کتاب در انتظار یک زندگی طبیعی

اثر لسلی کانر از انتشارات افق - مترجم: فرح بهبهانی-ادبیات آمریکا

این رمان با لحظات معنی دار و رزونانس احساسی پر شده است. ادی در انتظار عادی است. اما Addies مادر یک رویکرد همه جانبه و یا هیچ چیز برای زندگی ندارد: یک فیستا غذا یا یک کابینت خالی، راه یا هیچ راه دیگری ندارد. Addie در یک تریلر در یک قطار قطار بزرگ زندگی می کند با ناراحتی، غافلگیرانه، مادر و یا هیچ چیز دیگری که اغلب اوقات به تنهایی آنجا را ترک می کند. خواهرزاده عزیزش او هر آنچه را که می تواند برای حمایت از آنها انجام دهد، انجام می دهد، اما او با او ازدواج می کند و تنها زمانی که مادر بی رحمانه به آنها اجازه می دهد. اما به همان اندازه که Addie با مقابله و مثبت به عنوان تلاش می کند، این بازدیدکنندگان فقط به او یادآوری می کنند که او هرگز نمی تواند عادی باشد. مادر Addie دوقطبی است، و او اغلب Adie را نادیده می گیرد. همه چیز یا چیزی هیچ وقت به حالت عادت افزوده نمی شود و می تواند Addie خانه را به جایی نرساند که او می خواهد با نیمی خواهر و ناپدری اش باشد. اما Addie هرگز متوقف نمی کند و امیدوار است که یک روز شاید پوسته عادی پیدا کند.


خرید کتاب در انتظار یک زندگی طبیعی
جستجوی کتاب در انتظار یک زندگی طبیعی در گودریدز

معرفی کتاب در انتظار یک زندگی طبیعی از نگاه کاربران
مدت ها بود با داستانی انقدر گریه نکرده بود. روی این کتاب نوشته رمان نوجوان، و من به دلیل خاصی خوندمش، یعنی اگه برای اون دلیل نبود حتا از وجود این کتاب با خبر هم نمی شدم. اما به نظر من این تقسیم بندی ها اشتباهه. رمان نوجوان یعنی چی؟ تنها چیزی که باعث میشه به همچین داستان بی نظیری بگیم رمان نوجوان اینه که داستان از زبان ادیسون 12 ساله گفته شده. اما به نظرم این دلیل اصلا قانع کننده نیست. اگه همین داستان رو دنیس، مادر ادی گفته بود، آیا کتاب رو جز رمان های بزرگسالان دسته بندی می کردن؟
تاثیرگذارترین کتاب هایی که من در زندگیم خوندم و شخصیت هاش همیشه ی همیشه در قلب و روحم باقی می مونند، اتفاقا افلاطون و ارسطو نیستند! همین کتاب هایی هستند که به سادگی از کنارشون رد می شیم و برچسب کتاب کودک و نوجوان روش می زنیم. اسکلیگ، ماتیلدا، هری پاتر، دارن شان و حالا... در انتظار یک زندگی طبیعی.
این کتاب از همه لحاظ فوق العاده بود، دیروز شروعش کردم و تا تموم نشه نتونستم کنارش بذارم. داستان درباره ی زندگی دختر 12 ساله ای بود که خانواده ی بسیار به هم ریخته ای داره. در واقع این او بود که برای مامانش، دنیس، مادری می کرد و باید حواسش به همه چی می بود. آنها در یک کاروان زندگی می کردند و او با سولا و الیوت که در نزدیکی شون مغازه ی بنزین فروشی داشتند دوست شده بود. ادی دوست داشت با پدر خوانده اش و دو خواهر ناتنی اش زندگی کند اما دنیس راضی نمی شد. با این حال خودش هم هیچ وقت نبود و ادی تقریبا همیشه تنها بود.
با نامه ی خداحافظی سولا برای ادی مدت های زیادی گریه کردم.
خیلی خوبه که با این جمله های ساده و این اتفاق های معمولی، داستانی انقدر عمیق و جادویی میشه نوشت.

مشاهده لینک اصلی
این داستان هم تلخ و گزنده است و هم زیبا و صمیمی و جذاب. چیزی مثل زندگی. ماجرای دختری دوازده سیزده ساله به‌نام ادیسون که دنبال کردنِ خانواده و زندگی‌اش مثل عبور از جاده‌ای پرپیچ‌وخم است.
داستانِ ادی از جایی شروع می‌شود که با مادرش، مومرز، برای زندگی در یک کاراوان کوچکِ شش‌قدمی به نات‌استریت می‌آیند. محله‌ای که ادی تنها دختربچه‌ی آن‌جاست.
ادی انتظار دارد جلو کاراوان یک قطعه‌ی چمن‌کاری شده باشد با فرفره‌‌ای بزرگ و نرده‌های سفید و مجسمه‌‌هایی از آدم‌های کوتوله، ولی وقتی آن‌جا را می‌بیند جا می‌خورد. چطور؟ به‌جای چمن‌زار سبز و مجسمه‌های قشنگ فقط یک محوطه‌ی قیرگونی شده جلوی کاراوان است که در گرمای تابستان ورم می‌کند. معمولاً، انتظارهای ادی از زندگی معکوس می‌شود و شاید برای همین است که در ابتدای نوجوانی فقط آرزو دارد یک زندگی معمولی داشته باشد.
ادی با مادرش زندگی می‌کند. با مومرز. مومرز بچه خیلی دوست دارد، ولی بلد نیست از بچه‌هایش مراقبت کند. بچه‌ها؟ اوهوم. ادی دوتا خواهر ناتنی هم دارد؛ براینا و کیتی. بچه‌های دووایت. دووایت همسر دوّم مومرز است. مردی قوی که شخصیت باثباتی دارد و به دخترهایش احساس امنیت می‌دهد و مراقب آن‌هاست. شاید بپرسید چرا دووایت و دخترهایش با ادی و مومرز زندگی نمی‌کنند. برای این‌که مومرز هیچ شباهتی به دووایت ندارد و بی‌توجهی و بی‌مسئولیتی‌اش باعث شده که هم جان بچه‌هایش را به‌خطر بیندازد و هم کلی بدهی برای دووایت به‌بار آورد. سر همین ماجراها، دووایت و مومرز از هم جدا شده‌اند. براینا و کیتی پیش پدرشان مانده‌اند، ولی دووایت ازنظر قانونی سرپرستِ ادی نیست و ادی باید با مادرش زندگی کند. مومرز قول داده که برای دخترش مادر خوبی باشد، ولی... نمی‌تواند. او حالت‌های عجیب‌وغریبی دارد. گاهی سرخوش و شاد و گاهی غم‌زده و افسرده. به‌قول ادی همه یا هیچ!
مومرز آشپزی نمی‌کند و فقط دوست دارد تلویزیون تماشا کند و در اینترنت پرسه بزند و مدام از این شاخه به آن شاخه بپرد. به‌قول ادی، او کسی است که نمی‌داند چه کار کند و هیچ وقت مطمئن نیست و آخرش هم ملاقات او با یک دوست اینترنتی همه‌چیز را دوباره از این‌رو به آن‌رو می‌کند. بااین‌حال، ادی مادرش را دوست دارد و خیلی از خطاها و اشتباه‌های او را از چشم دیگران مخفی می‌کند و با ترس‌ها و تنهایی‌هایش کنار می‌آید. ادی دختری است که زود به همه‌چیز عادت می‌کند و عاشق این است که مادرش را به خنده بیندازد تا برای چند لحظه هم که شده زندگی‌‌اش طبیعی به‌نظر برسد.
آخ، ادی. ادی از آن دخترهایی است که خیلی‌زود آدم را عاشق خودشان می‌کنند. جدای مشکلات خانوادگی و آشفتگی و پریشانیِ مومرز، ادی با یک مسئله‌ی شخصی هم درگیر است. او در یادگیری کند است و خواندن کلمات و یا نت‌های موسیقی برایش سخت است. بااین‌حال، به‌خاطرِ خوش‌بینی و شجاعتش ازپسِ مسائل و مصائب زندگی‌اش برمی‌آید. ادی همیشه در پی شادمانی و خوش‌بختی است. برای همین، وقتی به محله‌ی جدید می‌آید مانند مادرش خودش را با تلویزیون و اینترنت سرگرم نمی‌کند. جلو محوطه‌ی کاراوان یک مینی‌سوپر کوچک است. مینی‌سوپر سولا و الیوت. ادی به سراغ هم‌سایه‌هایشان می‌رود و سعی می‌کند یکی‌یکی آن‌ها را بشناسد و در محل زندگی‌اش یک قهرمان پیدا ‌کند.
از الیوت و سولا گفتم. این زن و مرد از شخصیت‌های عزیز و دوست‌داشتنی این کتاب‌اند. الیوت یک دندان پرشده با طلا دارد و گوشواره‌ی حلقه‌ای کوچکی به گوش چپش آویزان است و سولا شبیه عروسک پلاستیکی خیلی بزرگی است که لباس گل‌دار مهمانی تنش باشد. او شخصیتِ انعطاف‌پذیر و امیدواری دارد و حتا سرطان هم نتوانسته شور زندگی را ازش بگیرد. سرطان؟ اوهوم. سولا سرطان پستان دارد.
دوستی با الیوت و سولا به ادی یاد می‌دهد تا با تمرین کردن در هر کاری مهارت پیدا کند و اجازه ندهد اشتباه‌های کوچک مانع تحقق آرزوهایش شود. بله، همیشه باید ادامه داد. ما همه اشتباه می‌کنیم، ولی باید از دروازه‌ها و پل‌ها گذشت. همیشه دنیای جالب و بهتری پشت درها و پل‌ها هست.
سولا به ادی یاد می‌دهد که قوی و شجاع باشد و با خطر روبرو شود و به او می‌گوید قهرمان کسی است که خودش را به‌خاطر دیگران به خطر می‌اندازد. هر کسی برای دیگری قهرمان است و ما همه قهرمان داریم، وگرنه زندگی ترسناک می‌شد. من عاشق سولای تپل و نازنین‌ و این حرف‌هایش شده‌ام.

خلاصه، کتاب برای نوجوانان منتشر شده، ولی به‌نظر من از آن رمان‌هایی است که باید خواندنش را به همه‌ی دوازده تا صدودوازده ساله‌ها پیشنهاد کرد.
مطمئنم کسی از خواندنِ ماجرای زندگی ادی پشیمان نمی‌شود.

http://fourstar.ir/1393/11/06/waiting...

مشاهده لینک اصلی
یک بار در حالی که یک بازنگری از کتاب های کودکان دوست دارد به نشستن و دوباره شغل خود را دوباره ارزیابی کنید. من اینجام. من یک بزرگسال هستم و کتاب را برای بچه ها بررسی می کنم. و اغلب اوقات من واقعا از آن لذت می برم. من فقط زمان افسانه ای خواندن تمام کتاب های این کودکان را داشته ام و سپس نظرات خود را درباره اینکه چرا باید یا نباید جوانان را دستکاری کنید، به اشتراک بگذارید. اما در نهایت من هنوز یک بزرگسال هستم و فکر من این است که کسی که در سن 25 سالگی است. بسیاری از افراد در موقعیت من، زمان زیادی را صرف جدا کردن دیدگاه بزرگسالان از دانش خود از بچه ها می کنند. آیا من در اینجا بغل می گیرم؟ خوب، این دلیل برای آن است. نه بار از ده، هنگامی که کتاب کودک را می خوانم که با ذهنم ملاقات می کند، من آن را بررسی نمی کنم. به همین سادگی. من فکر می کنم، â € œBook سخت است. من هیچ نظری ندارم من به جای گزارش کلبرت تماشا می کنم و آن این است. اما من احساس کردم که مجبور شدم از طریق ناراحتی طبیعی خود را تحت فشار قرار دادم تا لزلی کانر را در انتظار عادی ببینم. این بخشی است که به این دلیل که کتاب به بررسیهای جهانی ستاره ای پرداخته است. نوشتن قوی است، شخصیت های جالب، و طرح تنگ است. مشکل من؟ حدس می زنم جسارت امید. این کتاب در آن افتاده است. و بنابراین، من باید خودم را به عنوان یک کودک 12 ساله از خودم جدا کنم، خودخواهانه، شهرت نیویورک را از خودم دور کنم، و این دو مولفه بررسی کننده خودم را دوچندان می کنم. بگو چه اتفاقی در مورد Addie می افتد، او چیزی کم نمی کند مانند انحلال کامل و کلی واحد خانواده اش، او را پایین می آورد. متی (یا مادران) Addieâ € ™ ثانیه و Addieâ € ™ s پدربزرگ نادو دوایت فقط طلاق گرفته، و او مسئولانه قانونی برای فرزندان خود است. ادی، از سوی دیگر، از لحاظ زیست شناختی تنها مادرش مادر است و به همین دلیل است که با مامورها در یک تریلر در وسط Schenectady زندگی می کند که دوایت ارائه کرده است. Addieâ € ™ ثانیه همیشه راهی برای مقابله با ناسازگاری مادرش در تمام زندگی او بود، و در حال حاضر هیچ متفاوت نیست. با مامان ها در یک زمان ناپدید می شوند، ادی بر روی چیزهایی که می تواند کنترل کند تمرکز می کند. فلوتی او بازی می کند، همستر Piccolo، دوستانش در فروشگاه راحتی گوشه، و دیدن هر دو خواهرش و دوایت هر زمان که می تواند باشد. با این حال، همانطور که خواهر او زندگی می کند بدون آن، به طور فزاینده ای بهتر می شود، جهان خود Addieâ € ™ ثانیه بیشتر و بیشتر ناپایدار است. قدرت شخصیت اکنون بهترین دوستش است و آزادی نهائی او باید به خطر بپردازد. آنچه که من می خواهم بفهمم این است که چرا من در اصل با این عنوان مخالف بودم. من فکر می کنم که ممکن است چیزی در رابطه با زبان که در اطراف این کتاب وجود دارد داشته باشد. اصطلاحات مانند \"روح غول پیکر دخترانه\" و \"قلب خواننده\" را لمس کنید. ما در یک جامعه زندگی می کنیم که احساسات صادقانه آن بسیار سخت تر از لحظات هال مارک تجاری است. به علاوه من بسیاری از کتابهایی را می خوانم که سعی می کنند از احساس خواننده استفاده کنند و به صورت شگفت انگیز در گوشه هایی از قبیل خطوط ماریونیتی، تکان دهند. انجام این کار یک بار بیش از حد اغلب و رشته ها لمس و سست. سپس در انتظار عادی می آید و آن را در همه جا چشمک می زند. بسته بندی آن در نامه های بزرگ براق، â € œGamewarming gemâ € و مانند آن، و badda bing، شما قبل از اینکه شما حتی یک صفحه را بخوانید، تلفظ می شود. آنچه که من ترجیح می دادم این بود که این کتاب را به عنوان یک نسخه خطی و بی نظیر دریافت کنم. فقط کلمات سیاه و سفید بر روی کاغذ سفید، به دلیل قدرت نوشته شده توسط کانر، دروغ است به امید شما سفر غواصی از روح. او نویسنده خوبی است دقیقا به خاطر اینکه او کم رنگ شده است. به کتاب های دیگرش نگاه کن این زن است که کتاب داستان شجاعانه را بنویسد، خانم بریدی انتخاب یک بیل. اگر شما این کتاب را ندیده اید، در کتابخانه خود یک شکاف دارید. این شکاف را پر کنید در این داستان، کلمات کانر به هسته اصلی خالص خود ختم می شوند، داستان را بدون جزئیات کرکی و razzmatazz مسخره می کنند. و همان احساس در این کتاب نشان می دهد، اما به شیوه ای متفاوت است. در اینجا، صدای Connor به عنوان Addie چیزی است که همه چیز را با هم نگه می دارد. Addieâ € ™ ثانیه خنده نیست، با صدای بلند خنده دار اما او کلاسیک، خودخواهانه است، و نوع شخص یک کودک می خواهید با کل کتاب را صرف. بیا برای تن، ماندن برای نوشتن. یکی دیگر از مانع برای غلبه بر قبل از من اعلام کرد کتاب برنده بود. این چیزی است که تنها می تواند به عنوان فرزند امیدوار کننده از خود Pollyanna توصیف شود. قرن بیست و یکم پولیانا برای توده ها، آن چیزی است که Addie است. اما تفاوت در این است که امیدواری و کورکورانه یا بی توجهی به بی عدالتی های جهان باشد. Addie ایمان دارد به طریقی که هرگز آزار دهنده نیست. آیا شما فکر می کنید چقدر سخت است که باید نوشت؟ و چه بیشتر، زمانی که قهرمان اجباری خود را از دست می دهد امیدوار است صحنه ظاهر شود، آن حیوانات خود را دارد. بعضی از کودکان غذا خوردن، رفتن به مدرسه یا دیدن دوستانشان را متوقف می کنند. ادیی یک فلوت را باز می کند و به نوعی وزن بیشتری می گیرد. منظورم این است که هنوز یک کودک بسیار باورنکردنی به خوبی تنظیم شده است، زیرا همه چیز در زندگی او اتفاق افتاده است. به عنوان مثال، هنگامی که او متوجه می شود که گاو دوست داشتنی او با یک زن شگفت انگیز ازدواج کرده است و او و نیمی از خواهر و برادرش شاد، مهربان و مهربان هستند.

مشاهده لینک اصلی
من در مورد این کتاب چیزهای زیادی شنیدم، بنابراین شاید امید من زیاد بود. این کتاب من را به همان شیوه ای که قدرت برتر خوش شانسی به من نشان داد، انجام داد: بچه ها، بچه های بی گناه در زندگی سخت گیر، فقط مهره ها را رانندگی می کنند. ادی در آستانه بلوغ قرار دارد، دارای نارساخیزی شدید است و در مادربزرگ بیپولار مادرش در یک تریلر در گوشه ای از کنتکتیا زندگی می کند؛ دو خواهر و دو خواهر کوچکش زندگی جدیدی را در کشور آغاز کرده اند، اما مادرش ادی را نگه داشته است. اما به لطف Addies چشم انداز بی نظیر مثبت، همه چیز در نور خورشید است: او BFF فوری در مدرسه جدید خود، یک انفرادی فلوت می سازد، و دوستانه عمیق با مردمی در فروشگاه راحتی در خیابان ایجاد می کند. چیزهایی که جوایز نیوبری به دست می آید (صاحب فروشگاه راحت است چربی دارد و سرطان دارد و بهترین دوست او همجنسگرا است، هر دو شرایطی که خواننده را قادر می سازد تا دقیقا همانطور که Addie غیرقابل انکار باشد ... اما همچنین اشک هایی را در انتهای تضمین می کند). اول از همه، Addie و من (یا شاید نویسنده و من) شروع به یادداشت بد: از تحمل اولین بار از @ Mommers @ در صفحه اول تحریک شد. @ Mommers @ از آن به بعد، من نمیتوانستم او را به عنوان یک شخصیت باور کنم. آیا می توان هر گور هفتم در این وضعیت خیلی ساده لوحانه، پایبندی شاد و سازماندهی سازمان ملل متحد (@ نوشیدنی های نوشیدنی @ با وجود)؟ او هیچ وقت پول مامورها را برای مدت طولانی در نظر نگرفته است. او به او نمی رسد که اجازه دادن مادر مادر بی اعتمادی به مراقبت از همستر عزیزش او یک ایده بد است؟ آن سخت است که به شخصیت احترام بگذارید ... نوعی ترسناک. سپس احساس گناه کردم، زیرا این موضوع مسلما یک وضعیت وحشتناک برای یک کودک است، و من فکر می کنم تعداد زیادی از کتاب بچه / YA اسطوره خطرناک را منتشر می کند که کودکان در شرایط بد می توانند بدون دخالت بزرگسالان مقابله کنند. اما جیز، ادی، ستون فقرات را رشد می دهد! برخی از تصمیمات هوشمندانه اتخاذ کنید لطفا، کمیته نیوبری، این مدال را امسال نگذارید.

مشاهده لینک اصلی
این قطعه کوچکی از یک رمان در دلتنگی های شما شگفت زده خواهد شد. Addie دوازده ساله در یک تریلر در Schenectady نیویورک زندگی می کند و خانواده اش \"هارد\" هستند که به دنبال یک جاده ای می گردند که در حال چرخش و چرخش است. @ Addies مادر دو سال از زاد و ولد، دوایت، و دوایت نگهداری از Addies دو خواهر نیمی. پدر واقعی آدیس در زمانی که او جوان بود و پدر پدرش، گراندیو، زندگی می کرد در این نزدیکی هست. (به نظر می رسد یک خانواده مدرن روز یا چه چیزی) از آنجا که Addie دوقلو تولد فرزند نیست، او با مادرش زندگی می کند. در باز کردن این رمان، آنها به تریلیلی که دوایت برای آنها ارائه کرده است حرکت می کند. ادی به سرعت با همسایگانش که در سرتاسر خیابان کار می کنند، دوست دارد و به مدرسه ارکستر صحنه می پذیرد (حتی اگر او نمیتواند موسیقی بخواند). برای خواننده طول می کشد تا متوجه شود که مادر Adies دو قطبی است (هر چند این کلمه هرگز در کتاب استفاده می شود) در حالی که هیچ سوء استفاده فیزیکی وجود ندارد، زندگی برای Addie پیچیده می شود زمانی که مادرش شروع به ترک او را به تنهایی در تریلر برای چند روز در یک زمان. این داستان با بسیاری از @ بزرگ @ مسائل گناه، متعلق، بیماری، مرگ، همجنس گرایی، و بی توجهی. و علاوه بر همه چیز، Addie دارای نارسایی شدید است. اما، واقعا شگفت انگیز در مورد این کتاب سادگی کامل داستان است. لسلی کانور نویسنده ای فوق العاده است که خوانندگانش را از طریق کارهای خود درک درستی از شخصیت ها می کشد. نوشتن او ساده و صادق است. او ادی را برای یک کودک در چنین شرایط غم انگیزی خوش بینی مطلوبی نداده است. خوشبختانه، در سراسر رمان، خواننده به شدت از بزرگسالان در زندگی Addies آگاه است که برای او مراقبت می کنند (حتی زمانی که Addie نیست) و در نهایت Addie متوجه می شود که منظورش این است که هر کودک بخاطر آن مراقبت شود.

مشاهده لینک اصلی
گاهی اوقات کتاب هایی می آیند که در آن به طور خاص به ما ضربه می زند، جایی که ما احساس می کنیم که کتاب با قطار فرار می کند. این کتاب برای من است. من نمیدانم که آیا این کتاب به طور عینی بهترین کتابی است که تا به حال نوشته شده است یا نه. Addie زندگی می کند با مادر غفلت خود را در تریلر توسط آهنگ قطار. پدربزرگ سابق او، دوایت، از دو خواهر کوچکش محروم شده است و او با همه قلبش ازدواج می کند. ادی چنین شخصیتی واقعی است. Shes خوش بینانه است، اما غیر منطقی نیست. او می داند وضعیت او چیست مجبور شد بیش از حد سریع رشد کند و به شدت از زندگی عادی خواسته است. هر شخصیت به نظر می رسد بسیار واقعی و دلسوز است، حتی زمانی که آنها اشتباه می کنند. Addies مادر یک فرد فوق العاده ناقص است، اما یک نفر بد نیست. من هم دوست داشتم روابط بهتر بین فرزندان و والدین گام را ببیند (که هنوز در ادبیات بسیار نادر است). این کتاب بسیار دشوار است برای خواندن، و در عین حال آنقدر، امیدوار کننده است. حتی پایان دادن به این کتاب کامل است - فقط مقدار مناسب کاترزیس عاطفی، و در عین حال پایان دادن به مقدار زیادی از امید به خود Addie خود. VERDICT: این کتاب کودک مورد علاقه من در تمام دوران است - شاید یکی از کتابهای مورد علاقه من در تمام دوران باشد. من نمی توانم آن را به اندازه کافی توصیه کنم.

مشاهده لینک اصلی
خواندن Addies داستان بسیار جذابی بود. خیلی از شخصیت های اصلی سن او به نظر می رسد ... من نمی دانم unlikable، اما Addie متفاوت است. اول از همه باید بگم که من دوست Addie را به قطعه. من فقط می توانم آرزو کنم که او به همان اندازه که هست، خوب باشد. همیشه ادی همیشه به نظر می رسد در پوسته های تخم مرغ راه می رود (حتی اگر او در ابتدا آن را نمی داند). مادرش (که او را مامرز می نامد) یک فرد یا همه چیز است که هر دوی آنها مشکلات زیادی را به همراه دارد. در ابتدای کتاب می بینیم که او و مادرش به یک تریلر کوچک می روند که پیمان نامه اش (دوایت) اجازه می دهد آنها زندگی کنند. قبل از این همه اتفاق می افتد که او در خانه ای با مادرش زندگی می کند، دوایت (که او واقعا می بیند به عنوان پدر او از زمانی که پدر بیولوژیکی او فوت شده بود زمانی که او کوچک بود) و نیمی خواهرش Brynna و کتی. البته هرچند اشتباهاتی که مادرش مرتکب آن شده است، تغییر کرده است. من از اینکه Addie انعطاف پذیر است و چه مقدار از او از بزرگسالان اطراف او پشتیبانی می کند، زمانی که مادرش نمی توانست برای او باشد، شگفت زده شد. من فقط می توانم امیدوار باشم که بچه های دیگر در وضعیت او بزرگسالانی باشند که در مورد آنها به اندازه Addie مراقبت می کنند. او دوایت، Grandio (پدربزرگ خود را از طرف پدران بیولوژیک)، Soula، Eliot، Rick و Helen دارد تا به او کمک کند تا از طریق تغییرات جسمی و احساسی او، با او روبرو شود. همانطور که داستان در حال پیشرفت است ما می آیند به یاد بگیرند که Addie دچار اختلال است، و من او را تشویق و چگونگی او با آن برخورد می شود. من خوشحال شدم که یک شخصیت اصلی را ببینم که به طور خودکار درخشان نیست اما مجبور شد برای آنچه که می خواهد کار کند. نویسنده تلاش زیادی کرد تا شما را باور داشته باشید که Addie یک دختر 12 ساله واقعی با این مشکلات بود و به شما کمک می کند با آنچه که احساس می کنید متعجب شوید. من نمی خواهم کل طرح را تمام کنم اما کافی است بگویم که ادی در نهایت خود را عادی پیدا می کند.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب در انتظار یک زندگی طبیعی


 کتاب شور زندگی
 کتاب من آلکس کراس هستم
 کتاب هرگز بال پرواز نخواستیم
 کتاب اتحادیه ی ابلهان
 کتاب اوهام
 کتاب هم وابستگی