کتاب سرگذشت آرتور گوردن پیم

اثر ادگار آلن پو از انتشارات نسل آفتاب - مترجم: پرویز شهدی-ادبیات آمریکا

موضوع کتاب داستانی ماجراجویانه است، که مثل بسیاری از داستان‌های کوتاه پو، در عین حال که از منطق و استدلال تحلیل‌گرانه محکمی برخوردار است، در ظاهر چیزی جز شرح ماجرایی هیجان‌آور نیست، اما با توضیحاتی که قبلا داده شد، شگرد پو در این است که سعی می‌کند در قالب واقعیت‌های عینی، که گاه عجیب و غریب و گاه دور از ذهن است و در عین حال انکارناپذیر، واقعیت‌های ذهنی را که مقصود اصلی و غایی اوست دنبال کند.


خرید کتاب سرگذشت آرتور گوردن پیم
جستجوی کتاب سرگذشت آرتور گوردن پیم در گودریدز

معرفی کتاب سرگذشت آرتور گوردن پیم از نگاه کاربران
عزیزم روایت آرتور گوردون پیم، من عاشقت هستم ازت متنفرم. من شما را اشتباه می گیرم زیرا شما در این احساسات متضاد منجر می شوید. واقعیت؟ من واقعا با شما ارتباط برقرار کردم، زیرا فکر کردم که شما یک رمان ماجراجویی دریایی مستقیم خواهید بود که در آنMaster و فرمانده @ من شنیدم شما هرمان ملویل را الهام بخش هنگامی که او Moby دیک را نوشت. این چیزی است که من دنبالش بودم چه چیزی کردم ... خوب، شما آرتور؟ گوردی: شما همیشه به عنوان یک رمان ماجراجویی بودید. این قدرت شماست و من همیشه دوست داشتم که در مورد شما. من داستان های وحشتناک خود را از قاچاق انسان، کشتی های مردگان، شورش، حملات کوسه، قتل یک خرس قطبی با چاقو و اسپری های خون و غیره را دوست داشتم. اما پس از آن، آره، قسمت هایی بود که در آن به تو انتقال داده شد عبارات طولانی در مورد اصطلاحات دریایی برای صفحات و صفحات شما طول و عرض جغرافیایی و نحوه جریان جاده ها را درهم ریختید. من تقریبا شما را ترک کرد. شما به عنوان جهنم زیبا بود، اما از الاغ من خسته شدم. @ به این عمل دست زده، آرتور @ من می خواستم بگویم، @ اگر می خواستم یک شناسه سفرنامه بخوانم سفر «بیگل». اگر می خواستم یک رساله درباره عادت های لانه سازی پرندگان ناودان پیدا کنم، یک کتاب زمان زندگی را پیدا می کنم یا از ویکیپدیا دیدن می کنم. من احساس می کنم شما آرتور همه چیز را برای همه مردم می خواهید. من فکر می کنم این موضوع مربوط به ریشه های شماست، چگونه شما به صورت روزانه در یک روزنامه منتشر شده و مجبور به تجدید نظر در مورد خوانندگان مختلف هستید. و در حالی که من تطبیق پذیری شما را تحسین می کنم، من فکر می کنم شما فقط باید به افرادی که واقعا در آنها هستید، بچرخید: رمان ماجراجویی. یا شاید، دوباره، این تنها کسی است که من می خواستم شما را داشته باشید و من انتظاراتم را بر شما می گذارم. اگر احساس کنید که من خسته شده ام، خوب است. و شما نیز یک نژادپرست از یک جنس است. همه بچه های سیاه و سفید یا جهنمی هستند یا وحشی کشیدن قوزک پا؟ بیا دیگه! آرتور، من متاسفم که آن کار را انجام نداد. من می خواستم تو را خیلی دوست داشته باشم من می خواهم عاشقان دیگرت را مقایسه کنی: تمدن های گمشده من به من یادآوری بورخس را یادآوری کردی، کاپیتان های خود مرا به رابرت لوئیس استیونسون یادآوری کردند، شما به نظر می رسید گاهی اوقات مثل شما می توانستید رمان خمیری در قرن بیستم میلادی بسازید --- همه سوپاپ و لبه - از ماجراجویی در محل خود. اما من فقط نمی تونم از نقاط ضعفم دور بشم. و شاید این تقصیر من است من فکر می کنم تفاوت های سنی ما بین ما است. شما از نسل مختلف آمده اید. من نمی توانم کمک کنم، اما شما را با استانداردهای مدرن تحمل شما (و قدردانی بعد از Himingway برای جملات قوی و مختصر) قضاوت می کنم و این برای من هیچ عادلانه نیست. مطمئن هستم خواننده ای بهتر است برای شما، جایی، آرتور. این هفته و نیم گذشته برخی از زمان های خوب داشتیم اما خوشحالم که حرکت می کنم. من مشتاق هستم با یک کتاب دیگر رابطه برقرار کنم. من و ریموند چاندلر اخیرا یکدیگر را مشاهده کرده اند و فکر می کنم شاید کمی آن را دنبال کنم. من مشتاق شروع یک فصل جدید در زندگی خواندنم هستم (متاسفم). این شخصیت را هرگز از دست ندهید. باز هم: نه آن شما، آرتور. منم. با احترام، ریچارد PorterP.S. پوشش الاغ بد، BTW.

مشاهده لینک اصلی
شعر تنها رمان، داستان از آرتور گوردون پیم از Nantucket به طور متوسط ​​به عنوان داستان ماجراجویی قرن نوزدهم مانند داستان های ژول ورن یا رابرت لوئیس استیونسون نیست. در عوض، نوعی از داستان است که برای بسیاری از داستان ها به عنوان یک پیشگوی عمل می کند و جهنم سوار عجیب و غریب است. این روایت آگوستوس و راوی ما، آرتور گوردون پیم را معرفی می کند. فصل اول به یک ماجراجویی مستی از این دو پسر می گوید. مطمئن نیستید که چرا این فصل وجود دارد، اما آن وجود دارد. چند فصل بعد می گوید یکی از بهترین ماجراهای دریا Ive در مدت زمان طولانی خواندن! همانطور که آگوستوس و پدرش تصمیم گرفتند برای اقیانوس آزاد بازنشسته شوند، پیم تصمیم می گیرد با کمک دوست خود به ناشنوایی برسند. خوب، همه چیز به سمت آن کشتی به سمت جنوب حرکت کرد. با صحنه های سنگین، خونریزی و بقای، آن دسته های اولیه توسط پو به خوبی ساخته شده بودند. من به خصوص صحنه را با کشتی شبح دوست داشتم. آنها دلهره آور بودند و تخیل من وحشی شد! اما پس از آن داستان تغییر مسیر. به جای چسبیدن به فضای دیوانه داستان در فصل های اولیه ایجاد شده، پو به یک روایت اکتشافی و تفصیلی تبدیل می شود که به داستان های جول ورن مرا یاد داد. به نظر می رسد که ژول ورن واقعا تحت تاثیر این سبک قرار گرفت. Verne از طرفداران Poe به مدت طولانی بود و حتی در سالهای بعد یک دنباله ای به این رمان نوشت. در هرحال، اکنون با Pym و گروهش در یک کشتی جدید خنثی می شویم و تصمیم می گیریم منطقه ی ناشناخته قطب جنوب را کشف کنیم. آنها یک جزیره مرموز را که توسط یک قبیله سیاه و سفید ساخته شده اند پیدا می کنند (حتی دندان هایشان سیاه هستند). جزیره خود را شگفت انگیز است به عنوان آن را با فلور و fauna کشف نشده است.این قسمت مانند رمان آرتور کانن دویل، جهان از دست رفته خواند. زمین کشف نشده با بومیان عجیب و غریب و محیط های عجیب و غریب؟ دویل درست در آنجا وجود دارد. اکنون این کار است که به وضوح الهام بسیاری از نویسندگان است. حتی HP Lovecraft این داستان را با رمان خود، در کوه های جنون، متصل می کند. اما به عنوان یک رمان، روایت از داستان و سبک های متناقض رنج می برد. صادقانه بگویم، پس از فصل 13، داستان آن را فریب داد و موفق نشد آن را به دست آورد. بنابراین من تفکر 5 ستاره برای نیمه اول و 2 ستاره برای بقیه. همچنان پایان ... پایان چیست؟ به نظر می رسد یکی از آن مرگ های عجیب و غریب که در اخبار می شنویم: آنهایی که در آن مردم به طور ناگهانی پس از تایپ کردن فرستاده می میرند

مشاهده لینک اصلی
1.5 ستاره این تنها رمان Poe است. در سال 1838 منتشر شده است. من چند سالی را بخاطر خواندن بعضی از شعرهای او و داستان های کوتاه او در نوجوانانم خواندم. این رمان عجیب و غریب است. آرتور گوردون پیم و دوست او آگوستوس نوجوان هستند که در جستجوی ماجراجویی هستند. پدر آگووستاس یک کاپیتان دریایی است. یک سفر در حال حرکت است و آگوستوس برای جلوگیری از خاموش کردن Pym تلاش می کند. مجموعه ای از ماجراهای؛ هر کدام بیشتر از قبل پیشی گرفته است. یک شورش خونین وجود دارد، به دنبال آن یک کشتی خراب با Pym و تعداد کمی از بازماندگان بر روی خرابکاری کشتی کشته شدند. یک دوره طولانی از شناور در اطراف منجر به طغیان گرایی، برخورد با یک کشتی شناور بدون هدف با تنها جسد در هیئت مدیره و در نهایت نجات کشتی های دیگر. این کشتی در حال جمع آوری خزنده است و همچنان تعداد زیادی مهر و موم را کشت می کند. آن را به مناطق قطب جنوب می رود، که شگفت آور گرم می شود. پو تلاش می کند که تعداد زیادی از گونه های جدیدی از پرنده را بسازد و زمانی که جزایر قابل سکونت به آنجا برسد، چند پستاندار نیز ایجاد می شود. ساکنان جزایر زندگی می کنند که توسط \"أعلامات\" شناخته می شوند که ظاهری و ظاهری دوستانه دارند. آنها ثابت می کنند غیر دوستانه هستند و اکثر خدمه کشته می شوند و کشتی تخریب می شود. پیم و سه نفر دیگر در یک قایقرانی فرار می کنند و برای قطب جنوب به سر می برند به عنوان توصیف به طور فزاینده ای جالب توجه می شود. پایان دادن به رینولدز و تئوری های توخالی زمین محبوب در آن زمان می کشد. در سطح این، مانند یکی از بسیاری از رمان های ماجراجویانه قرن نوزدهم، توسط نویسندگان مانند Haggard، Stevenson و Kipling می خوانیم؛ مقایسه با Moby Dick نیز کشیده شده است. البته این پو، البته بیشتر ادامه دارد؛ در واقع یک کل تفسیری وجود دارد. عناصر شفاف و اتو بیوگرافی وجود دارد و همچنین عناصر رمزنگاری (منافع Poeâ € ™ s) وجود دارد. گفته می شود برخی از عناصر الهی مذهبی هستند (به این دلیل متقاعد نشده اند). واضح است که این رمان به سرعت در حال نوشتن است و خطاهای تداوم زیادی وجود دارد. پو همچنین کمی از جک در مورد دریا و قایقرانی است و طولانی توصیفی در مورد ناوبری، آب و هوا، طول و عرض جغرافیایی وجود دارد، که اگر چه به خوبی نوشته شده است می تواند ناراحت کننده باشد. با این حال در بسیاری از بهترین لیست های رمان؛ بورخس آن را ارزيابي کرد و فرويد از آن غافل شد، زيرا او احساس کرد که خواسته ناخودآگاه انسان را براي نابودي کشف کرده است. با این وجود شما این رمان را تجزیه و تحلیل می کنید (و آن را به خوبی با برخی از جنبه های جالب و تجربی نوشته شده است)، مسئله ای است که به نظر می رسد و آن نژاد است. پو از جنوب بود و این وقتی بود که برده داری و همه چیزهایی که با آن رفت، هنوز در جای خود بود. زندگینامه های شاعرانه اشاره کرده اند که پو قبول لغو را قبول نمی کند و معتقد است که افراد سیاه پوست کمتر از حد است. قابل توجه است که یکی از متفکران اصلی، آشپز سیاه بود که به عنوان یک هیولا با ویژگی های بازخرید به تصویر کشیده شد؛ دریانوردان متعهد به راهپیمایی کشیدند. در اینجا آشپز با تبر ایستاد، هرکدام از قربانیان را در معرض دید قرار داد. »به این ترتیب، بیست و دو نفر کشته شدند. کلیشه ها هنوز ادامه دارند. ساکنان جزیره ای که در پوست های سفید بازدیدکنندگان شگفت زده می شوند، به صورت ابتدایی و تقریبا زیر انسان ظاهر می شوند؛ آنها نیز خائن هستند. پو آنها را به این ترتیب توضیح می دهند؛ در واقع، از همه چیزهایی که می توانم از این نادانی ها را ببینم، ظاهرا آنها ظالمانه ترین، ریاکارانه، متجاوز، خون آشام و در کل نژاد شیطانی مردان بر سر جهان هستند. می توانست زمان هایی را که پو در نوشتن داشت سرزنش کند، اما این به اندازه کافی خوب نیست. پو در مقاله خود «فلسفه ترکیب» استدلال می کند که نوشتن (هر دو شعر و پروسس) باید حقیقت و معنی را نشان دهد. معنای اینجا این است که سیاه و سفید بد است و سفید آن مخالف است. تونی موریسون به سختی این نکته را ایجاد کرده است؛ «افریکنیسم وسیله ای است که خود آمریکایی آن را به عنوان غرق نمی کند، بلکه آزاد است؛ نه خفیف، اما مطلوب. اصطلاح آفريقايی برای ايجاد اختلاف يا در دوره بعد برای مدرنيته استفاده می شود مورد استفاده قرار می گيرد. رمان مات جانسون Pym يک کنتراست جالب است که شخصيت خوب سياه در ميان وحشیان سفید در قطب جنوب قرار دارد. و نقطه ای ساخته شده است؛ \"شما می خواهید Whiteity را درک کنید، به عنوان آسیب شناسی و ذهنیت، شما باید به منبع پیش فرض های خود نگاه کنید. â € | این به همین دلیل کار پوئه مهم است. این گذرگاه را در یک کشتی که برای ناخودآگاه ناخودآگاه آمریکایی اولیه بود، فراهم می کرد، پایه ای است که همه سیستم ها و سازه های قابل مشاهده ما ساخته شده است. \"من می خواستم این را دوست داشته باشم، اما من با تونی موریسون در این مورد بودم.

مشاهده لینک اصلی
من این را در ترجمه آلمانی توسط آرنو اشمیت در تهیه Schmitt's Zettel's Traum خواندم که با E.A.Poe مشغول به کار است. من قبلا این کتاب را چندین دهه قبل (در ترجمه دیگری) خواندم و آن را خیلی دوست داشتم. این \"جدید\" هرچند کاملا تجربه دیگری بود - \"خوب\"! اگر شما می دانید آرنو اشمیت شما همچنین در مورد روش غیر معمول خود را از علائم نقطه گذاری می دانید. در این کتاب او از آن استفاده می کند، به خصوص در قسمت اول. حدس می زنم استفاده از علامت برابر = به جای خط فاصله، \u0026 amp؛ به جای â € œundâ € (â € œandâ €)، و 1 به جای â € œeinâ € (â € œa / anâ €) ممکن است برخی از مردم را خاموش ... اما نه من. عاشقشم. و هیچ چیز بیش از حد نیست. دیگر چیز بزرگ در مورد اشمیت، برای من، راه هوشمندانه خود را برای اختراع کلمات جدید است که \"فقط fitâ €. چیزهایی مثل â € œGekerkreâ € جای â € œKerkerâ € (â € œdungeonâ €)، و یا â € œLabyrümpelâ € جای œ â € â € (هیچ کلمه ای معادل واحد برای آن وجود دارد، به ایتا € ™ ترکیبی SA از â € œLabyrinthâ € و â € œGerümpelâ € (â € œlabyrinthâ € و â € € œlumberâ))، و یا â € œPerückoidâ € جای â € œPerückenteilâ € (برخی از بخشی از یک wigâ € \"فقط فکر می کنم دونالد ترامپ) ساخته شده من خنده لوت. و دوباره، او آن را نادیده گرفت. من فکر می کنم این به دلیل شویمیث گزارش شده است که بی تفاوتی است که او کلمه آلمانی برای \"Godâ € با دو حرف بزرگ\" \"â € œGOttâ € â €\" در سراسر متن نوشته شده است. آنچه که من نمیفهمد، دلیل آن است که بعضی از کلمات گاهی اوقات متفاوت است. به عنوان مثال â € œSilbeâ € و â € œSylbeâ € (â € œsyllableâ €)، و یا â € œHaiâ € و â € œHayâ € (â € œsharkâ €). شايد فقط اشتباه توسط اشميت باشد كه سردبير متوجه نشده يا از مطالب بسيار خجالتی است. نتيجه تلاش های آرنو اشميت به نظر من منجر به كاملا كاملی جديد شده است. اگر من تا به حال پیش از این شناخته نشده بودم، هرگز نمی توان حدس زد که این یک ترجمه است! البته افرادی هستند که در مورد این واقعیت بسیار شکایت دارند که ترجمه خیلی دور از اصل است (لینک به یک مقاله روزنامه در زیر). پس ببخشید اگر این افراد می توانند تصمیم بگیرند که چه ترجمه ی خوبی در مورد نزدیکی به اصل است، اما آنها می توانند بطور واضح اصل را بخوانند. پس چرا اینطور نیست؟ برای کسانی که نمیتوانند پو را در اصل بخوانند، توصیه میکنم برای دیدن ترجمه توسط آرنو اشمیت بخوانید. این بهترین چیزی است که در اینجا آورده شده است: برخی از نقل قول ها (از اصل (منبع: پروژه گوتنبرگ) و ترجمه): ____________________ از فصل Ioriginalâ € œMatter !، او stammered، در بزرگترین شگفت انگیز ظاهر، اجازه رفتن به پنجه در همان لحظه، و در حال سقوط به جلو پایین قایق \"â € œmatter! â €\" چرا، هیچ چیز isâ € \"matterâ €\" رفتن به homeâ € \"Dâ €\" Dâ € ™ T شما ببینید؟ € تمام حقایق در حال حاضر بر روی من زد. من به او پرواز کردم و او را بلند کرد. او مست بود - مستی مستی - او دیگر نمیتوانست ایستادگی کند، صحبت کند، یا دیدن کند. ترجمهی «لوس»، «استمملت ارنست»، «انشیکنند» در «هشتم Erstaunen»؛ در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد. â € \"wieso؛ nix give doch â € \"los â €\" heim gehtâ € ™ s â € \"m = â €\" m = â € \"merxU das nich؟ â € œ Jetzt kam die volle Wahrheit wie ein Blitz über mich. ایک تنبیه هین IHM ZU، UND Video Blog ویدئو بلاگ IHN richtete â € \": جنگ ER یک betrunken €\" viehisch besoffen â € \"ER konnte weder länger stehen از noch sprechen از noch sehen.from فصل IIoriginalJust به عنوان ما را پشت سر دوم، پس از عبور از آقای ادموند خوب، کسی که باید ظاهر شود، درست در مقابل من ایستاده و به من نگاه می کند، اما آقای پیر، پدربزرگ من. \"گوردون\"، پس از فریاد بلند، \"پس چرا، روح من را برکت می دهد،\" چرا \"چرا\" دروغ کثیفی است که شما در آن قرار دارید؟ \"\" من \"پاسخ دادم، فرض بر این است که به طوری که من می توانستم، در جاهلیت لحظه ای، هوا از تعجب متجاوز، و صحبت کردن در توده ترین آهنگ های قابل تصور. \"â € œsir! شما یک مبلغ اشتباه است - اسم من، در وهله اول، هیچ چیز مانند Goddin، و من می خواهم که شما را به دانستن بهتر، شما blackguard، از به نام obercoat جدید من یکی از مهمترین وظایف این شرکت در راستای اهدای جوایز به شرح زیر است: \"آقای Edmunds Brunnen vorbei، و شما می توانید این کار را انجام دهید. میر با نام مستعار Gesicht starren â € \"؟ â €\": natürlich der alte آقای پترسون، مین Großvater. â € žJa عابر â € \"meiner Seelâ € ™، Gordonâ € œ، sagte استروژن، مکث از Nach einer لانگن â € žwie، WIE â €\" Mensch، wessen dreckâ € ™ جن منتل هست دن رقیق دا؟! â € œ . â € žSir! â € œ grip ich zurück؛ در صورتی که مایل به دریافت پاسخ هستید، میبایست ثبت نام کنید. برای ارسال پست و دیدن برخی از انجمنها حتما لوگینتر شوید. برای خواندن کامل قوانین و موارد ثبت نام در سایت بنویسید. büschen queer بود ؟! Erstens mal hat mein نام nicht die entfernteste à \"hnlichkeit mit Goddin؛ وایبر ما را به یاد ماندنی می اندازد و می گوید: \"من نفهمیدم که چکار می کنی؟\"، \"تو\"، \"تو\"، \"تو\"، \"نه\"، \"نه\"، \"نه\"، \"نه\"، \"از فصل سوم\"، \"من\" همیشه احساساتم را فراموش کرده ام این لحظه؟ او \"دوست من\" همدم من بود، از آنجایی که من حق داشتم که چنین انتظاری داشته باشم - او می رفت - او از من رها شد - او رفته بود! او من را ترک می کند تا به بدبختی برسد، به پایان بردن در وحشتناک ترین و نومیدی از زندان ها بپردازد و یک کلمه \"یک هجا کوچک می تواند من را نجات دهد\" با این حال این هجیل من که نمی توانستم بگویم! احساس کردم، مطمئن هستم، بیش از ده هزار تن ...

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب سرگذشت آرتور گوردن پیم


 کتاب در جست و جوی قطعه گم شده و آشنایی قطعه گم شده با دایره بزرگ
 کتاب اثر سایه
 کتاب مدرسه ... است: داداش خیلی خالی بندم
 کتاب قدرت اعتماد به نفس
 کتاب قاتلان
 کتاب موفقیت در رکود