کتاب سه شنبه ها با موری

اثر میچ آلبوم از انتشارات قطره - مترجم: ماندانا قهرمانلو-ادبیات آمریکا

این ده سال است که مایکل آلبوم اولین بار به حکمت موری شوارتز با جهان پیوسته است. در حال حاضر، دوازده میلیون نسخه بعد، در یک کلمه پس از آن، میچ آلبوم دوباره به معنای درسهای زندگی موری و تأثیری ملایم و غیرقابل برگشت جلسات سه شنبه خود در تمام آن سالها بازتاب می یابد. . .

_____

شاید پدربزرگ و مادربزرگ یا معلم یا همکار باشد. کسی که مسن تر، بیمار و عاقل باشد، هنگامی که شما جوان بودید و در جستجوی شما بود، به شما کمک کرد تا جهان را به عنوان یک مکان عمیق تر ببینید، به شما توصیه های صحیح برای کمک به راه خود را از طریق آن انجام دادم.

برای میچ آلبوم، آن شخص موری شوارتز، استادیار کالجاش از نزدیک به بیست سال پیش بود.

ممکن است، مانند میچ، شما را از این مربی که در راه خود ساخته اید، از دست دادید، و بینش از بین رفت، و جهان به نظر می رسید سردتر بود آیا مایل به دیدن این فرد دوباره هستید، از سوالات بزرگتر که هنوز شما را تحقیر می کنند، سوال کنید، امروزه برای زندگی شلوغتان، عقلتان را به همان شیوهای که شما جوانتر بودید، می گیرید؟

میچ آلبوم شانس دوم را داشت. او موری را در ماههای آخر عمر مردان مسن تر کشف کرد. دانستن اینکه او در حال مرگ بود، موری با هر بار سه شنبه متیچ در مطالعه خود ملاقات کرد، درست همانطور که در کالج پشت سر گذاشت. رابطه بازسازی آنها به یک کلاس "نهایی" تبدیل شد: درس زندگی زندگی.


خرید کتاب سه شنبه ها با موری
جستجوی کتاب سه شنبه ها با موری در گودریدز

معرفی کتاب سه شنبه ها با موری از نگاه کاربران

‎دوستانِ گرانقدر، این رمان در موردِ مردی به نامِ <میچ> است که در زمانِ دانشجویی استادِ جامعه شناسی به نامِ <موری> داشته است که این استاد در میان دانشجویان بسیار دوست داشتنی بوده است... <موری> به بیماریِ بدونِ درمانِ @ای-ال-اس@ مبتلا شده است... پس از ۱۶ سال <میچ> پس از دیدنِ <موری> در تلویزیون، تصمیم میگیرد به دیدنِ او رود... بیماری پیشرفت کرده و از پایین بدنِ <مو
‎ری> در حال فلج شدن و از کار افتادن است... <میچ> تصمیم میگیرد تا این روزهایِ آخر را با استادش بگذراند... لذا هر سه شنبه به دیدنِ <موری> رفته و با او به گفتگو مینشیند....و این کتاب به گفتگوهای این شاگرد و استاد در تعدادِ ۱۴ سه شنبه، از زبانِ <میچ> پرداخته است
‎در زیر به انتخاب برخی از نصیحت هایِ <موری> خطاب به <میچ> را در زیر برایتان مینویسم
-------------------------------------------------------------------------------
‎اگر میخواهی برایِ اشخاص در رده هایِ بالا تظاهر به دارندگی کنی بهتر است فراموش کنی. به هر صورت به تو به دیدگاه حقارت نگاه میکنند... برایِ افراد واقع در رده هایِ پایین هم تظاهر به بزرگی نکن. تنها به حالت غبطه میخورند.. جاه و مقام تو را به جایی نمیرساند، تنها با دلی با دریچه هایِ گشوده، همجریانِ بقیه میشوی
-------------------------------------------------------------------------------
‎اشکال بر سرِ این است که همه عجله دارند، مردم به معنایی در زندگیشان نرسیده اند، به همین دلیل پیوسته شتاب دارند که آن را بیابند. به فکرِ اتومبیل بعدی، خانهٔ بعدی و شغلِ بعدی هستند. بعد میبینید که اینها مقولاتی تهی و بی معنا هستند، از این رو به دویدن ادامه میدهند
-------------------------------------------------------------------------------
‎جسم به مثابه صدفی است برایِ حفظِ روح و روان.. وقتی مُرد، از بدنش جز مشتی پوست و استخوان بیفایده باقی نخواهد ماند، با این ذهنیت دل کندن از تن راحت تر میشود
-------------------------------------------------------------------------------
‎ما عادت نداریم لحظه‌ای بایستیم، پشت سرمان را نگاه کنیم، زندگی‌هایمان را ببینیم و به خودمان بگوییم، همه چیز همین است؟ همه‌ی چیزی که من می‌خواهم همین است؟ آیا این وسط چیزی گم نشده؟
-------------------------------------------------------------------------------
‎تا زمانی که بتوانیم یکدیگر را دوست بداریم، و مهر و عشقی را که داشتیم بخاطر بیاوریم، میتوانیم بی آنکه واقعاً برویم، بمیریم.. عشقی که ایجاد میکنید، پایدار باقی میماند، خاطراتی را که می آفرینی باقی می ماند.. زنده باقی میمانی- در دلِ همهٔ کسانی که رویِ آنها اثر گذاشته ای
-------------------------------------------------------------------------------
‎همه میدانند که روزی میمیرند، اما کسی این را باور نمیکند.. اگر باور میکردیم، رفتارمان را تغییر میدادیم
-------------------------------------------------------------------------------
‎پیر شدن صرفاً زوال و تحلیل رفتن نیست، رشد هم هست. چیزی بیشتر از نزدیک شدن به مرگ است.. همه اش جنبهٔ منفی نیست، جنبهٔ مثبت هم دارد.. میفهمی که باید بمیری و با این علم و اطلاع بهتر زندگی میکنی
-------------------------------------------------------------------------------
‎امیدوارم از خواندنِ این کتاب لذت ببرید
‎<پیروز باشید و ایرانی>

مشاهده لینک اصلی
همین که پیرمرد قصه یه جورایی نفسش از جای گرم بلند میشد خورد تو ذوقم

مریض باشه و بدنش کم کم از پاهاش شروع کنه به فلج شدن و همین طوری بیاد بالا و اون قدر دستش به دهنش برسه که نه تنها از عهده ی مخارج این بیماری مهلک برمیاد بلکه شصت نفر هم فول تایم تو خونه ش استخدام کنه که به امورش رسیدگی کنند...خب اعتراف کنین که طرف خیلی خاصه! متفاوته! مرفهه

زندگی پیچیده تر از اونیه که همه مون بخوایم لای خطوط یه کتاب به این سادگی با یه قانون شسته رفته پیداش کنیم بخصوص اگه این آقای معلم زندگی، تو همچین شرایط متفاوتی از وضعیت اکثریت باشه



مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب سه شنبه ها با موری


 کتاب آیلین
 کتاب قدرت شگرف درون
 کتاب سه گانه همسان
 کتاب 365 گام تا موفقیت
 کتاب تابستان مرگ و معجزه
 کتاب زیبای خفته