کتاب روشنائی ماه اوت

اثر ویلیام فاکنر از انتشارات نشر چشمه - مترجم: عبدالحسین شریفیان-ادبیات آمریکا

نور در ماه اوت، یک رمان است که با فاجعه امیدواری در مواجهه با مرگ و میر مخالف است. او برخی از شخصیت های برجسته فاکنر را به تصویر می کشد: لنا گراو، بی رحم و بی رحمانه، در جستجوی پدر فرزند فرزندش؛ سخنرانی Gail Hightower، یک خلوت تنها و ناشی از چشم انداز جلال کنفدراسیون؛ و جو کریسمس، ناامید کننده، مبهم مبهم مصرف شده توسط اجداد مخلوط شده است. روشن شدن دو مورچه های مبهم در تاریخ آمریکا متعصب Calvinism و نژاد متعصب نفرت - نور در ماه اوت یک سفر هیجان انگیز به کابوس نژاد، دین، و خشونت در روان ملی است.


خرید کتاب روشنائی ماه اوت
جستجوی کتاب روشنائی ماه اوت در گودریدز

معرفی کتاب روشنائی ماه اوت از نگاه کاربران
انتشار در سال 1932 مدت کوتاهی پس از © ها از خشم و هیاهو (1929)، نور در ماه اوت توسط ویلیام فالکنر (1897-1962) است که در میان بسیاری از چیزهای دیگر، داستان یک سفر، فرار، یک حمل و نقل. برگزاری جوان باردار لنا گراو، که خانه را ترک (± companyâ ™ ثانیه خانواده برادرش) در جستجوی مردی که دو بار در جاده ها، واگن واگن باز گذاشته embarazosa.Asà یک وضعیت با کمک افرادی که عبور سرگردان خود را، acabará لنا رسیدن به شهر جفرسون، که به نظر می رسد مرد خود، یک برچ. به جای برچ، لنا با یک دسته خاص، است که هیچ ربطی به (مانند قسمت semánticos) با پدر کودک، که با این حال از زیبایی، جوانان و lozanÃa لنا گرفتار، او تصمیم می گیرد به او کمک کند، او را به سمت محدودیت های ناشناخته بیاورد، حتی برای او. برخی از رمز و راز و تعلیق AHA وجود دارد، چه از لنا در نهایت پیدا کردن یک برچ یا نه، اگر برخورد چه رخ می دهد زیر © اتفاق خواهد افتاد، چه © dirán است، اگر برچ huirá دوباره و یا arrostrará خود وضعیت جدید و یا اگر آن را همچنان به عنوان غیر مسئولانه باقی می ماند. سپس، حتی بدون آن تحقق، یک بار لنا نشسته و مخفیانه پنهان، در انتظار به هنگام تولد، فاکنر می گوید زندگی کریسمس، شریک برچ، سیاه و سفید، عذاب و خون نفرین شده، رها شده در هنگام تولد، پیدا کردن پدربزرگ و مادربزرگ از موجودی که خون سیاه و سفید است پس از یک دوره در یک یتیم خانه گرفته، خانواده اجرا، مکچرم، که پدر و مادر خوانده کسی غیر قابل انعطاف، سخت، خشن، شکست caligrafiando با خون دیگران، و شلاق در است دست بر روی پوست سخت از کریسمس، این مشمئز کننده در باورهای دینی خود که از خشونت به عنوان یک ± درک اعتماد به نفس، که لازم است و گاهی اوقات مومن و حتی catárquico است می آموزد. کریسمس را به استفاده از اراده خود را، برای دیدار با سرنوشت او معتقد است که در نتیجه خون سیاه و سفید او، فداکاری اجتناب ناپذیر خود را به مارک است. شخصیت، کریسمس، که هرگز نمی داند آنچه © است آنچه در آن است، و نه چیزی است که نیست، یک موجود وهمی بشکل روح، قلب فراری در هر صورت، به آنها سیاه و سفید او explicará برای روشن دلیل خود را برای بودن (یا عدم وجود) @ شما بدتر از سیاه است. تو نمی دانی چی هستی و بیشتر از آن: شما هرگز نمی دانید Vivirás، morirásy آن را هرگز sabrás @ در اطراف لنا تاور شخصیت های دیگر بارور بودن مثل یک defenestrado párroco و انزجار شده توسط @ @ رفتار نامناسب که همسرش بود، خراب انسان شد، من کنار به بازیگران کنار جاده انتظار برای descabello، سیگنال ± خانم بار، که convivirá و yacerá کریسمس، در یک رابطه تیره، sórdida، پر شده با ارواح از هر دو، دسته، مرتبط با کریسمس در فروش غیر قانونی از Wiskhy قادر به خیانت کردن شریک زندگی خود را در ازای دلار ارائه شده توسط رئیس قاتل از سیگنال ± خانم بار و در نهایت پدربزرگ و مادربزرگ از کریسمس، که مردم در تلاش برای دیدن این بار دیگر acercarán دارند، قبل از اجرای حکم، که به ما اجازه خواهد به دانستن جزئیات بیشتر در مورد کریسمس و به خوبی ببینید، برای مثال، لینکر توضیحات فرودست همواره گوش به زنگ با کریسمس، sazón، نوه اش repudiado.La رمان جریان با نثر فریبنده فاول نر، در دست یک راوی شناخته شده است. مجموعه ای از صداها، افکار، بازتاب، که در آن ما می تواند احساس می نژادپرستی، incomunicación، خشونت نهفته، دین سرکوب، جنس لعنتی، پیشگویانه، ایجاد تنش فاکنر در داستان، فضای ناسالم است که می شود یک بار asfixiante.Lena حمایت از انتصاب پایان ساراماگوThe از یک سفر فقط آغاز است @ SE خواهد به جفرسون به عنوان وارد شدند، به عنوان اگر سفارش منحصر به فرد خود که، سرگردان، مسافرت، ارسال و یا بیشتر به خوبی به این واقعیت است که او در هر لحظه زندگی می کند، در هر وضعیت، آیا بعد از برچ، در کنار دسته یا با هر کسی که میخواهد برای محافظت از او اقتباس شده است.  ± پیاده یا با مردان در اطراف او که هرگز materializará چون لنا را بیشتر به خودش نیاز به گرفتن پیش، به دلیل لنا یکی از بازماندگان است، امید است گوشت، نور است که آن هرگز نابود می شود، که پس از شب بسته طلوع می کند.

مشاهده لینک اصلی
عروسInviolada آرامش و صلح، زمان کند و تغییرات هماهنگی دختر، سیلوستره مورخ که در سکوت dásUma liçà £ شیرین ترین گل است که شعر چه افسانه گل حاشیه شامل مردان imagemDe یا خدایان خود، به همیشه سرگردان (...) هنگامی که سن پاک کردن تمام قدر فعلی، شما ficarás در میان درد ها از دیگران، آمیگا، به redizer جاودانه dÃstico :.A زیبایی © حقیقت، زیبایی حقیقت @ â € \"à ‰ وجود دارد که به دانستن، و نه چیزی بیشتر. @ جان کیتز،Ode در کوزه یونانی @ فکر می کردم که بعد از صدا و Fúria در حال حاضر ویلیام فاکنر را خوانده بود، اما روشنایی در ماه اوت یک نویسنده جدید را به من نشان می دهد. همچنین این جذب، هیپنوتیزم، خیره کننده، ... مغذی! عالی است این یک رمان پیچیده و همزمان است که باید با تمرکز زیاد خوانده شود، با وجود این، شخصیت ها، داستان ها بسیار زیبا و کامل هستند که سخت است interrompê آن و آن را قطعا final.Ambientado در جنوب ایالات متحده در طول ممنوعیت fechá، تحت سلطه نژادپرستی و intolerà مذهبی ¢ عنوان مثال، فاکنر ایجاد یک گالری از شخصیت ها و تاریخ trágicas زندگی ، دست زدن و فراموش نشدنی است. من برجسته دو، نمادهای خوب و شر است که در هر یک از ما در همسایگی وجود دارد. نور\nلنا گراو @ نور در ماه اوت @ که تمام عاشقانه امید را روشن میکند. مهربان، آرام، بی گناه و خوش بینانه، او همیشه به زیبایی زندگی و به خوبی که در قلب مردان وجود دارد، اعتقاد دارد. عاشق او روزی را به او گفت که او باردار است، گفت که او بعدا تماس می گیرد. او برای او منتظر بود، و با نزدیک شدن تولد کودک، او به اعتقاد بر خلاف منطق اعتقاد داشت، زیرا او نمی آمد زیرا او نمی توانست. او چند هفته است که می پرسد آیا آنها لوکاس برچ را می شناسند یا نه. بایرون دسته است که می افتد برایcontrariamente او کل سنت £ که آموزش و پرورش تند و تلخ و متعصب آن £ استانی نیاز به مصونیت phasic که می کشد © خندید. @ در صدای لنا و بایرون گوش دادن به صدای عشق به عنوان یک ملودی مسحور کننده از رطوبت، مهربانی و آینده است. از زندگی TREVAS\nجو کریسمس ابر سیاه است که سایه نور آگوست است. از دوران کودکی او با سوء ظن داشتن خون سیاه، عصبانی است که زندگی خود را به یک آزار ثابت تبدیل می کند. او یک نفر زندانی است که از خون سیاه و سفید او نفرت دارد و برای زنانی که با انحراف و مرگ مرتبط هستند. وقتی او عاشق Joanna Burden می شود، یک مرد نابالغ در میانسالان از خلق ناپایدار، او به یک مارپیچ جنون تبدیل می شود که از آن او نمی تواند خودش را آزاد کند. چیزی بود که او را جذب می کرد، همانطور که هر فانی گرایانه همیشه می توانست درک کند: از طریق کنجکاوی، بدبینی، یا بی گناهی خالص. در همین حال، رابطه ادامه یافت و بیشتر و بیشتر تحت نفوذ عظیم و ویرانگر آن شبها قرار گرفت. شاید او متوجه شد که نمی تواند فرار کند. به هر حال، او در آنجا ماند، تماشای دو موجود تلاش است که در آن بدن único مثل دو سایه روشن با تلاش moonbeams، غرق شدن، متناوب در سطح تشنج در یک سیاه و سفید، حوضچه لزج، زیر ماه última. @ کریسمس شخصیتی قدرتمندی است که من هم دلسردی و خشم را احساس کردم و هم داستان احساس شور و هیجان میان او و جوآن یکی از دلهرهآورترین و جذابترینهای من بود. در صدای جو و یوحنا ما خشم شور را به عنوان گریه درد، محکومیت و سقوط می شنویم. مرگ نور در ماه اوت، فرود رفتن به جهنم است، اما در آن ما نیز یک پرتو نور را نشان می دهد که راه به بهشت ​​را نشان می دهد.

مشاهده لینک اصلی
بنابراین من در حال حاضر به مدرسه بازگشته ام، و برای اولین بار در سن من برای خواندن کتاب ساخته شده است. در حال حاضر من هیچ تجربهای شخصی ندارم و به شدت تلاش میکنم باردار باشم، اما خواندن رمانها برای مدرسه به من یادآوری می کند: این فعالیتی است که من برای انجام آن صرفا برای سرگرمی انجام دادم، آنقدر که من آن را احساس می کنم، با این حس عمیق هدف که به نظر می رسد که کل رویداد را مسموم می کند، برنامه ای را که من در خلق و خو و یا نه هست، خوانده ام. نتیجه این است که من واقعا از هیچ یک از کتابهایی که در این روزها خواندم برخوردار نیستم - احساس میکنم که از طریق 700 صفحه در یک هفته تحت تهدید یک برنامه در حال تحرک است که غیرممکن است برای اینکه بگوییم آیا Id مثل کتابهایی است که من در آنها میخوانم شرایط ارگانیک بیشتر. بنابراین حدس می زنم که آیا میانگین رتبه ستاره من خیلی زیاد است یا خیر. چرا که این اولین فاکنر من است و من از آن متنفر نیستم یا هرچیز دیگری، اما ممکن است آخرین امسال باشد. من خوشحالم که من آن را خواندم، زیرا هرگز خواندن او همیشه بیش از کمی شرم آور بود، اما در حال حاضر من درک آنچه که معامله او، و اساسا آن را بیشتر یا کمتر آنچه که من فکر کردم: دوست داشتنی و اغلب پر استعداد زبان، لژیون از شاعرانه دیوانه و مذهبی متعصب و جنوبگان خشونت بار و جنسیت و فراوانی قطره های n-word که یک ستاره رپ را با حسادت سبز می کنند. من حدس زده بودم که از لحاظ دیگر چیزها خیلی کمتر از لحاظ رسمی نوآورانه است، بنابراین ممکن است یکی از کسانی که هر روز دیدن می کنند را امتحان کنید. در این کتاب چیزهای زیادی وجود داشت - بیشتر زبان و تحریک روحیه، روابط قدرت و مکان - اما من فکر کردم که آن بیش از حد طولانی بود و در نهایت از بین رفت و به برخی از پدیده های ظاهری ناخوشایند و نوع هالیوود پرداخت. من همین هفته را برای یک کلاس خواندم که ما نیز The Power and Glory را انجام دادیم و این کار را برای مقایسه ی جالبی با دنیای تروریستی و ترس کاملا کابوس و خودخواهانه خود ساخته بود (گرچه گراهام گرین را خیلی دوست داشتم بیشتر). من نمی دانم، خوب بود، و لحظات خود را داشت، اما من واقعا از 150 صفحه گذشته رنج می بردم. مسلما این به این دلیل بود که من تا به حال آن را برای روز کلاس به پایان بردم، اما با این وجود این تجربه من بود و خیلی وحشیانه و بد بود.

مشاهده لینک اصلی
لنا گراو، در پی و با کمک غریبه ها، از طریق جنوب به جستجوی پدر فرزند نوزادش می رود. سفر او خواننده را به شخصیت های مختلف معرفی می کند، از جمله پدر فرزند، مردی که عاشق لنا می شود و یک مرد بی جنبه به نام کریسمس. مانند لنا، تمام این شخصیت ها داستان هایی برای گفتن دارند، و فاکنر تعدادی از داستان ها و داستان های پشت در بدن این کتاب را به هم متصل می کند. یکی از متون قابل دسترس او، نور در ماه اوت آسان است که به تدریج به پیچیدگی های خود و ساختارهای روایی گیج کننده تبدیل شود. نتیجه یک متن قابل خواندن است که هنوز موفق به گرفتن عمق شخصیت و مطالعه انسان است که فاکنر به خوبی آن را انجام می دهد. در حالی که ترجیح می دهم کار پیچیده تر / پیچیده تر باشد، من قطعا این متن را از آن لذت می بردم و به شدت آن را توصیه می کنم. برای اولین فصل های چند، این کتاب مانند فاکنر احساس نمی شود. من فقط از اینکه چطور متن مناسب و خطی بود، شگفتزده شدم. با چند فصل اخیر، فاکنر روابط و زمانهای مختلف و در حال استفاده از جریانهای بیشتر آگاهی را در هم آمیخته است. این کتاب قطعا پیچیده تر از آن که پیشرفت می کند. این تدریج در سبک و پیچیدگی ایجاد می کند و خواننده را قادر می سازد تا سبک و تکنیک نوشتن فاکنر را سازگار کند و پایان کتاب را جبران کند زیرا خواننده درک و تفسیر آن را بهتر می داند. من این متن را برای خوانندگان تازه به فاکنر توصیه میکنم، و من فکر میکنم دبیرستان به خوبی از آن استفاده کند تا به همان اندازه که من در حال مرگ در مدارس باشم. گفتم، از همان لحظه مرگ و صدا و خشم بیش از این کتاب لذت بردم. از آنجا که هر دو کتاب بلافاصله به انتهای پیچیده نوشتن سبک فاکنر می پردازند، به جای ساختن به آن، به پتانسیل کامل خود برسند. شخصیت ها دارای داستان های بیشتری، افکار بیشتر، رویدادهای کلیدی بیشتری هستند. اطلاعات محکم بسته بندی شده، عاطفی و خام، کمتر از طریق لنز نویسندگان فیلتر شده است. من احساس نمیکنم که در ماه آگوست به نور و عمق و شخصیت علاقه پیدا کنم، به استثنای کریسمس که داستان زندگی او بیشترین توجه و زمان را به خود جلب می کند. من شک ندارم که این یک کتاب خوب بود: شخصیت ها واقعی هستند و توصیف دقیق، تقریبا فیزیکی هستند؛ فاکنر مسائل بیشتر خود را از بشریت، تاریخ شخصی، و گسل و عمل از زوایای مختلف روایت و شخصیت مبتنی بر حملات. این کتاب قانع کننده است، هر دو افسرده و نشاط آور و قطعا آگاهانه است. با این وجود، من اعتقاد دارم که فاکنر با ایجاد محدودیت سبک نوشتاری در ابتدای کتاب فاکنر برخی از عمق ها را فدا کرد. من این کتاب و هر کتاب دیگری را که توسط فاکنر پیشنهاد می شود توصیه می کنم. او یک نویسنده فوق العاده است و شیفتگی و بینش درباره بشریت را به تصویر می کشد: چه چیزی باعث می شود یک مرد، چه چیزی او را به عمل می بیند و وقتی، با وجود تمام توجیه، هنوز هم گسل است. این کتاب یک شروع خوب برای کسانی است که به فاکنر نیاز دارند. در حالی که ممکن است ناچیز باشد، از نظر سبک و عمق، به کسانی که در حال حاضر او را خوانده اند، نور در ماه اوت با این حال یکی از شخصیت های پیچیده تر و قانع کننده فاکنران را شامل می شود و یک خواننده ی ارزشمند است.

مشاهده لینک اصلی
همانند برخی از خدایان نابینا با دنباله ای از همدلی به دنبال خلق و خوی خود هستند، اما همچنین با نگرانی در مورد فداکاری های ناخوشایند، بی رحمانه و بی احترامی و خیانت آمیز خود، فاکنرین مشتاق، چشم سرد برای اینکه انسان ها در دقت خود را سرد می کنند. اما هیچ انکار نمی کند که فاکنر شخصیت هایش را می داند و به عبارتی خوانندگانش نیز می داند. این یک رمان تا حدودی تلخ است، با شواهد کمی از امید برای هر یک از شخصیت هایی که موفق به راه رفتن دور، اما شما سخت خواهد شد برای پیدا کردن یک نویسنده صادقانه تر و ناامید کننده. من مورد علاقه من ممکن است نمونه ای از آنچه که من منظور، یک عکس از یک همسر که بیش از حد برای مدت طولانی صبور بوده است: @ او در حیاط منتظر بود - بیمار، موجودی مورد ضرب و شتم بدون معیار جنسی، در همه جا، صرف نظر از پیچ و خم های موهای سفید و دامن - زمانی که حباب سوار شد . به نظر می رسد که به جای آنکه توسط انسان بی رحمانه و فریب خورده به طور فجیع کشته شود و به چیزی فراتر از قصد او بپردازد و او می دانست که او به شدت نازک تر و نازک تر مانند یک فلز غیرفعال و غیر قابل نفوذ، به ضعف امیدهای ناگهانی و خواسته های ناامید کننده در حال حاضر ضعیف و ناپایدار به عنوان خاکستر مرده است. @ و این یک شخصیت جزئی است! هر خواننده هرگز از استعداد خود برای دور شدن در فاکنرها برای مدت طولانی استفاده نمی کند، اما کسانی که این سفر را انجام می دهند، با درک پیچیده تر و پیچیده تر از مردم در میان ما، دوباره می آیند.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب روشنائی ماه اوت


 کتاب ستاره ها را بشمار
 کتاب شهر دزدها
 کتاب همدرد
 کتاب از جایگاه
 کتاب الدست
 کتاب نیمه تاریک وجود