کتاب رازوری زنانه

اثر بتی فریدان از انتشارات نگاه معاصر - مترجم: فاطمه صادقی-ادبیات آمریکا

Landmark, groundbreaking, classic—these adjectives barely do justice to the pioneering vision and lasting impact of The Feminine Mystique. Published in 1963, it gave a pitch-perfect description of “the problem that has no name”: the insidious beliefs and institutions that undermined women’s confidence in their intellectual capabilities and kept them in the home. Writing in a time when the average woman first married in her teens and 60 percent of women students dropped out of college to marry, Betty Friedan captured the frustrations and thwarted ambitions of a generation and showed women how they could reclaim their lives.


خرید کتاب رازوری زنانه
جستجوی کتاب رازوری زنانه در گودریدز

معرفی کتاب رازوری زنانه از نگاه کاربران
📖 #پیشنهادکتاب

۱. خانم بتی فریدان در دهه‌ی شصت آمریکا متوجه چیزی شده بود. همه‌ی جهان دوست دارند مثل زنان آمریکایی باشند، در خانه‌های ویلایی قشنگ و زیرپا اتومبیل شیک و لباس‌ها و ریخت و پاش‌های زیاد. ولی چرا این زن آمریکایی خوش‌حال نیست؟ خانم فریدان می‌گوید آن‌ها صبح بچه‌ها را به مدرسه می‌رسانند و خانه را مرتب می‌کنند و وقتی همسرشان برمی‌گردد از کار، دم در او را می‌بوسند. ولی کم‌کم متوجه یک خلا در زندگی‌شان می‌شوند، نوعی ملال، که خانم فریدان اسمش را «مشکل بی‌نام» گذاشت. این‌جا یک پارادوکس مطرح است، این زنان زمانی رویای زندگی‌ فعلی را داشتند! او می‌گوید زنان در این دهه علی‌رغم تلاش‌های دهه‌های قبل برای تساوی حقوق مرد و زن، کم‌تر از مثلا دهه‌ی بیست به دانشگاه‌ می‌رفتند و درصد خیلی زیادی هم برای شوهرکردن کالج را ول می‌کردند. حتا در قدم اول اصلا دانشگاه می‌رفتند یا شغل‌های غیرحرفه‌ای متعددی را امتحان می‌کردند تا شوهر تور کنند و به قول او پی. اچ. تی. بگیرند!

۲. خانم فریدان که خودش هم سال‌ها برای مجلات زنان می‌نوشته، سپس یک بررسی جامعه‌شناسی می‌کند که ذکاوت علمی‌اش را برای من آشکار می‌کند. او نشان می‌دهد در یک دوره‌ی پانزده ساله که از اواخر دهه‌ی چهل شروع شد، مجلات که در ابتدا داستان‌هایی چاپ می‌کردند با موضوع استقلال زنان و رسیدن به اهدافی غیر از مادر بودن، به شدت سوق پیدا کردند به سمت تصویری که او «رازوری زنانه» می‌نامد. در این دوره مجلات زن را با مادر بودن و زنانگی داشتن تعریف می‌کردند. داستان‌هایی که نشان می‌دادند زنانی که بیرون از خانه کار می‌کنند سرخورده‌اند و زنانگی خود را از دست داده‌اند و در نتیجه زندگی ناموفقی دارند. زن خوب را زنی به تصویر می‌کشیدند که خنگ باشد و آرای شوهرش را نقد نکند. زنی که هدفش و زندگی‌اش شوهر و خانواده‌اش است و اساسا بدون این‌ها در زمره‌ی انسان طبقه‌بندی نمی‌شود. او یا همسر آقای وزیر است، یا مادر فلانی.
سردبیر مجلات پرتیراژ زنان معتقد بودند که مسائلی خارج از محیط خانه و آشپزخانه، مثل سیاست و هنر، برای زنان جذاب نیستند؛ و آمارهای روانشناسان هم این را تایید می‌کرد متاسفانه. نویسنده‌ی کتاب معتقد است خود این مجلات باعث چنین بی‌علاقگی‌ای در زنان شدند؛ زنان بعد از ازدواجشان دیگر کتاب نمی‌خوانند و مجله می‌خوانند، فلذا همین مجلات به زنان این‌طور القا کرده‌اند.
بتی فریدان می‌گوید مجلات زنان زندگی را خلاصه در به دنبال مردان رفتن و نداشتن عقایدی از خود کردند، اما چه عواملی باعث تقویت و نفوذ این عقاید سطحی در جامعه‌ی آمریکا شد؟ می‌گوید فهمیده است نویسندگان اغلب آن مطالبِ مشوقِ زنِ مستقل، زنان بوده‌اند، حال آن‌که اکثریت مطالب اخیر زنِ خوشبخت در خانه را، نویسندگان مرد نوشته‌اند.

۳. در مصاحبه‌هایی که با زنان انجام می‌دهد، متوجه می‌شود آن‌ها مثل خودش، از یک بحران هویت رنج می‌برند؛ بزرگ می‌شوند و به کالج می‌روند و ازدواج می‌کنند، و بعد؟ بعدش شوهر و بچه‌هایشان به آن‌ها هویت می‌دهند، هر سمتی که شوهر آن‌ها را هدایت کرد، تصوری برای بعدش ندارند. آن‌ها نمی‌خواهند مانند مادران خود - خانه‌دارانی ناراضی - باشند، پس زود ازدواج می‌کنند تا از از این سوال که در آینده چه می‌خواهند بکنند در زندگی‌شان طفره بروند. «حالا فقط دوست دارند محبوب باشند.»

۴. در فصل چهارم از تاریخ فمینیست و موج اول آن در نیمه‌ی قرن نوزده می‌گوید، زمانی که جنبش‌های الغای بردگی هم فعالیت می‌کردند و زن‌ها حالا می‌خواستند از «بردگی زن بودن» آزاد شوند. از لوسی استون و دیگران که عمرشان را وقف کسب حقوق برابر زن و مرد کردند؛ تا بتوانند درس بخوانند و حق رای داشته باشند و حق مالکیت اموال داشته باشند. می‌گوید حالا در میانه‌ی قرن بیستم دختران با آزادی به دنیا می‌آیند، اما فمینیست را به شکل هیولایی مردخوار می‌بینند. فریدان می‌گوید گزینه‌هایی که این آزادی پیش رویشان می‌گذارد این‌ها بودند؛ یا زنی فمنیست و مستقل باشید، طالب پیشرفت، بی‌عشق و تنها، و یا همسر و مادری مهربان که فرزندانش عاشقانه دوستش داشتند و شوهرش از او حمایت می‌کرد.

۵. خانم فریدان بعد با عدالت و علمیّت، بخشی از نظریات فروید را که زن را جنس پست‌تر از مرد می‌داند نقد می‌کند. مثلا به این نکته اشاره می‌کند که آرای فروید تحت تاثیر شرایط فرهنگی زمانه‌اش بودند. که زنان عصر ویکتوریایی محدودیت‌های فراوانی داشتند و حق داشتند که در خفا دوست داشته باشند مرد باشند تا آن فعالیت‌هایی که از آن‌ها منع شده باشند را انجام دهند و این ربطی به «حسرت ذکر» ندارد. می‌گوید بعد از فروید هم پیروانش گفتند زن منفعل است و مرد فاعل و این را قاطعانه کردند علم جدید، که زن اگر کارهای مردانه کند زنانگی‌اش کم می‌شود و این به ضرر افزایش نسل است. بعد هم در اواخر دهه‌ی چهل نظرات فروید به شدت رسوخ کرد در جامعه و این شد که زنان تحصیل‌کرده، خانه‌نشین شدند.

۶. زنان خانه‌دار چون کاری غیر از فرزندانشان نداشتند «زیادی مادرانگی» به خرج می‌دادند و بچه‌هایشان به آن‌ها وابسته می‌شدند و نابالغ می‌مانند؛ در مقایسه با فرزندان مادران شاغل، آن‌ها بیشتر دچار اختلالات روانی می‌شدند. پسران زنان خانه‌دار تا قبل از ازدواج نیازمند حمایت مادرِ سلطه‌طلب خود بودند و بعد از ازدواج هم همسرشان را به مثابه مادر برای خود می‌دیدند. برای دختران این مادران هم طبیعی است که بین دو مسیرِ ازدواج زودهنگام یا رفتن به دانشگاه و حرفه‌ای پیدا کردن، اولی را انتخاب کنند، چون راحت‌تر و تنبلانه‌تر است که با بیرون آمدن از حمایت مادر، به استقبالِ تحتِ حمایتِ شوهر بودن و خانه‌داری می‌روند.

۷. فروشندگان خدمات و لوازم خانگی تحقیقات گسترده‌ای انجام دادند تا از همان نوجوانی، دختران را به مراکز خرید بفرستند. خانم فریدان با مدارک قابل اعتنایی نشان می‌دهد آن‌ها برنامه‌ریزی کردند تا محصولات خانگی را پیچیده‌تر کنند؛ مثلا چند نوع تمیزکننده به زن‌های خانه‌دار عرضه کنند تا آن‌ها حس نکنند صرفا «عمله‌ای کم‌هوش» هستند. خود خانه‌داران هم دوست ندارند با جاروبرقی‌ای کار کنند که همه‌ی کارها را خودش انجام می‌دهد و زن کنترلی بر رویش ندارد؛ چرا که در این صورت زن خانه‌دار وقتش را چگونه بگذراند. فروشگاه‌های بزرگ و محصولات جدید به زنان این توهم را می‌دادند که دارند با دنیای مدرن بیرون از خانه ارتباط برقرار می‌کنند و کار منزل آن‌ها به اندازه‌ی حرفه‌ی شوهرانشان پیچیده و تخصصی است.

۸. تحقیقات نشان داده‌اند که زنان دارای شغل تمام‌وقت، کارهای خانه را در نصف زمان زنان صرفا خانه‌دار انجام می‌دهند. زنان صرفا خانه‌دار، کارهای خانه را کش می‌دهند تا از بیکاری فرار کنند، رفت و روب‌هایی می‌کنند که واقعا این میزان انجام دادنشان ضرورتی ندارد.

۹. خانم فریدان گاهی هم ضریب حساسیتش خیلی بالا می‌رود و چیزهای بی‌ربط یا کم‌ربطی را هم به مسئله‌ی زنان ربط می‌دهد. مثلا می‌گوید استقبال از فیلم شاهکار فلینی در آمریکا - ل دولچه ویتا - به‌خاطر این بود که زنان را آویزان مردان نشان داده بود. حال آن‌که اولا این‌طور نیست و ضمنا جایگاه این فیلم در تاریخ سینما به خاطر فاکتورهای دیگری است. یا مثلا فریدان می‌گوید چند سالی است که کتاب‌های با مضمون رابطه‌ی انسان‌ها و حیوانات پرفروش شده‌اند. این یعنی بزرگسالان کودک مانده‌اند (چون این نوع ادبیات مخصوص کودکان است!)، پس مادرانِ این بزرگسالان که خانه‌دار بوده‌اند آن‌قدر این‌ها را به خود وابسته کردند که بزرگسالان کودک مانده‌اند!
یا گاهی متناقض حرف می‌زند؛ می‌گوید پسران و دختران امروزی کسل شده‌اند و انگیزه و هدفی برای انجام هیچ‌کاری ندارند. بعدتر می‌گوید جامعه پسران را تشویق می‌کند تا در برابر سختی تاب بیاورند ولی دختران را نه. فریدان گویی آلرژی سکسیسم گرفته در جاهایی!
کتاب را یکی دو دهه بعد از جنگ جهانی دوم نوشته و از این جو استفاده‌ی احساسی می‌کند و می‌گوید وضعیت زنان خانه‌دار آمریکایی مانند زندانیان اردوگاه‌های کار اجباری نازی‌هاست؛ آن‌ها بی‌اراده‌اند و کار واقعا مهمی هم برای انجام دادن ندارند.
قریب به اتفاق نتیجه‌گیری‌ها به این می‌رسند که مادر صرفا خانه‌دار، فشار روی فرزندانش می‌گذارد و نمی‌گذارد آن‌ها مستقل بار بیایند. خب اگر مادری اطلاعات خوبی از تربیت داشته باشد و فشار نیاورد، آیا بهتر از مادر شاغل عمل می‌کند؟ فریدان می‌گوید نه، چون مادر باید هدفی غیر از فرزند و خانواده هم داشته باشد و اگر این تنها هدفش باشد، ممکن است از خانواده‌اش به‌خاطر این‌که جلوی پیشرفت او را گرفته‌اند متنفر شود و سرانجامش افسردگی و حتا خودکشی شود.

۱۰. حرف و طلب اصلی کتاب این است که زن شاغل بهتر عمل می‌کند. حتا بیشتر امکان دارد که به ارضای جنسی دست یابد. می‌گوید دخترانِ مادرانِ شاغل (به عنوان کسی که در زندگی هدفی غیر از شوهر و خانه‌داری دارد)، کمتر در دانشگاه‌ها به دنبال مرد هستند و بیشتر بر هدف آموزشی خود تمرکز می‌کنند و عجله‌ای برای ازدواج ندارند.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب رازوری زنانه


 کتاب توصیه هایی به جوانی که می خواهد به جایی برسد
 کتاب ارنست همینگوی (آخرین مصاحبه و دیگر گفت و گو ها)
 کتاب بیماری
 کتاب آب کردن
 کتاب فلسفه در عصر رنسانس
 کتاب میخائیل و مارگریتا