کتاب شفق

اثر استفنی مه یر از انتشارات در دانش بهمن - مترجم: ایرج مثال آذر-ادبیات آمریکا

در مورد سه چیز کاملآ اطمینان داشتم :اول اینکه ادوارد خون آشام بود، دوم اینکه بخشی از وجود او به خون من تشنه بود ، اما نمی دانستم این بخش از وجودش تا چه حد قوی و نیرومند است ، و سوم اینکه ... من بی هیچ قید و شرط و به طور برگشت ناپذیری، در دام عشق او گرفتار شده بودم.


خرید کتاب شفق
جستجوی کتاب شفق در گودریدز

معرفی کتاب شفق از نگاه کاربران
نام من بلا است بلا لوان چه چیزی استننی به شما نمی گوید. آن فوق العاده duper-important.on صبح بعد از باران، آن را بارانی در خارج بود و من آن را تا به حال آنقدر بارانی است تمام وقت. من به خودم خندیدم، هوا سرد بود! من به باران خارج از خیره شدن نگاه کردم، که در آن آنها معمولا باران را نگه می دارند. هیچ وقت باران در ققنوس وجود نداشت. من ققنوس را دوست دارم از باران متنفرم. من روی یک جیب بزرگ هواپیما در طبقه اتاق خوابم ایستادم و جمجمه من را به گوشه ی کتابخانه یم برد، که سه قفسه داشت و روکش چوب مصنوعی بود. بعد از اینکه فشردهای سرد را اعمال کردم و اکثر خونریزی ها را کاهش دادم، به مدرسه می رفتم، اما باید ساختمان مدرسه را در سراسر شهر حرکت داد. من به خودم زحمت کشیدم، مدرسه ای که مدام در حال حرکت است! بعد از اینکه چند ساعت به آنجا می رفتم تا جایی که آنها ساختمان را قرار می دادند، ادوارد کالن در کنار نقاشی نقره ای و نقاشی خود، به نظر من، در کنار نقاشی هایش نقاشی کرد. قفسه صحیح عضلانی، تفنگ ساچمه ای بود، یک تی شرت با آستین بلند و آستین آبی رنگ آبی، شلوار جین مناسب را با دوخت کنتراست در یک شستشوی ناخوشایند و یک کت رنگی با رنگ عقیق ساخته شده از پوست های رنگ شده مهر و موم کودک . او بسیار خوب لباس می پوشید، مانند کسی که لباس های زیبا را می پوشاند. این قفسه سینه باشکوه به من مثل یک دوست قدیم مچاله شده بود، اما ادوارد از منزل راننده به من نگاه کرد. چشمانش سیاه بود. من فکر می کنم او با glaucoma.even پایین آمد، هر چند او به من نگاه کرد و انگشت به من داد، او لبخند زد و گفت من به دنبال او به مدرسه. او می دانست کجا آن را نگه داشته است من تعجب می کنم که او چگونه متوجه شد. اما درست بعد از آن من تقریبا بیش از پدال گاز من افتاد و از طریق شیشه جلو افتاد. من خیلی ناامید هستم هنگامی که ما به مدرسه می رسیدیم، سندورس Edwards سفتی عضلانی به کالج انگلیسی رفت. @ در آن لحظه مراقب باش، @ قفسه سینه در حالی که در همان زمان به من یک نگاه شوم ناخوشایند که خون را در ورید زیر پوست من در بدن من احساس یخ سرد به من نگاه کنید. @ haha، @ من giggled، ضربه زدن به قفسه سینه بر روی جوراب های نازک آن. @ بسیار خنده دار، @ من بعد گفت انگشت خود را در اطراف نوک پستان اندازه خود را کندی نیم دلار است. @ سعی می کنید مراقب باشید، @ من جوانی، در سردی غیرمعمول منتشر شده توسط obliques tight او ​​هر کس به ما در راهرو خیره شد، که یک فضای داخلی طولانی است که اجازه می دهد دسترسی به درب های مختلف. دانش آموزان لباس و صحبت کردن و حمل کتاب ها را پوشیدند. از طریق پنجره های کلاس که روی درهای بیرونی نگاه می کردم، می دیدم که باران هنوز بارانی در بیرون است. سپس من روی clitoris clamped کردم و به سبد خرید فولاد گالوانیزه بر روی کاسترها افتادم. سه نفر به شدت مجروح شدند. من زخمی شدم و قرمز روشن شدم. چگونه خجالت کشیدم.در پایان روز مدرسه، ادوارد کالن آمد تا من را به ماشینم بیاورد. قفسه سینه اش جایی نبود که دیده شود. احتمالا در جمهوری موز و یا شیرهای کوهستانی شکار دوباره. من به خودم زحمت کشیدم، سارا داری! @ my car؟ @ من بعد از اینکه زنگ زد گریه کردم. یادت نیست که امروز صبح وقتی به بیمارستان یتیم رسیدی بهت زده بودی؟ او به چشمانش نگاه کرد. او به من خیمه عاج خود را داد تا از باران خشک شود، که معمولا بسیار مرطوب است. سپس او دوباره به من نگاه کرد و لبخند زد و با نیمه سمت راست دهان او، اما با نیمه سمت چپ دهانش نشسته بود و در قسمت میانی دهانش به طرز عجیبی ظاهر می شد. @ شما می دانید، @ گفتم، افتادن یک سپر پارک به یک rain فقط چیزی است که من را خیس می کند. @ @ اجازه می دهد که فقط دوستان، @ او را می شنوید، arching یک ابرو، خم کردن مچ دست های مضر خود، و flaring نوک انگشتان زیبایی عضلانی خود را. من متوجه شدم و سپس او ممکن است یک خون آشام. یا واقعا همجنسگرا یا یک خون آشام واقعا همجنسگرا. باید می دونستم. او كاست ها را در ماشین كوچك كرد.

مشاهده لینک اصلی
من در واقع مجبور بودم این کتاب را سه بار بررسی سه جانبه شخصیت خود کنم. امتیاز سه ستاره من میانگین این سه است: نظر 1، توسط دختر 15 ساله من (5 ستاره): بلا است هوشمند، خنده دار، خوب خواند، زیبا و در عین حال اشتباه بسیاری از همسالان خود (درست مثل من ) سپس او با یک مرد سرد و گرم آشنا می شود که به نظر می رسد یک خون آشام خوب است و او می تواند چیزهای بسیار جالبی را انجام دهد، مثل ماشین های سریع و توقف با دستان خود، اما هنوز شیرین و شگفت انگیز است. فانتزی نهایی تحقق آرزو - چه چیزی دوست ندارد؟ میرز می تواند قلب شما را تا حدودی افزایش دهد، شکنجه می شود @ باید با هم باشد / نه، اگر من به شما صدمه زده @ pg-13 erotica.Review 2، توسط طرفدار من YA Lit (3 ستاره): Meyers می توانید بگویید یک داستان بسیار خوب، زمانی که او به خود اجازه می دهد که خود را در واقع به آن بگوید - کتاب شروع به خوبی، و کمی بیشتر جالب بود اگر من hadnt دانست که او یک خون آشام بود. پس از آنgetting طولانی به شما می دانم @ تبادل تبادل تبادل بین ادوارد و Bella - بدون طرح، فقط داستان پشت و نمایشگاه مخفی شده به عنوان مکالمات، و خیلی بیشتر @ من نمی تونم با شما باشد، من نمی خواهم به شما به شما صدمه بزنید @ @ اما من شما را دوست دارم، من در مورد خطر نیستم! @ back-and-forths. با این حال، هنگامی که ترس های بد ظاهر می شود، داستان به عقب رسیده و پایان بسیار هیجان انگیز است. هنگامی که میرز نتوانست در مورد اینکه چگونه ادوارد کاملا فرشته ای است (دوباره!) می تواند صفحات را تبدیل کند. از آنجایی که چندین صفحه برای نوشتن وجود دارد، من آرزو می کنم او این فوریت را به داستان تبدیل می کند اغلب. در حالی که بسیاری از کلیشه های متعارف خون آشام (سهام، نور خورشید، سیر، تابوت) را ترک می کنند، او تمام کلیشه های مدرن وحشتناک و عاشقانه (پوست آلبالوست، موهای خوب، طعم گران قیمت در لباس ها، از لحاظ دفاعی دور) را حفظ می کند و چندین از پیچیدگی های ناگوار خود (خون آشامها از خورشید جلوگیری می کنند، زیرا باعث می شود که آنها درخشش داشته باشند، قبیله خوب و خوش تیپ بعضی از نسخه های بیس بال را در صحنه هایی که برای طعم و مزه من بیش از حد کیدیچ بود، بازی می کنند). بیش از حد بسیاری از کلش یا تلاش برای سخت به اصل - به طوری که هر دو انتقادات دقیق است. بررسی 3 توسط فمینیست داخلی من (1 ستاره): مایرز توصیف بلا به عنوان قوی، شجاع و مستقل است، اما پس از آن او را به عنوان یک بدون Spineless، کشته شدن قربانی که باید توسط دوست پسر خشونتآمیز و حساس و محافظتش مورد نیاز باشد. او به طور مداوم در مورد اینکه چگونه ادوارد در همه چیز کامل است و چگونه آنقدر زرق و برق دار است و او آنقدر غیر قابل قبول از او، چگونه بسیار قوی و او از او محافظت می کند. در واقع، او هرگز هیچ دلیلی برای دوست داشتن او به جز اینکه چقدر داغ است، اما عادلانه است، زیرا ادوارد هرگز دلیل دیگری را برای دوست داشتن او نمی بیند از اینکه بوی خوبی دارد. او ناامید است که بلا تنها کسی است که افکار او نمی تواند بخواند، به طوری که او در گوشه ای از دوستان خود می بیند که آنها را درک می کند، هر وقت که از خانه بیرون می آید، او را دنبال می کند، و وقتی به خواب می رود، این صدای شیرین نیست، به نظر می رسد فریبنده است. اگر دختران عاشقانه و روحانی عاشقانه و متعصب باشند، آنها باید سه فصل بوفی را تماشا کنند - نه تنها خون آشام تیره، مرموز و تضاد وجود دارد، خود او.

مشاهده لینک اصلی
واژه ها نیازی به گفتن نیست. © هرکسی کمیک

مشاهده لینک اصلی
صرفه جویی در وقت شما: heres تمام گرگ و میش در 20 قطعه گفت و گو \u0026 amp؛ یک وقفه وحشیانه - wack intermission.First 200 صفحات: @ من مثل شما، ادوارد! @ @ شما نباید! منخطرناکم @ @ من دوستت دارم، ادوارد! @ @ اما من خطرناک! @ بعدی 50 صفحه:Im a vampire! @ @ من شما را دوست دارم، ادوارد! @ @ اما من یک خون آشام هستم! من خطرناک هستممن شما را دوست دارم، ادواردNext 100 صفحه: @ من مثل شما، ادوارد! @ @ شما بوی خوب، بلا. منخطرناک هستم @ من شما را دوست دارم، ادوارد! @ @ لعنت، شما بوی خوب. @ @ من شما را دوست دارم، ادوارد! @ @ همچنین، من در نور خورشید درخشش. @ بعدی 50 صفحه: A. VAMPIRE بیسبال. GAME (من آرزو می کنم شوخی کردم) آخرین 100 صفحه: @ به من کمک کنید، ادوارد! من در حال تعقیب هستم! @ @ شما را نجات می دهید! @ @ به من کمک کنید، ادوارد! من @ @ @ شما را نجات می دهید! @ @ اوه، ادوارد! @ @ شما بوی خوب @ (نیم ستاره برای عدم کیفیت، و یک نیم ستاره برای غیر قابل پیش بینی خنده دار ... به خصوص صفحه 314.)

مشاهده لینک اصلی
اجازه دهید به شما یک ایده بدهم که چقدر نظر من در مورد این کتاب در مراحل مختلف خواندن تغییر کرده است. وقتی که من حدود یک سوم از راه را داشتم، من آنقدر به آن افتادم که بلافاصله اسم خود را در لیست رزرو کتابخانه برای دنباله قرار دادم، و هر نسخه در BookMooch را لیست کرد. در حال حاضر، با پایان دادن به، من شک دارم بیمار خواندن هر بیشتر در سری. افتتاحیه واقعا جالب است: بلا از آریزونا آبی به حالت بارسا و غم انگیز واشنگتن حرکت می کند تا با پدرش زندگی کند (مادرش تا حدودی سعی می کند از شوهر جدیدش پیروی کند، در حالیکه در جاده ها به عنوان یک بازیگر لیگ جزئی بازی می کند). به تعجب او، او در مقطع فوق لیسانسش تقریبا از لحاظ فوری به دست می آید. به استثنای زیبایی ادوارد کالن و خواهر و برادرش که او را نادیده می گیرد یا در مورد خود ادوارد، به نظر می رسد که او را دفع می کند. اگر چه خواننده احتمالا می داند که در این قسمت حداقل چیزی که در مورد آن اتفاق می افتد، مربوط به ادوارد بودن یک خون آشام است (زیرا در BIG Letters در پشت که ادوارد یک خون آشام است می گوید) هنوز هم سرگرم کننده است که درباره آنچه دقیقا در جریان است فکر کند € \"چرا ادوارد به نظر می رسد هر دو کشیده شده و دفع شده توسط بلا؟ چرا او زندگی اش را نجات می دهد؟ به هر حال، دسته ای از خون آشام ها که دانشجویان را مجبور می کنند در یک دبیرستان شهر کوچکی را جعل کنند، متاسفانه، پاسخ به همه این سوالات، به نظر می رسد که وجود ندارد یا بسیار لنگ. ادوارد بطور شگفت انگیز به بلا واکنش نشان می دهد، زیرا او 1) بوی غریب خوبی دارد و 2) تنها کسی است که تا به حال دیدار نداشت و ذهن او نمی توانست بخواند. به نظر می رسد شماره 1 او را دوست دارد، در حالی که دلایل شماره 2 هرگز توضیح داده نمی شود. اما شما می دانید، مسائل اسرارآمیز واقعی ظاهرا مهم نیستند، بلکه مهم تر آن است که متوجه شویم که کولن ها خون آشام های خوب هستند که فقط حیوانات را می خورند و کارهای خوب و آمریکایی انجام می دهند مانند بازی بیس بال در جنگل. باشه! همچنین تمام ضعف هایی که شما می بینید خون آشام ها هستند فقط اسطوره ها هستند. سیر، سهام، حتی نور خورشید - هیچ مشکلی. با این حال ادوارد هرگز حتی در نظر بلا را در نظر نگرفت، زیرا او او را یک چیز بد می کند. اوه، و همچنین آنها نمی توانند رابطه جنسی داشته باشند، احتمالا به خاطر اینکه مایر یک بار خوانده شدهMan of Steel، Woman of Kleenex @ (و / یا مورمون است. با عرض پوزش). در عوض، آنچه ادوارد و بلا ظاهرا می توانند انجام دهند بسیار ایمن و نوجوان هستند آنها دوتا لو (با وجود ادوارد در واقع بیش از 100 سال سن) و تهدید شده توسط یک تبه کار است که در آخرین رمان ها نشان می دهد فقط به آن برخی از ظاهر یک طرح واقعی. سپس، هنگامی که همه چیز خوب است، آنها به پارک بروید! به طور جدی. کتاب با ادوارد همراه با بللا به طرفداران است. چی. این و هنوز هم هیچ کدام از این ها به سوال شماره ی من پاسخ نمی دهند: اگر شما یک خون آشام قرن هستید، چرا HELL وقت خود را صرف تحصیل در دبیرستان در ایالت واشنگتن خواهد کرد؟ (به خصوص هنگامی که شما حتی نمی خواهید دختران دبیرستان را بگشایید.) فرشته در حالی که دلشوره ترین لحظاتش را داشت، ستون فقرات بیشتری داشت.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب شفق


 کتاب ما یک عمر قلعه نشین بوده ایم
 کتاب ۱۲۵ اصل موفقیت وارن بافت
 کتاب سه گانه ی نیویورک
 کتاب موکل خطرناک
 کتاب نفرتی که تو می کاری
 کتاب لطفا به من نخندید