کتاب غذا دعا عشق

اثر الیزابت گیلبرت از انتشارات افراز - مترجم: ندا شادنظر-ادبیات آمریکا

عنوان: غذا، دعا، عشق: داستان زنی در جستجوی همه چیز در ایتالیا، هند و اندونزی؛ نویسنده: الیزابت گیلبرت؛ مترجم: ندا شادنظر؛ مشخصات نشر: تهران، افراز، 1389، در 300 ص، شابک: 9786005218510؛


خرید کتاب غذا دعا عشق
جستجوی کتاب غذا دعا عشق در گودریدز

معرفی کتاب غذا دعا عشق از نگاه کاربران
بنابراین امروز من تماشای TLCs اعتیاد عجیب و غریب من را دیده بودم که شامل یک زن بود که معتاد به استفاده از دستمال مرطوب کرده بود. او از روزی که از اعتیاد خود شروع به استفاده از 500 گرم از آنها کرد، تا 500 روز از آنها استفاده می کند. زن، ریا، از دستمال مخصوص برای تمیز کردن خود استفاده می کند، زیرا او ترس آموخته ای از دوش دارد. این ناشی از او بودن در جوانان او به شدت مورد آزار قرار گرفته است، در حالی که موارد بسیار وحشتناکی که برای وی انجام شد پیش از آن با دوش به پایان رسید. این وضعیت ناتوان کننده ای که این زن فقیر از آن رنج می برد موجب شد تا او دچار اضطراب اجتماعی وحشتناکی شود: او تنها قادر به تمیز کردن خودش با دستمال مرطوب می شود؛ از تهوع بوی بدن و از بین رفتن نقاط عطف در کودکانش به دلیل ناتوانی در ترک خانه بیش از یک یا دو ماه یک ماه. با توجه به این که او واقعا برای مقابله با این موضوع نیاز داشت، این زن شجاع تصمیم به شرکت در درمان گرفت، جایی که او جلسه ای را به اجرا درآورد که شامل او و درمانگر رفتن به حمام بود، آن را در تلاش برای جلوگیری از ترس خود را. این به معنی شاهکار نبود. راینا در معرض خطر واقعی حملات وحشتناك از صدای دوش بود. هر بار که او دوش می زد، حدود یک بار در ماه، او به کسی نیاز داشت که در حمام با او بماند تا بتواند او را حفظ کند. شما ببینید این کتاب درست است. چطور ممکن است بپرسید؟ چطور بر روی این کتاب این کتاب داستان Rhias است؟ خب، من دروغ گفتم. این کتاب چیزی شبیه آن نیست. می بینید، ریا یک مشکل واقعی بود، در حالی که این کتاب فقط با گرسنگی نابالغ است که موضوع لعنتی را پر نمی کند. بنابراین لیز از خانه زیبای او، شغل کشی، شوهر مردمی خوشحال و توانایی او برای پرتاب پول از پنجره و خنده در مورد آن، راضی نیست، زیرا جهنم، هیچ نتیجه ای ندارد! چرا پول درستی نیست ما همه اینها را داریم! آرزو می کنم لیز گیلبرت مانند من و حدود یک هزار و هفتصد و هفتاد و هفتصد و هفتاد و هشتصد و هفتاد و هشتصد و هفتاد و هشتصد و هفتاد و هشتصد و هفتاد و هشتصد و هفتاد و هشتصد و هفتاد و هشت و هفت خوردن برنج خشک برای شام چون شما به معنای واقعی کلمه نمیتوانید چیز دیگری را بفروشید. آنچه واقعا در مورد این کتاب به من دست می دهد این است که همه چیز پوچ است: من از زندگی ام خسته شده ام، بنابراین من خیلی گریه می کنم و از اصلاح پاهایم جلوگیری می کنم و به جایی از مکان های عجیب و غریب می روم، زیرا فرار از مشکلات من بهترین است راه برای مقابله با آن. و آن را دوست ندارد او هر چیزی ارزشمند با زمان خود را انجام می دهد. در این مدت تنها چیزهای فلسفی و تفکر فلسفی و غافلگیرانه Blanco-Americana وجود دارد که باعث درد می شود. و من متنفرم از این عبارت استفاده کنم، اما اساسا این چیزی است که همه چیز درباره آن است. من اعتقاد دارم که ادموند بلاددر این را بهتر می داند: @ هیچ چیز فکری در مورد سرگردانی در اطراف ایتالیا در یک پیراهن بزرگ در تلاش برای رسیدن @ وجود ندارد. ببخشید، من متنفر هستم که به خاطر خاطرات خیلی سخت باشد. پس از آن همه چیز را شخصی می شود. من ادعا می کنم چیزی را درباره لیز گیلبرت بدانم، نه واقعا - چرا ما چگونه می توانیم؟ من واقعا معتقدم که قسمت خوبی از این کتاب از هوا نازک تهیه شده است و بسیاری از آن فقط یک نمایش برای تماشاچیان را نشان می دهد. من واقعا واقعا فکر نمی کنم سرگردان در سراسر قاره ها و خود را در قلعه های فانتزی به چنگ آوردن، به طوری که به نظر نمی کثیف با همه که فقر دراز مدت فقر در خیابان ها واقعا می تواند مورد توجه روحانی قرار گیرد. و پس از این همه چیز به دست آورد؟ شوهر دیگر؟ خوب، برای شما خوب است، من فکر می کنم. به هر شخصی خودم. فقط متقاعد نشدم. من آن را خریدم همه این عصبانیت های اپرا که خانم های پرشکوه غنی به روپیه های پیش پرداخت شده فوق العاده ای می پردازند، در زیبایی های زیبا پاک می شوند و از هر چیزی شبیه به فرهنگشان دور هستند و از جنبه های جنسیتی خود مانند پنجاه سایه لعنتی لذت می برند و سپس آن را روشنگر معنوی می نامند. لطفا؛ ما همه را به نفع خود می گذرانیم و آن را پوشش می دهیم. شما فکر می کردید که مشکلی داشتید، بنابراین شما اقدام ناپدید کردید، و ظاهرا چیز خوبی است. اوم ... عالی بود

مشاهده لینک اصلی
این یکی از آن کتابهایی بود که بارها و بارها خواندم. همه کسانی که بدبین هستند خارج از انتقاد از گیلبرت برای نوشتن @ بسیار cutesy @ خاطرات که به نظر می رسد فراتر از باور است و که ادعا می کنند که او خودخواهانه برای ترک مسئولیت خود را به وضوح از دست رفته نقطه است. اولا، او این کتاب را برای شما الهام بخش نکرد. او آن را به عنوان خاطرات خود نوشت - شما می توانید با این که او در مورد او @ enlightenment، @ موافق یا مخالف است، اما نمیتوانید او را برای اینکه چگونه شادی را پیدا کرد، قضاوت کنید. این خاطرات او است نه شما. شما می توانید به هر وسیله ای که می خواهید، روشنایی دست یابید. دوم، برای بی مسئولیتی برای مسئولیت پشت سر گذاشتن، ناامید کننده است. او در ازدواج ناراضی بود. شما نمیتوانید خودتان را خوشحال کنید. من او را برای انجام کاری که بسیاری از مردم از انجام کاری می ترسند، ستایش می کنم. او فرزندان نداشت و بنابراین مسئولیت هایی که او نادیده گرفته بود حداقل بود. من همچنین متقاعد شده ام که کسانی که از کتاب لذت برده اند نمی توانند با آن ارتباط برقرار کنند. شما هرگز فاجعه زندگی را تغییر نداده اید. شما هرگز با ترس، خشم، و ناامیدی فلج نشده اید. شما هرگز نباید از طریق یک فرایند شفا که به نظر می رسد بی پایان باشد، نبوده است. شما هرگز احساس گم شدن نکردید برای شما عالی است، اما متأسفانه برای شما ارتباط با این خاطرات سخت است. در نهایت، کسانی که شما داستان خود را بیش از حد باور نکردن پیدا کرده اند احتمالا هرگز احساس لذت سفر جهان است. هیچ راهی بهتر برای کشف کردن خود از بیرون آمدن از منطقه راحتی شما و غرق شدن در شخصیتی وجود ندارد. سفر به جهان خودخواه نیست. اگر انجام دادن آنچه ما میخواهیم یا از انجام آن لذت ببریم، خودخواهی است، پس همه ما گناهکار هستیم. اگر از یک ساندویچ بستنی لذت می برید، دوستان خود را برای یک شب یا کار خوب انجام می دهید، شما خودخواه هستید. حدس من این است که آن دسته از کسانی که ارزش خود را در این کتاب پیدا نکردند با زندگی خود ناراضی نیستند. شاید شما باید خودتان کمی بیشتر خودخواهانه باشید.

مشاهده لینک اصلی
من این کتاب را باور نکردنی دانستم. من از این خیلی متنفر بودم که امروز صبح بلند شدم تا آنرا به پایان برسانم و به کتابخانه مراجعه کردم و صادقانه به من نگفتم. من آنقدر افتخار نمیکنم. به نظر من این خیلی محکم بود که هیچ شکی نیست من می توانستم فصل دوم را ادامه دهم اگر تعهدات باشگاه کتاب نبود. از سبک نوشتن او لذت بردم، اما من نمی توانستم او را گرم کنم. برای منصف بودن، من فکر می کنم او خواهد بود نویسنده عالی سفر. بخش در هند بود آزار خواندن. من به اندازه کافی افرادی را دیدم که از آسیامهای هند بازمی گشتند تا بدانند که آنها اغلب به نظر می رسند خود جذب می شوند و من نیز متقاعد شده ام که آنها واقعا در ساعت 3 صبح بلند می شوند تا آنها حتی بیشتر @ me @ time هم داشته باشند. او اصرار زیادی به تغییر نظر من نداشت. به راستی، این زن مدیت طولانی تر، سخت تر و خشن تر از هر کس دیگری، گذشته یا حال دارد. او برنده رقابت مدیتیشن شد که هیچ کس در واقع آن را نداشت. احتمالا این روشنفکری نبود که او پیدا کرد، اما به سادگی که او در نهایت کاملا جذب خود شد. اشتباه آسان برای ساختن

مشاهده لینک اصلی
سلیقه، خودخواهانه و در نوعی وسواس لیبرال آمریکایی با عجیب و غریب @ oriental @ عجیب و غریب است که منحصرا توهینآمیز است زیرا به وسیله آن متخلفان رفتار می شود. او دیگران را همانگونه که برای مصرف آمریکایی های غریبه، غنی و آمریکایی موجود است، اداره می کند و این کتاب یک بنای تاریخی برای این نوع غرور و نادانی است.

مشاهده لینک اصلی
خوب، من اعتراف می کنم که هنوز 30 صفحه برای رفتن وجود دارد که من به زودی خواندن آن را خواهم داد (نیاز به یک تعطیلی از کتاب وجود دارد) و من به شدت تردید خواهم کرد که رتبه من 2 ستاره را تغییر دهم. من می دانم که بسیاری از مردم این کتاب را دوست دارند به دلایلی که من را در نظر می گیرند، بنابراین من به آرامی به این نتیجه می رسم که به عنوان انتقاد از نظرات شخصی مردم، و نه تنها کتاب خود. اول، نویسنده را خیلی دوست داشتم. من خواندن خوانندگان دیگر بررسی که در آن او به عنوان بسیار خنده دار و مانند یک دختر که همه دوست دارم به دانستن و به شما بگویم، من احساس نمی عشق را دوست داشتم توصیف کرد. او به من افتخار، جذاب و ناراضی بود. من احساس کردم که می خواست خودش را قربانی طلاق و افسردگی اش کند. او در مورد برخی از جنبه های کاهش ارتباط او با شوهر سابق خود و نیز برخی جزئیات مربوط به طلاق، به من چسبیده بود، که منجر به اعتقاد من به این شد که او واقعا عدد شمرده شده است، اما بعد از آن او در سراسر کتاب چگونه او یک طلاق را بسیار دشوار ساخت. من نمیخواهم صدای قضاوت در مورد اینکه چگونه با آن مقابله کرد، چرا که نمیتوانم با آن برخورد کنم و از من منصفانه نیست، اما من فقط نمیتوانم کمک کنم، اما احساس میکنم وقتی او ظاهرا اکثریت دلیل تقسیم آنها. به علاوه او مانند او تنها کسی است که در طلاق از دنیا رنج می برد؛ اما او تنها با یک مرد کمتر از یک ماه پس از اینکه می دانست ازدواج از او می خواست (و حساب او مشخص نیست) تا چه مدت پس از تحقق او او در واقع طلاق توپ نورد به طوری که من نمی توانم کمک، اما فرض بر این است که او نامعلوم است.) بنابراین سخت بود که برای او همدردی زمانی که او هیستریک بیش از سابق مخالف در مورد جزئیات حل و فصل. ام، من فکر می کنم این اتفاق می افتد زمانی که شما با همسر خود را با یک درخواست طلاق کور می شوید. فقط به این نکته اشاره نمیکنم که زندگی کنم. ثانیا، در جستجوی معنویت، نمیتوانم کمک کنم، اما بعضی از آن را کمی عجیب و غریب پیدا کردم. و آیا می تواند او را در اقامت در Ashram در هند طولانی تر و یا با بیشتر ذهن، numbing، جزئیات احمقانه است؟ من متوجه شدم که تمام پاراگراف ها را در یک زمان صرف می کنم، نه فقط به خاطر آنکه من کمی عجله داشتم که کتاب را قبل از کتاب کتاب بخوانم ... اما چون او از من بی حوصله بود. از نظر من، بخش مورد علاقه من از هند، ریچارد تگزاس بود. بنابراین فرض میکنم فقط برای ما چیزی را که من از بخش هندوستان خارج کردم جمع میکنم. اما من همه چیز را با توجه به نکات کاملا منفی کنار میگذارم. من بخشی از کتاب را دوست داشتم، بعضی از آنها به طور کامل. به عنوان مثال، دوستانم را دوست داشتم، و درمورد چگونگی پیدا کردن نویسنده چنین نامعلوم، ناراحت هستم، اما به نوعی او در زندگی او چنین افرادی باهوش دارد؟ و او تا به حال برخی از خنده دار با بیت کمی سارکستیک است که من را از نگهبان گرفت و باعث شد من با صدای بلند خندید. زمانی که او بیش از حد سخاوتمند نبود، من دوست داشتم توصیفات خود را از ایتالیا، هند و بیشتر به خصوص اندونزی بخوانم. و البته، چه کسی از توصیف او از پیتزا در ناپل نترسید؟ یام من بخاطر آن دو بار بخوانید :-) ~

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب غذا دعا عشق


 کتاب معجزات تغییرات مثبت
 کتاب ولگردهای دارما
 کتاب نابغه
 کتاب زندگی عشق و دیگر هیچ
 کتاب جلسه گروهی
 کتاب افتادگان پیروز