کتاب روباهی به نام پکس

اثر سارا پنی پکر از انتشارات پرتقال - مترجم: بهرنگ خسروی-ادبیات آمریکا

هیچ چیز نمی‌تواند «پیتر» و «پَکس» را از هم جدا کند.
هیچ چیز. حتی جنگ!


یک داستان فوق‌العاده درباره‌ی دوستی. مفاهیم عمیقی مثل دوستی انسان و حیوان، پیوند انسان با طبیعت، جنگ و مشکلات ناشی از اون و آزادی همه‌ی موجودات در این کتاب به زیبایی مطرح شده‌اند.


خرید کتاب روباهی به نام پکس
جستجوی کتاب روباهی به نام پکس در گودریدز

معرفی کتاب روباهی به نام پکس از نگاه کاربران
مبارك باشد! نیمه نهایی در بهترین رده بندی متوسطه و رده های کودکان 2016! وقتی که من برای اولین بار این کتاب را در BEA تبلیغ کردم، من پیش بینی رقص را در حالی انجام دادم که در آن جلوی چشمانم قرار گرفت. این یک رقص بسیار ناسالم بود، مثل آب آشامیدنی مست، و من حدس می زنم من آن را به فکر کردن این بود که یک کتاب عکس بود. من نمی توانستم منتظر بمانم تا دستانم را بردارم و روزی که آن را بیرون آوردم، مستقیم به بخش کودکان رفتم و بعد از تغییر مسیر خود از بخش کتاب عکس، یک کپی را گرفتم و مجبور بودم برای سردرگمی متوقف شود. کلمات ؟؟ چرا بسیاری از کلمات وجود دارد، در واقع تعداد بسیار کمی از تصاویر در اینجا وجود دارد، و حتی در همه آنها روباه وجود ندارد، که در ابتدا نوع ناامید کننده بود، اما بعد من آن را خواند و ناامید کننده تر بود. خوب، ناامیدی به مراتب کمتر بود. این یک داستان قدرتمند است؛ آن سخت، اما صادقانه است. جنگ و ماهیت و خشونت و مرگ و عشق و وظیفه و وفاداری و فداکاری است. که، برای عادلانه بودن، برای کتابخوانی بسیار زیاد بود، اما قلب می خواهد آنچه را که قلب می خواهد، بخورد. بعضی از کتاب های درجه یک که شما وقتی یک کودک را می شنوید کاملا یکبار مصرف است؛ فقط خواندن برای خواندن به خاطر و شما همه چیز را در مورد ده دقیقه پس از آنها انجام شده را فراموش کرده ام. اما پس از آن برخی از آنها کمی بیشتر چالش برانگیز هستند، که الهام بخش احساسات پیچیده به طول می انجامد به خوبی به بزرگسالی. برای من، این جزیره آفتاب دلفین ها بود، از کجا سرخس سرخ می شود، تیغه سوان، سفر باور نکردنی، و غیره، و من فقط می دانم که اگر امروز من جوان بودم، این نیز تبدیل به یکی از آن کتاب ها شد برای من. یک داستان دوست داشتنی در مورد یک پسر و روباه حیوان خانگی خود، که توسط جنگ جدا شده و مبارزه برای پیوستن به آن. چیزهای عجیب و غریب و غم انگیز آن. من گریه نکردم، چون این چیزی نادر و زیبا بود، اما یکی از این توده ها در گلو من بود که سرطان یا احساسات موقت بود. سر و صدا من در مورد پایان دادن به کتاب بلافاصله پس از اتمام آن نوشته شده است، و در حال حاضر که من تا به حال کمی از زمان برای پردازش آن، من تا حدودی کمتر ارتجاعی است. پایان خود را خوب است - منصفانه و منطقی و متفاوت از بسیاری دیگر از کتاب / فیلم از نوع خود است. این چیزی است که من می خواستم اتفاق بیافتد؟ نه، اما من نیز نمی خواستم Andie به پایان برسد با Blaine به دلیل duh.but من احساس می کنم به سمت چپ در محدود - یک زن و شوهر از حلقه حلق آویز bugging من و جلوگیری از من از آغوش کامل از داستان وجود دارد. من با منطق مغزم فهمیدم که بیشتر از آنکه کتاب را به جایی که در گل کاملا عاطفی به جای گذراندنtime @ epilogue یا چیزی به کار رفته باشد، کارآمدتر است، اما به من یک تفکیکپذیری کوچکی میدهد. (مشاهده اسپویلر) [پایان دادن به کتاب نوعی غیرمنصفانه است به داستان وارونا وجود دارد. پتر بیشتر کتاب های تحت مراقبت خود را صرف می کند، آنها هر دو را برای بهتر شدن تغییر می دهند، اما پس از آن او به طور ناگهانی از او دور می شود، هیچ یک از آنها بسته شدن احساسی نمی شود. بدیهی است، پیتر عجله برای پیدا کردن افراد دارد - این هدف او کل کتاب طولانی است، و زمان از ماهیت است، اما با بازگشت به او در برخی از راه در پایان؛ آیا آن را بیان می شود یا ضمنی، آن را از پیتر و نویسندگی کوتاهی نسبت به نویسنده احساس نمی کند که آنها را به یک وعده کمتر عجله، و یا که در آن تایید صریح تر از راه های خود را عبور دوباره در آینده وجود دارد. همانطور که پتر و پدرش هم می آیند - هیچ حسی از آنچه پیتر نتوانست عبور کند و قدرت و کنترل او در حال حاضر می داند که او در ارتباط با پدرش در آینده تاثیر می گذارد. پتر به یک فرد با اعتماد به نفس بیشتری تبدیل شده است که دیگر نگران اجبار به خشونت پدران خود نیست، اما چگونه این @ new @ peter با پدرش همسو خواهد شد؟ رابطه آنها چیست؟ آنها نمیتوانند یک صحنه مقابله واقعی را ببینند، که به نظر عجیب و غریب است، و من واقعا نمی فهمم پدر پترز به عنوان یک شخصیت. اما در غم و اندوه و خشونت فیزیکی او بسیار شدید است، اما با ظاهر چشمان در چادر غافلگیر شد، به طوری که بی شرمانه نیست. اما صحنه ای که درمانگر به خانه می آید سخت است که آشتی و یا توضیح دهد. من مطمئن نیستم که او آنقدر عصبانی است و یا این که او این کتاب را به غیر از @ چه پاتر نمی خواهد تبدیل شود. @ من مطمئن هستم که زندگی peters بدون چهره خواهد بود. پراگ خوب می شود - او یک خانواده فوری جدید برای پر کردن سوراخ پتر برگ پشت دارد. پیتر فقط از دست دادن (مادر)، پس از آن از دست دادن (vola) و بعد از آن از دست دادن (چشمه)، در حال حاضر تنها با پدرش کنار می رود و این جنگ که در یک دقیقه کوتاه اتفاق می افتد. و حتی جنگ با این جنگ، با انتخاب به تمرکز بر روی میکرو - پیوند میان هر دو مختصر و بین پاها و پتر، جدی بودن این جنگ را تضعیف می کند؛ بعد از اینکه ما به حقیقت در مورد جنگ گفته شد @ و حقیقتا @ واقعیت را دیده ایم که به حیوانات اعمال شده است، اگر نه از دست دادن انسان. جنگ غیرقابل حل است، غیر قابل توضیح است و عمدتا تنها به عنوان یک تهدید مطرح می شود - به طرز شوم نقاشی پسزمینه ها با رویکرد غیرقابل برگشتش تنها با یک صحنه خداحافظی جایگزین می شود و هنوز هم می آید. (پنهان کردن اسپویلر)] بنابراین، آره، به نظر می رسد من هنوز هم دارم ...

مشاهده لینک اصلی
برای تماشای یک بررسی ویدئویی از این کتاب در کانال من از ابتدا تا Bookend اینجا را کلیک کنید. بزرگترین همدم پترز دوازده ساله روباه او، Pax است. پترز در صورت آمادگی برای جنگ بعدی تقسیم می شود، پترز برای روباه خود نیازمند است و پشیمانی او نسبت به این که آنها از هم جدا شده اند خیلی بزرگ است که او در یک سفر دشوار با Pax متحد می شود. در ضمن، Pax باید یاد بگیرد که خود را در وحشی، یک منطقه جدید و خارجی که کاملا با آن آشنا نیست آشنا کند. نابودی جنگ زیستگاه جدید خود را تهدید می کند و تلاش می کند تا به اندازه کافی زنده بماند تا دوباره پیتر را ببیند. فصل ها بین پیتر و پاکس متناوب، ماجراهای موازی خود را به نمایش می گذارند. فصل های پترس گاهی اوقات دشوار است به باور. آنچه که او به عنوان یک پسر دوازده ساله انجام می دهد کاملا شاهکار است. کمک به او در طول مسیر باعث می شود که یک داستان لمس دوستی، بازیابی و کشف خود پیدا شود. فصل های Paxs درخشش دارند. دیدگاه او از دنیای هوشمندانه تصویر می شود، بازی کردن در استفاده از حواس خود را برای درک محیط اطراف خود. نویسنده به طور فوق العاده نشان می دهد Paxs درک محدودی از پیتر و پیروزی ناپایدار خود را: فاکس لیسید در اشک [پسران] و پس از آن بیشتر گیج شد. هیچ عطر و بوی خون نداشت. او از اسباب بازی های پسرانه بیرون رفت و برای مراقبت از انسان خود با دقت بیشتری مورد آزار و اذیت قرار گرفت و می توانست متوجه آسیب شود، هرچند بوی او اشتباه بود. هر چه پسر او مورد نیاز بود - حفاظت، انحراف، محبت - او پیشنهاد داد. از آنجا که این رمان متوسطه است، باید اشاره کرد که موضوعات بالغ مورد بررسی قرار گرفته است. Pax می گوید اضطراب، PTSD، جنگ و از دست دادن اندام های بدن. این کتاب به شدت با مرگ مواجه می شود، اغلب آن را به صورت گرافیکی نشان می دهد. در حالی که این کتاب می تواند به ایجاد احساس همدردی و دلسوزانه برای حیوانات کمک کند، موضوع همیشه برای مخاطبان مورد نظر مناسب نیست. پدر و مادر به خوبی توصیه می شود برای اولین بار به عنوان خوانده شده Pax قبل از تحویل آن به آنها کوچک است. آنچه را که او احساس کرد او را هراساند. او سعی کرد آن را توصیف کند: هوا با مرگ محکوم شد. آتش و دود خون در یک رودخانه، رودخانه که با آن قرمز است، زمین غرق در خون است. آشوب. درسها شامل چگونگی بشریت و مخرب بشریت، چالشها و پیروزیهای کشف خود، جستجو برای حقیقت و هزینه واقعی جنگ است. @ حقیقت ساده می تواند سخت ترین چیز برای دیدن زمانی که آن را در مورد خودتان. اگر شما نمی خواهید حقیقت را بدانید، هر کاری می کنید تا آن را پنهان کنید. @ چند نفر از بچه ها در این هفته تعجب کرده اند، از خواب بیدار شده اند تا دنیایی شان عوض شوند، والدینشان به جنگ بروند، شاید هرگز به خانه بروند؟ [. . .] چند بچه گرسنه گشت؟ چند نفر مجبور به حرکت بودند؟ چند تا از حیوانات خانگی مجبور بودند که پشت سرشان را ببوسند؟ و چرا هیچ کس این چیزها را شمرد؟ با وجود موضوع دشوار، Pax داستان وفاداری و مسئولیت است، زیبایی برای تاثیر ماندگار. سیاه و سفید با شلاق زرق و برق شبانه، و حتی صدای درختان خود را لرزید - برگ بیرون راندن، سقوط چوب جدید، خرچنگ های کوچک از پوست گسترش - بیش از حد او را به او زد تا زمانی که او منتظر بازگشت پیتر بود. خوانندگان به زودی داستان پاکس و پسر فداکار او، پیتر را فراموش نخواهند کرد.

مشاهده لینک اصلی
2 1/2 ستاره ضعف نهایی من داستان های حیوانی است. نه زیاد از یک کتاب گرگ، بلکه صادقانه است. اگر پانچ های عاطفی را به شیوه ای غیر دستکاری بسته می کنید، ممکن است یک چشم انداز یا یک چشم بردار آب بیش از چشم های من بگیرید. اما اگر میخواهید به من صدمه بزنید، برای حیوانات بروید. به خصوص حیواناتی که اینگونه شبیه هستند: بله، من همینطور مثل اینها من هنوز هم فکر می کنم این غم انگیز ترین وحشتناک ترین چیزی است که من تا به حال در یک نمایش فیلم / کتاب / تلویزیون دیده ام. آنچه که من می گویم این است: من به Pax رفت انتظار داشتم قلب من خراب شده است. در واقع، من آن را خواستم. به محض اینکه شنیدم این یک داستان در حال حرکت در مورد یک پسر و روباه حیوان خانگی بود، مجاری اشک من آماده شد تا اقدام کند. اما متأسفانه، این علامت را برای من به دست نیاورده است. وقتی پدر پترز در جنگ شرکت می کند، پیتر را آزاد می کند تا روباه حیوان خانگی اش - Pax - به وحشی. اما پیتر بلافاصله از آن پشیمان می شود و تصمیم می گیرد که بهترین دوستش را پیدا کند، که همچنین می خواهد او را پیدا کند. هر دو با چالش ها و تحولات جدید روبه رو خواهند شد. تکرار زیاد پیام اصلی storys - که انسان ها همه چیز را با جنگ نابود می کند و جنگ وحشت نهایی وحشت است. حتی برای یک رمان متوسطه، عمق کمی وجود نداشت. و در بخش های مختلف رشد بسیار کندی داشت. من این احساس را داشتم که یک داستان کوتاه بهتر از یک رمان کودکانه تمام کرد. بخشی از آن به این دلیل که آن را تا به حال تکراری، بلکه همچنین به دلیل پیترز سفر برای پیدا کردن Pax یک سفر طولانی و خسته کننده است با برخی از فصل احساس به پرتاب کردن در خارج از داستان. من هم در ابتدا فقط دیدگاه های Paxs را دوست داشتم. پس از مدتی، روایت حیوانی او بیشتر و بیشتر از آن به همین منوال شد - عطر، غذا و @ من نیاز به پیدا کردن پسر من @. اگرچه من فکر می کنم واقعی برای من پایان بود. من برای رسیدن به نتیجه ای که من مطمئن بودم مرا تخریب می کردم، از بعضی از قسمت های آرام تر رمان ها می رفتم. من پیش بینی کردم که چه اتفاقی خواهد افتاد، اما این درست بود - لازم نیست تعجبی داشته باشید که تأثیری داشته باشید. با این حال، تاثیری نداشت. این نوع از پراکندگی ... تخت، بدون احساس و تحت فرش مسواک زده شده است. حتی یک sniffle.Blog | فیس بوک | توییتر | نمایش مشخصات عمومی | یوتیوب | فروشگاه

مشاهده لینک اصلی
سلام ممنون من داستان های خواندن حیوانات را خیلی عصبی می خوانم چون حیوانات را دوست دارم. آنها خیلی خالص هستند، بنابراین با ارزش هستند و ما شایستگی کامل آنها نیستیم. و من همیشه کتاب خواندن حیوانات را تأیید می کنم چون وقتی به پایان می رسند ؟؟؟ هرگز. GAH اما این کتاب زیبا به نظر می رسید، بنابراین من می خواستم آن را امتحان کنید! و زیبا بود و تصاویر زرق و برق دار بود و نوشتن همه چیز بود. اما FLIPPITY FLYPING FRUIT به آن پایان دادن. من ناامید و کمی خشمگین هستم پایان این است که احتمالا چیزی است که شما قبلا فرض کنید - اما آن را واقعا واقعا ناراضی بود. من احساسات زیادی دارم .... spoilers - \u0026 gt؛ (مشاهده اسپویلر) [من می خواستم پتر را برای گرفتن FOX FREAKING BACK خود. اما نه. او تصميم می گيرد که Pax در وحشی بهتر است و در عوض پیتر خانه را ترک می کند تا از او مراقبت کند چون رنت پشت های خود را پشت سر گذاشته است. اما من هستم. بنابراین. دیوانه مثل این است که یک پیوند بین حیوان خانگی و انسان قابل تعویض است. چه زمانی نیست؟ من یک قطعه روح من را از دست می دهم اگر توله گران قیمتی من را از دست دادند یا از دست دادند و یا فقط برای من وجود نداشت. بنابراین همه چیزهایی که من می توانم فکر کنم از دست دادن سگ من به عنوان پیتر را از دست داد Pax برای دومین بار در پایان این کتاب است. و آن را نادیده نگیر این یکی از آن @ bittersweet @ endings نبود. این کاملا برام من و من خوب نیست. مطمئنا Pax نمی افتد (معجزات کوچک) اما او نوعی در قلب من جان داد و من اصلا نمی خواهم این را دوست دارم. من احساس تاسف دارم. (پنهان کردن اسپویلر)] اوه این خیلی سخت است برای بررسی این! من بقیه کتاب را دوست داشتم! اگر ما فقط وانمود کنیم که فینال اتفاق نمی افتد، پس این کتاب خیلی زیبا است. نوشتن این کار را نمی کند (همانطور که گاهی اوقات با کتاب های MG اتفاق می افتد) و شخصیت ها پیچیده و زرق و برق دار هستند. پیتر، در سفر خود برای پیدا کردن Pax در جنگل، به پایان می رسد تا شکستن پای خود و اقامت با مخفیانه به نام، Vola برای مدتی. Vola نوعی مهره ای است که شما را مجذوب خود می کند. (Shes یک سرباز سابق با PTSD.) اما من عاشق رابطه آنها. شیرین و تلخ بود. و به طور جدی این نوع کتاب 12 ساله کیت نیز دوست دارد. (به استثنا پایان پایان). من کمی گیج شده است که در آن کجا قرار دارد؟ پدر پترز به جنگ می رود، اما جنگ ظاهرا هنوز در شهرشان است؟ آیا این در ایالات متحده است؟ اروپا؟ آیا داستان تاریخی یا مدرن است؟ من نمی دانستم و آن را متفرق می کنم. اساسا داستان زیبایی گفته شد که می تواند قلب من را به طور کامل به سرقت برد ... اما پایان دادن به من اجازه داد. Pfft، پایان دادن من را در یک شمع خاکی فرو ریخت. من خیلی عصبانی ام. آیا من اشاره کردم من دیوانه؟ IM MAD من عاشق Pax هستم و دوست دارم که او نیمی از کتاب را روایت کرد! (به طور جدی من کودک بودم که با Farthing Wood و همه روباه ها روبرو شدم.) برای پیتر و خشم خفیف او احساس کردم، اما تصمیمم برای داشتن یک شخص خوب بود. من کاملا مطمئن نیستم که اگر من آن را توصیه یا نه، اما ... آه. من خیلی نا امیدم

مشاهده لینک اصلی
این کتاب. ای وای. این داستان قلب من را شکست و سپس آنرا شفا یافت. داستان زیبای زیبا

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب روباهی به نام پکس


 کتاب گهواره گربه
 کتاب پس از کودتا
 کتاب مرد بی وطن
 کتاب من جوکم: یک داستان نوجوانانه
 کتاب وداع با اسلحه
 کتاب تو نخ بابام