موفقیت معمول است. با مدرک تحصیلی از دانشکده حقوق دوک و کار در یک شرکت معتبر در ویلمینگتون، او یک زیبایی تاریک مو با تجربه حرفه ای به ظاهر بی عیب و نقص است. اما ماریا سابقه ترویستی دارد که او را مجبور به بازگشت به زادگاهش کرده است و بسیاری از آنچه را که یک بار به آن اعتقاد داشت، سوءاستفاده می کند. احتمال برخورد با جاده ای که باران رفته است، مسیر زندگی هر دو کلین و ماریا را تغییر خواهد داد، چالش های پیش بینی های عمیق در مورد یکدیگر و در نهایت خود. همانطور که عشق غیرمنتظره میان آنها برقرار است، آنها جرأت می کنند تصور کنند که آینده احتمالا با هم می تواند به نظر برسد. . . تا زمانی که یادآوری های شدید از رویدادهای در Marias گذشته شروع به سطح.


خرید کتاب مرا نگاه کن
جستجوی کتاب مرا نگاه کن در گودریدز

معرفی کتاب مرا نگاه کن از نگاه کاربران
2.5 ستاره @ خوب @ ......... چیزهایی که از اینجا گم شده اند ........ وقتی تصمیم می گیرم که رمان نیکلاس اسپارکس را بخوانم، خیلی می دانم و منتظر چه چیزی هستم. ببینید فقط کار نمی کنی این یک احساس گناه چندگانه (که @ Okay @) با یک استاکر در سست و مرد بی نظیر پیشرو با تاریخ تاریک و خلق و خوی داغ به @ میانجی متمایز @ عاشقانه، اما ......... من متاسفم که بگویم، ببینید که من به نظر می رسد حداقل مورد علاقه NS خواندن. ارتباط عشق فاقد احساس واقعی، شخصیت ها هام هام، و پروس خسته کننده و کمی ناکارآمد با بیش از حد بسیاری @ Okays @. در کل، یک @ خوب @ خواندن که قطعا از دست رفته @ spark @ بود.

مشاهده لینک اصلی
نیکلاس اسپارکس آن را یک بار دیگر انجام می دهد. با این حال، یک داستان به خوبی نوشته شده در مورد عشق، با کمی رمز و راز و تعلیق به مخلوط است. در ابتدا داستان کمی آرام بود، من معتقدم که این بلندترین رمانی اوست. تقریبا کمی برای شروع توصیفی احساس شد، اما زمانی که کمی بیش از نیمه راه را از دست دادم، می توانستم آن را نادیده بگیرم. آن را به عنوان بیشتر دوست داشتنی و هیجان به عنوان بسیاری از داستان های خود را به پایان رسید. اگر من تا به حال یکی از رمان هایم را دوست نداشتم، شوکه می شود.

مشاهده لینک اصلی
من طرفدار نیکلاس اسپارکس بوده ام قبل از اینکه به خواندن رمان هایش برسد. من عاشق سبک نوشتن و توصیف او هستم. به گفته او، هیچ راهی ممکن نیست او کسی بود که من را بخواند. نوشتن به نظر بسیار آماتور، به ویژه برای رمان نویس بهترین فروش با تجربه است. کالین شخصیت صفر داشت. ماریا به عنوان یک نوجوان به دنیا آمد، و نه وکیل درخشان او را به عنوان توصیف کرد. در حقیقت، ماریا و سروا بر اساس گفت و گو جدی بود، هر چند که قرار بود متضاد کامل باشند. مکالمات بین کاراکتر ها خشن و غیر طبیعی بود. گفت و گو باعث شده بود که من بارها و بارها بغضم را بکشم. اکثر گفت و گوها نشان دادند که نیکلاس اسپارکس بسیار نادر است. شخصیت برنامه های خود را به طور مداوم در قالب هایی مانندfirst قرار داد ... سپس من ... پس از آن ... @ آن بود که اگر گفتگو بر اساس فرمول ها، نه کلمات نوشته شده بود. من با شخصیت ها، انگیزه های آنها، یا عاشقانه خود ارتباط برقرار نکرده ام. من به ندرت کتاب را کم می کنم، اما من در این مورد ناامید می شوم.

مشاهده لینک اصلی
خوب، جایی که شروع می شود ... من آن را دوست داشتم! من تا کنون تمام کتابهای نیکلاس اسپارک را خوانده ام و همه آنها را دوست داشتم - و من فکر می کنم با چند کتاب گریه کردم. بر خلاف بسیاری از دوستان خواندن و نوشتن وبلاگ نویسی، گرگ و میش خواندن اعتماد به نفس را شروع نکردم - این به معنای پیاده روی به خاطر می آید - این بار .... هام .... کمی گریه کردم - میدانم که کجا داستان خیلی از اولین باری بود که شخص بدی ذکر شده بود - داستان کمی آهسته بود، خیلی طولانی بود، در ابتدا خیلی غیرمعمول بود - اما ... آن را به طرز قابل توجهی غیر جسورانه جالب بود. من نمی دانم اگر به دلیل آن بود که اولین کتابش پس از طلاق منتشر شد، اما من واقعا از طراوت آن لذت بردم. نیکلاس اسپارکس-سیری نبود. اگر من تا به حال به این نکته نپرداخته بودم، نیکلاس اسپارکس بود، من فکر می کردم این یک تعطیلات عاشقانه جدید بزرگسالان است که توسط یک زن نوشته شده است. من کالین را دوست داشتم. او چنین مردی غیر نیکلاس اسپارک بود و من او را خوشحال کردیم! یک چیز شگفت انگیز برای پیدا کردن یک شخصیت وجود دارد. من حدس می زنم شخصی در جایی زندگی نیکولاس وجود دارد که این کار را خوب انجام می دهد، اما هنوز هم آن را دوست داشتم. من کاملا به سمت چپ اگر کسی در زندگی من چنین می اندیشید، کشتن او را ناامید می کند. â € º اگر شما انتظار یک چیز فریاد و بدون توقف، شیرین و عاشقانه - نه! این بار در این زمان، مانند عاشقانه های قدیمی خود، با بخش های تعلیق است. من واقعا آن را دوست داشتم یک ویرایشگر با یک دستگاه برش بهتر استفاده می کرد - کمی اندک بود. â € œREAD IT - ذهن خود را در مورد آن تشکیل - من فکر نمی کنم â~º

مشاهده لینک اصلی
اگر شما می دانید که اگر نیکلاس اسپارک هنوز پس از طلاق خود را دارد، او نمی کند. این چیزی نیست که من انتظار داشتم. این داستان عشق نبود این یک قاتل، تعلیق، پیچ و تاب و داستان بود. با جزئیات بسیار آه، پروردگار من در مورد جزئیات بالا! شاید دیگران آن را دوست داشته باشند، اما من خیلی نا امید شدم. من حتی گریه نمی کردم !!!!! من فقط می خواستم آن را به پایان برسد. و من خیلی خوابیده بودم

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب مرا نگاه کن


 کتاب آتش و خشم
 کتاب تفنگت را زمین بگذار
 کتاب تماس سرد
 کتاب ننگ بشری
 کتاب فراسوی زنجیرهای پندار
 کتاب آخرین وداع