کتاب دنیای آشنا

اثر ادوارد پی.جونز از انتشارات شورآفرین - مترجم: شیرین معتمدی-ادبیات آمریکا

جهان شناخته شده به داستان هنری تاونسند، کشاورز سیاه و برده سابق که تحت حاکمیت ویلیام رابینز، قدرتمند ترین مرد در منچستر، ویرجینیا می شود، می گوید. Townsend امور خود را با نظم غیر معمول انجام می دهد. اما وقتی که مرگ او را به طور غیر منتظره ای برمی دارد، بیوه او، کالدونی، نمی تواند نظم املاک را حفظ کند و هرج و مرج اتفاق می افتد. جونز یک پاورقی از تاریخ را به حماسی متصل کرده است که در تمام دغدغه های اخلاقی او نگاهی بی رحمانه به برده داری می گیرد. رمان جاه طلبانه و درخشان نوشته شده که به طور یکنواخت بین گذشته و آینده و دوباره به حال حاضر می آید، جهان شناخته شده با هم زندگانی سیاهان، سفید پوستان و سرخپوستان آزاد و بردگان را به هم می زند - و همۀ ما را در درک عمیق تر از پایدار جهان چند بعدی ایجاد شده توسط موسسه برده داری.


خرید کتاب دنیای آشنا
جستجوی کتاب دنیای آشنا در گودریدز

معرفی کتاب دنیای آشنا از نگاه کاربران
این حکایت قدیمی است که یک کتاب خوب به شما می گوید که چگونه آن را بخوانید. و من هیچ نظری ندارم که آن را باید نسبت داده شود، تنها به نظر می رسد که استادان دانشجویان من متولد شده اند که این فکر را به طور بی پایان نقل قول می کنند: در طبقات روشنفکری من، کلاس روشنگری من، ویکتوریا من کلاس را روشن کرد ... افریقایی و ایرلندی روشن اساتید عمدتا دهان خود را در این موضوع نگه داشتند. اما بقیه - پسر hoo - آنها دوست داشتند که آن دسته از شاهزادگان قدیمی را بکشند ... و به نوعی معقول است. اما این کتاب نمی تواند به شما بگوید که چگونه آن را بخواند تا آن را به خواننده ارائه دهد، مثل یک مرد چاق که به سرعت در اطراف یک حوله ضعیف می گوید: \"به خانم ها نگاه کن، دوستش داری؟\" این چیزی است که شما دریافت می کنید! @ تقریبا از شما خواسته است که آن را بخوانید و مانند آن. اما من نافرمان بودم. هر جمله، هر پاراگراف، به نظر می رسید تلاش می کرد که تعداد زیادی از افراد را شامل شود. و من طرفدار @ ضخامت @ نوشتن است، اما شیوه ای که در آن این کتاب ارائه شده خود را به سرعت به من ریخت. سالها بود که داستانهای زیادی به پایان رسیده بود، و حالا سالی که سلیا در بستر مرگش بود، دوباره به سومین سال ازدواجش باز میگردد، در صحنه ای که او هنوز هم ازدواج نکرده است، یا درست بعد از دو سال شخصیت ها به یکدیگر معرفی می شوند @ این آخرین بار است که آنها تا زمانی که خشم هشت ساله شان را ملاقات می کنند ملاقات خواهند کرد - و من تمام نام ها و موقعیت های اینجا را تشکیل می دهم، اما شما به شکل شکایات من می اندیشید. پيشگویی مداوم و بعضی از پيش بينی ها فقط اذيت کردن است، زيرا حوادث هرگز در خود رمان اتفاق نمی افتند. آن را مانند چرت زدن با خدای خود را در سفر خود، طغیان و برقراری ارتباط فقط او می تواند درک کند؛ به طور همزمان دیدن گذشته و آینده @ هی، کارن، آیا شما واقعا دوست دارید که سه گانه kjaerstaad، که در آن او اساسا انجام آنچه که شما در مورد شکایت اینجا هستید؟ آره، چه؟ بنابراین؟ ببخشید - آیا گذشته از وقت خواب شماست؟ آره، اما مطمئن باشید، این درست است. اما به دلایلی، من اینجا را ناراحت کردم. همه چیزهایی که من می خواستم یک روایت خطی ساده درباره یک موضوع جالب بود: مردان سیاه پوست و زنانی که دارای بردگان بودند. هنگامی که من رول رعد و برق را می خوانم، تابستان امسال را می شنوم، تمام دوره گذار بین بردگی و آزادی واقعا مغز من را هیجان زده کرد. نمیدونم. و آقای جونز هنگامی که برای جشنواره یورک جدید آمد، یک قهرمان واقعی بود، و منتظر بودم تا یک کتاب را برای یک دوست امضا کنم، و واقعا می خواستم آن را دوست داشته باشم، زیرا به نظر می رسد داستان جالبی که به نظر می رسد بسیار گسترده است، اما من فقط در اسامی و جدول زمانی از دست داده ام و سردرگمی من به بی تفاوتی تبدیل شده است. این مثل این مرد است که شما به نظر می رسید واقعا کامل - او هوشمند است و به نظر می رسد مانند گابریل byrne و او را بر شما و همه چیز سرگرم کننده است و بر روی کاغذ آن همه به نظر می رسد بزرگ و شما می دانید که شما واقعا باید او را دوست دارد، اما او فقط شما را خندیدن، بنابراین شما را خاموش کنید و او را برای یک روتکستر ترک کنید. میدونی؟ چون احساس می کنم که من باید این را دوست داشته باشم چون برنده جایزه شده است و تجربه من با رمان آفریقایی آمریکایی متوسط ​​است (اگر چه من عاشق رمان آفریقایی، رمان هند و غرب و رمان آفریقایی کانادایی می باشم) بنابراین من احساس می کنم به عنوان کسی که به طور کلی ادبیات را دوست دارد، من باید کاملا این را دوست دارم. اما برای من کافی نیست، کریس ویلسون، متاسفم در حال حاضر شما میخواهید که به طور کامل زندانی شوید، زیرا فرزند شما در میان فرشتگان مطرح است. سالها بعد از آنکه من و كریس ویلسون كتاب كودكی به شهردار كیتكون تبدیل شد، او این بررسی را خواند و پاره ای از غم و اندوه در چشم من به چشم من می آید.

مشاهده لینک اصلی
من می دانم که این یک کتاب انتقادی تحسین شده، برنده پولیتزر و کتابی است که به سختی و پیچیده ای از تاریخ آمریکا پرداخته است: بردگی و صاحبان سیاهان سیاه. لحظاتی وجود دارد که در آن کتاب برخی چیزهای جالب را بیان می کند یا حقیقت های ناراحت کننده و ناراحت کننده را نشان می دهد، اما به عنوان یک خواننده بسیار سخت بود. منظورم این است که من با DFW از طریق 600 صفحه اول Infinite Jest آویزان شدم که هیچ اتفاقی نیفتاده است - اما به دلیل اینکه من از Hal، Orin، Marathe، Steeply و ماریو و مادام روانسیس که همه من را مجذوب خود کرده بودند مجذوب شدم. به معنای واقعی کلمه ده ها تن از شخصیت های دیگر وجود دارد، اما این همه من را به خود جلب کرد. در جهان شناخته شده، ده ها تن از شخصیت ها نیز وجود دارد، اما هیچیک از آن ها هیچ وابستگی هم نداشتم. به نظر میرسید که نویسنده جونز با استفاده از یک دوربین دستی و بدون تثبیت کننده به طوری که تصاویر پرشده و خارج از تمرکز بود. من گاهی اوقات به من یادآوری کردیم که چگونه جهان بین چشمهای بینایی و عینک من در صبح و قرار دادن در لنزهای تماسی به نظر می رسد. روایت نیز من را بسیار ناراحت کرد. همه پرانتز @ در 60 سال و به همین ترتیب از جمله چنین @ انجام خواهد شد بی معنی بود، زیرا من به اندازه کافی زمان و جزئیات به اندازه کافی برای دادن به گوزن داده شد. علاوه بر این، این مرجع بهyears بعدا وجود دارد که همه آنها را در مقابل فانوس های انسانی در مقابل فروشگاه مواد غذایی خشک @ وجود دارد، اما بعد از آن اشاره به آنچه که این اشاره کرد. اما آزاردهنده ترین چیزی بود که در مورد صفحه ی روزنامه نگار کانادایی در حدود 130 صفحه یا بیشتر استفاده می شد (که در این مقاله فقط در 200 صفحه بعد در یک دیدگاه پرتابل نمایش داده می شود، گفته می شود که روزنامه نگار هرگز میل خود را به قلب خود نمی میراند 3 صفحات بعد، آنها ازدواج می کنند و می آیند تا با سرخپوستان صحبت کنند که چیزهایی غیر قابل درک که در آن صبح از روی صفحه نمایش اتفاق می افتد (نیز به هیچ وجه به طور کامل توضیح داده نمی شود) و بنابراین او به روزنامه نگاری نمی رسد، اما هنوز هم او را پر می کنیم در جزییات درباره هنری، موسی و کالدونیای 30 صفحه بعد، خیلی ناراحت بود - سردبیر خواب یا سنگسار کرد و از دستش رفته؟ پس، به رغم داشتن یک موضوع پیچیده، جونز هیچ فاکنر را ندارد، زیرا جنوب آن را به رویکرد بزرگ ویلیام او خیلی خوب نیست که Pynchon یا DFW دستکاری زمان و فضا را در یک روایت که 100 یا 150 صفحه طولانی است و آن را احساس کرد و او آلیس واکر یا تونی موریسون است که ما را شگفت انگیز ترین، poignan آورده است تصاویر و تصاویر قدرتمند برده داری و تأثیرات باقی مانده آنها بعدا نسل بعد است که تا به حال خوانده ام. بنابراین، اگر به بخشی از جنوب گوش می دهید، خواسته ای دوست یا Absalom، Absalom را بخوانید و انتظار داشته باشید که شما کمتر از آن نا امید خواهید شد، اما هرگز به این نگرانی ناخوشایند که سرطان در گذشته آمریکا است، خشمگین است.

مشاهده لینک اصلی
منچستر کانتی، ویرجینیا وجود ندارد هرگز پس از خواندن جهان شناخته شده، اگر شما تصور می کردید که می توانید از گورستان های خود و گورستان های برده در تعطیلات خود تا استانی ویلیامزبورگ بخرید، باید ببخشید. جامعۀ پیچیده جنگ جهانی جنوبی که ادوارد پی. جونز ایجاد می کند، احساس واقعی و شگفت انگیز را به عنوان یک واقعیت تاریخی برده داری می بیند. این داستان خیلی هنری تاونسند، صاحب سیاه و سفید و همه مردم نیست که مرگ او اجازه می دهد تا ما را با آن ملاقات کنیم. این جهان بود، جهان که در آن من می توانستم طعم خاکی را که ممکن بود از بین ببرم و زنان که ممکن بود ازدواج کنم و انتخاب های وحشتناکی که ممکن است با آن روبرو شوند، پنجه هایم را در من گذاشتم و اجازه ندادم که اجازه بگیرم. تقریبا 2 ماه طول کشید برای پایان دادن به کتاب 388 صفحه. این باید یک خواندن سریع باشد. این یک مکان شگفت انگیز با مشکلات و شخصیت های منحصر به فرد است که من برای بیش از یک بار گریه کردم. این باید خواند سریع، اما من خودم این سوال را پرسیدم: چه کسی من بوده ام؟ برده ای که در این زمینه کار می کند؟ ناظر، قادر به دیدن جهان برای آنچه واقعا بود؟ مرد آزاد، که به شدت کار می کند تا بقیه خانواده اش را آزاد کند؟ فرزند هوشمند که تحت جناح صاحب ثروتمند برده سفید گرفته شده بود و متقاعد شد که با داشتن یک انسان دیگر هیچ مشکلی وجود ندارد؟ مرد سیاه پوست شکسته شده توسط ثروت familys خود را ساخته شده بر پشت مردان و زنان که به نظر می رسد درست مثل من؟ برده بیش از حد افتخار، بیش از حد قوی، بیش از حد قدرتمند به اجازه دیگران آزادی او را؟ چه کسی هستم؟ من در حال حاضر؟ در مسائل نژادی، همیشه احزاب وجود دارد که معمولا توسط یک فرد سفید (هر چند نه همیشه) ساخته می شوند، که می پرسد، چرا شما قبلا این کار را انجام می دهید؟ نمی توانیم آن را بگذاریم؟ @ این یک راه برای پایان دادن به یک مکالمه ناراحت کننده است. دلایل مهم نیست من می دانم که بسیاری از افرادی که ریزش موی جوانه ای در آمریکا دارند، به سادگی یک بحث است که آنها نمی توانند دستان خود را در دست بگیرند. این خیلی دشوار است. بیش از حد خام برای اینکه اطمینان حاصل شود که افراد بعد از یک چت صادقانه با هم دوست خواهند بود، بیش از حد ابری هستند. پاسخ من این است که من احساس می کنم وقتی کتاب هایی بخوانم مانند جهان شناخته شده. مهم نیست که چقدر تنظیم شده است، چگونه یکپارچه، چگونه دوست داشتنی از همکار من، چگونه multiculti kumbayah من هستم، من بیش از آن نیست. من نمی توانم اجازه دهم این کار را بکنم. این دنیای خیالی خیلی واقعی بود که خیلی زود است. اثرات آن هنوز هم از طریق ما هر روز موجب می شود. جهان من می دانم بدون وجود آن وجود دارد. به شدت توصیه می شود.

مشاهده لینک اصلی
دنیای شناخته شده جهان: من نگران هستم من شکستن چیزهای خاموش این فقط کاری نیست آن شما نیستید منم. خوب، شاید شما نیز کمی. من واقعا فکر کردم زمانی که ما با هم بود که ما یک رابطه مختصر اما متقابل رضایت بخش داشته باشند. Id خواندن شما، شما را فراهم روشنگری یا catharsis احساسی و یا سرگرمی، شاید حتی همه سه. تمام نشانه ها وجود داشت: نقل قول های شادابی روی ژاکت شما، یک فرض شگفت انگیز و غیر منتظره، علائم بالا در لیست های خوب. اما چیزی که در انتهای فصل اول اتفاق افتاده بود. شاید در ابتدا صحنه استمناء بود. یا شخصیتهایی که من نمیتوانستم وارد آن شوند - به سختی میتوانم برخی از آنها را از هم جدا کنم. یا به نظر میرسید که روایت بدون هیچ تمرکزی به جست و خیز کردن کامل برسد. شاید من فقط به شما صفحات کافی داده نشد من مطمئنم که بهتر شدی با هم رفتی منظورم این است که نگاه کنید به تمام بررسی های چهار و پنج ستاره ای که به دست آورده اید نگاه کنید! اما هر بار که شما را به سوی من انداختم، افکار من به سه کتاب دیگر روی میز کنار تخت من تبدیل شد که Id را بخواند. من واقعا نادانسته ام، اما این فقط یک رابطه سالم نیست. بنابراین پس از 72 صفحه، من شما را پایین می اندازد. احساس خیلی بد نیست. تمرکز بر روی همه کسانی که دیگر، بررسی خوب و شاید همدیگر را دوباره ملاقات کنید زمانی که ستاره ها درست درست درست است. اما احتمالا نه. EmilyFor بررسی بیشتر کتاب، می آید به وبلاگ من، ساخت کتابفروشی به اندازه کافی.

مشاهده لینک اصلی
من می خواهم به کمی شگفت زده شویم، زیرا این یکی از بهترین کتاب های من است که در ده سال گذشته خوانده ام. جونز در تمام جزئیات تاریخی که می توانید بخواهید بسته می شود و البته در مورد یک موضوع - اسارت برده سیاه - که در خود و خود را به طرز شگفت انگیزی است. جایی که نویسندگان کمتری ممکن است از جنبه های حساسیتی بیش از حد سخت (یا به تکیه بر آن برای تقویت یک داستان ضعیف دیگر) تکیه کنند، جونز آن را به یک داستان قانع کننده و قدرتمند کار می کند. چه چیزی باعث می شود آنقدر قدرتمند است ترکیبی از شخصیت های جذاب است که بافته شده مجموعه ای از طرح های همپوشانی برای من ساختار آن است که بسیار درخشان است (هشدار ژاک: من در واقع نمودار تغییرات زمان در فصل به عنوان یک تمرین، برای دیدن زمانی که جونز کل این چیز را با هم). این رویکرد کمتر از خطی ممکن است به کسانی که فقط می خواهند همه چیز را به صورت ساده، اما با آن کنار بیاندازد، ناامید کننده است: این شیفت ها باعث تعظیم و بافت می شوند و بیش از یک داستان را در یک زمان برمی دارند. آنها همگی به هم متصل می شوند، به من اعتماد می کنند. من همچنین صدای اصلی نوازنده را در رمان تحسین می کنم، که مطمئنا به سمت رسمی متوسل می شود، اما در عین حال از آن تاریخ آگاه است که با آن برخورد می کند: جونز و جونز صدای خود را برای یک لحظه ای، یا به نظر می رسد با مواد واقعی و پژوهش تحریک می شود. باز هم تمام قسمت های پرده و مخلوط و همچنین من فکر می کنم که سطح آگاهی روایت (که هرگز به اندازه کافی به اندازه کافی برای نابود کردن هر چیزی از بین نمی رود) یک لایه دیگر را به یک ایده تاریخ اضافه می کند که هر دو را هم تاریخی و هم معاصر می سازد. و برای آن دسته از کسانی که می توانند بدون تمام متکلمان نوشتاری (یک هزار عفو) انجام دهند، در شخصیت های این کتاب، که جذاب، نادان، بی رحم، جدی، دلسوز، غم انگیز، امیدوار، ناقص هستند - به طور خلاصه، پیچیده . نیمه راه از طریق ضربه زدن به مبارزه برای پرش به جلو برای یادگیری همه چیز سرنوشت. در نهایت، من می گویند که این کتاب کامل نیست - جنبه های آنچه Ive در بالا توضیح داده شده است که گاهی اوقات کار نمی کند: نوبت روایت است که به نظر می رسد احمقانه بی عاطفه، یک شخصیت یا دو علامت کلیشه یا آزار دهنده است. ایرادی نداره. این کتاب با هدف بالا، به عنوان آثار هنری درخشان انجام می شود، و نتیجه هیچ چیز شگفت انگیزی نیست.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب دنیای آشنا


 کتاب نمی گذارم کسی اعصابم را به هم بریزد
 کتاب زندگی سخت
 کتاب سیرک شبانه
 کتاب آخرین بار کی دیدیش؟
 کتاب فرار از کتابخانه ی آقای لمونچلو
 کتاب همچون یک خانه به دوش