کتاب دختر آقای خوشبین

اثر یودورا ولتی از انتشارات ایجاز - مترجم: شیوا قدمی-ادبیات آمریکا

يك پرستار در را برايشان باز نگه داشت. اول قاضی مك كلوا و پشت سرش دخترش لاورل و سپس همسرش فی وارد شدند. به سمت اتاقی بدون پنجره قدم برداشتند، جايی كه دكتر آزمايش‌هايش را انجام می‌داد. قاضی مك كلوا بلند قد بود، سنگين وزن و هفتاد و يك ساله، عادت داشت عينكش را با بند عينك بيندازد، ولی حالا آن را در دستانش نگه داشته بود. روی صندلی بلند دكتر كه مثل تخت پادشاهی بود نشست، در حالی كه دخترش لاورل و همسرش فی در دو طرفش نشسته بودند.


خرید کتاب دختر آقای خوشبین
جستجوی کتاب دختر آقای خوشبین در گودریدز

معرفی کتاب دختر آقای خوشبین از نگاه کاربران
در حالی که من معمولا زمانی را برای گذراندن وقت خود در نظر می گیرم که بعد از اتمام یک کتاب، به دنبال یک بازبینی می اندیشم، برای روزهای اغلب روزها و قبل از اینکه بتوانم کمال گرایی را به کار کردن بر روی کلماتم بسپارم (و یا با دیدن برخی از مشاهدات، میله ها و امیدوارند که هیچ کس جهات کوره یا نخ های رنگی را مشخص نکند)، تلاش می کند مرتب کردن و کشف کردن آنچه که من می خواهم در مورد دختر خوش تیپ بگویم کار بسیار دشوار بود. تا زمانی که علامت گذاری نشود - که اغلب دقیقا همان چیزی است که من باید از یک مفهوم چسبنده از آن محل که چیزها از توضیح (با تشکر از علامت!) سرچشمه می گیرند پاک می شود - یک نظر در مورد نسخه پیشرفته این بازبینی که من دیدم کجا دیدم مشکلات دروغ است مشکل این بود که من به اشتباه در ابتدا معتقد بودم که حقیقت تاسف آور این است که توانایی صحبت کردن در مورد یک کتاب بسیار دوست داشتنی بیش از مادر بختیاری BACONATOR، این کتاب به من ختم می شود: این که من تلاش کردم از سر من استفاده کنم کتابی را که تقریبا به طور کامل در قلب من احساس کردم، رویکرد دارم. (و همچنین این که من از ترس فلج کننده صدای کریسمس در یک انجمن عمومی رنج می برم که اعترافات فوری را بسیار سخت کرده است تا حتی تایپ کردن را در نظر بگیرم). بنابراین اجازه دهید سعی کنم جایی را که در طول زمان اکثر خواندن امپراتوری بودم، بخوانم. . من به تازگی یک شب با برادر کوچکم، دوست دخترش و برخی دیگر از دوستان خوبم در جشن خواهر خواهر کوچکم در 21 سالگی گذراندم. (همانطور که من 21 روزه خود را با شروع و پایان یک مقاله نهایی 20 صفحه ای گذراندم و سپس از آنجا خارج شدم اتاق خوابگاه من برای تابستان، من این فرصت را به خوبی مشاهده رویداد عطف را مشاهده کردم که من هرگز تصور نمیکردم که یک دوست عزیز را در کنار هم قرار دهد). برادر من گوشت گاو با والدین ما بیشتر از آنچه من انجام می دهم (به ترتیب 40 کیلوگرام بدهی که آنها به طور تقلبی و ناعادلانه به او حمله می کنند قبل از اینکه او سرانجام خارج شود، اما این یکی دیگر از داستان ها برای بررسی دیگری است)، بنابراین ما ناگزیر از گمراهی ما گریزانیم ریشه هر زمان با هم بودند اما این یک رویداد شاد بود که خواستار حداقل گسستگی متقابل بود - و در حالی که دوست دختر Little Bros به خوبی درک شده است که چگونه عمیقا دمار از روزگارمان درآورد والدین ما هستند و نیاز ما را برای جلسه تبهکار فاحشه درک می کنند، من تمایل به بستن در مورد چنین چیزهایی که در اطراف او وجود دارد، همانطور که مادرش خیلی دوست داشتنی تر از آن است که او در سن 14 سالگی فوت کرد و FSIL را در رحمت هر دو پدر و پدر و مادر گرسنه رها کرد و او را مانند او سوگند یاد نکرد. بعدها، از آنجا که هاب ها و من به طرز وحشیانه ای نزدیک به یک نوار زندگی می کردند، ما یک ساحه نیمه شب را به سوراخ آب آشامیدنی محلی در خانه راه می دادیم، زیرا، هی، چرا تمام راه را ادامه ندهید؟ همانطور که Ive چندین بار قبل نشان داده شده، من در یک نقطه که در آن من بسیار راحت صحبت کردن در مورد زندگی به عنوان یک یتیم خودمدیره منصوب؛ شوهر من این را بهتر از هرکس می داند، اما هنوز تمایل دارد موضوع را به دست بیاورد مگر اینکه من راه را هدایت کنم (یا، شما می دانید نامه ای دیگر از مؤسسه جمع آوری درباره بدهی های مادران من دریافت می کنید - که به طور عینی، این که در سه سال به صحبت کردن با ترس وحشتناک نمیرسد، به این معنی است که من هرگز به آدرس جدید خود مراجعه نمیکنم، که برای استفاده از آن به نحوی استفاده میشود). اما حتی پس از گوش دادن به برادر من و نارضایتی من در مورد پدر و مادرهای ترسناک ما مبنی بر نارضایتی در مورد پدر و مادرهای گمشده ما، بعد از چند دور شدن از لب ها، این مرکز ها پرسیدند آیا زخم قطع ارتباط با خانواده من هنوز صدمه دیده است. اما، واقعا، شما نمی توانید از دست دادن آنچه شما تا به حال و شما نمی توانید صدمه دیده، جایی که هیچ احساس وجود دارد. من با کمی از عشق در حال حاضر احساس می کنم که من صرف تعطیلات و یا فقط به دلیل بعد از ظهر با شوهرم خانواده، هسته ای و یا گسترش یافته است. و از طریق شناسه خورشیدی پنج گینس عمیق به خودم مشغول شدم، من با تحقق سنگ سرد و تلخ غرق شدم که چطور همه ی برادران و دوست دخترانم خودم هستند، من و دوستانم. و، بله، آنها هر دو به نظر می رسد بسیار خوش شانس با چیزهایی است که چیزی است که من را متوقف نمی کند از احساس وحشتناک از طرف آنها. از آنجا که ایو حداقل با شانس دوم در فهمیدن آنچه که یک خانواده نزدیک به آن احساس می کند، به منزله قوانینی است که من را به عنوان دختر مورد نظر من همیشه می خواستم و با گرمی پدر و مادر من هرگز شناخته شده نیست. و من را می کشد که نمیتوانم به دو نفر از افرادی که دوستشان دارم و می خواهم محافظت کنم بیشتر از آنچه را که باید به شکل مشابه و باطل خالی باشد، کمک می کنم. با این ذهنیت (و گناه خود اتهام) یک وایکینگ) من یک قطعه قابل توجهی از جواهری برنده Eudora Weltys Pulitzer رمان گرفتم. لورل، بیوه 40 ساله ای که مادرانش را سالها قبل تماشا کرده است، اکنون با بی حوصلگی کنار می آید چون پدرش خودش را به سن خود می دهد، با نامادری جوان، دوستان زاد و همسایگانش و خانه پر شده با خاطراتی که او در حال ساختن حس زندگی بدون یک شبکه ایمنی از عشق بی قید و شرط است. لطفا سوء تفاهم نکنید: این یکی از آن رمانهایی نیست که به تنهایی از عجیب و غریب خوشش می آید. نوشتن عالی است. من مدت زمان زیادی را برای مدت طولانی سپری کردم

مشاهده لینک اصلی
زیبایی زیبا یک دلیل وجود دارد که این کتاب برنده جایزه پولیتزر شد. فاصله بین کلمات در صفحه بسیار زیاد است. شما باید برخی از پر کردن را انجام دهید، و چون شما در هنگام خواندن باید بیشتر خود را درگیر کنید، شما شروع به ادغام با لورل، راوی. همه افکار و احساسات Laurels تبدیل شدن به خیلی بیشتر تند و آشکار. این داستان نیز با غم و اندوه و غم انگیز غالبا در ادبیات خوب جنوب دیده می شود. این کتاب کوتاه سزاوار چندین قرائت است.

مشاهده لینک اصلی
@ حتی اگر به خاطر مرده ها سکوت کرده باشید، نمی توانید در سکوت خود باقی بمانید.\nمن فکر می کنم که او باید عادت خوبی داشته باشد تا در مراسم تشییع جنازه حضور نداشته باشد، حتی اگر کسی دعوت شده باشد، اگر فردی از دست دادن جانباز یا نزدیکانش به شدت ناراحت باشد. منظورم این است که چه چیزی باعث ایجاد یک جمعیت بی تفاوت در شایعات و سخن گفتن می شود زمانی که افراد واقعا سوگواری می کنند؟ آیا بی احترامی برای مرده ها نیست؟ همانطور که هست، اصطکاک به اندازه کافی در میان کسانی است که واقعا غم انگیز هستند (که بحث در فصل گذشته را برای من توضیح می دهد) اصطکاک به اندازه کافی وجود دارد. عزاداری به نظر می رسد یک چیز خصوصی است که مردم مجبور به انجام در عمومی هستند. روایت غیر اشراف و دور از از این مکالمه این کتاب را دو چیز مهم دانسته است. از آنجا که هرچند این توصیف واقع گرایانه بود، در سطح خیلی زیاد بود. این تنها در فصل دوم دوم است که این امتیاز شروع شد وقتی که وارد ذهن ماجراجویانه لورلز می شویم - می دانیم در مورد رابطه او با پدرش تنها بعد از آن می توان انگیزه های خود را درک کرد. این یکی از آن رمانهایی است که در گذشته به خوبی مورد قدردانی قرار گرفته است. همین امر می تواند در مورد فی نیز باشد. ازدواج با یک ثروتمند دو برابر سن او، پنهان کردن وجود خانواده اش و راه های بسیار ملودرامانه - او به نظر می رسد برای بسیاری از همدردی. به این ترتیب، او مانند ادیت از استونر است، از آنجایی که هر گونه رنجش او را مانند این باقی می ماند پنهان است (فقط برخی نکات ظریف ارائه می شود) او به عنوان یک تبه کار بیرون می آید. @ شما نمی دانید که راهی برای مبارزه است. \"او یک چشم به هم زد. â € œI تا به حال یک خانواده ای برای آموزش به من. €

مشاهده لینک اصلی
یکی از نقل قول های مورد علاقه من از این کتاب در نیمه دوم می آید. لورل فکر کرد کهMemory به مانند بهار بازگشت. حافظه شخصیت بهار بود. در بعضی موارد، این چوب قدیمی بود که شکوفه می کرد. @ این لورل ها فکر می کردند که او گذشته، آخرین ماههای زندگی مادران خود را هنگامی که همه ناراحتی بود، پدرش به نظر می ریزد، از بین بردن فیل محبوبش، فکر می کرد. و از این رو، حافظه و مرگ مورد رسیدگی و آشتی قرار می گیرند. خاطره و مرگ دو تم اصلی این رمان کوتاه است، اما همراه با این، تولد دوباره است، هر دو باغ خانه قاضی، که در جزئیات و دقیق بسیاری از دختران و دخترانش توضیح داده شده است. شاید هم قاضی که به نظر نمی رسد واقعا برای برخی از زمان ها زندگی کرده است. من برای دیدن اینجا بسیار لذت بردم. همان نوشته های شاعرانه ای وجود دارد که انتظار می رود از Welty و شخصیت هایی که هر دو غیر عادی و بسیار انسانی هستند انتظار داشته باشند. من قطعا خواندن بیشتر کار او را ادامه خواهم داد و آن را به دیگران توصیه خواهم کرد.

مشاهده لینک اصلی
این رمان دارای خلق و خوی بسیار سنگین تر و تاریک تر از من است که از Welty عادت کرده ام. کمی وجود دارد که می تواند برای طنز اشتباه گرفته شود، و من احساس خشم و عصبانیت کامل برای شخصیت، فای، که همچنین خروج از آنچه که من از Welty انتظار می رود. شخصیت های او به طور کلی در برخی از سطوح قابل قبول هستند. البته، موضوع، مرگ و پیامدهای آن بسیار جدی است و Welty به آن پاسخ می دهد. برای لورل و از دست رفتن کامل او تجربیاتم را احساس کردم. حتی با توجه به همه افرادی که در شهر برای او مراقبت می کنند، او از دست رفته است که نمی تواند آرام شود. شاید پدر و مادر خود را از دست داده، احساس می کردم این را در سطح احشایی قرار داده ام. من سپاسگزار هستم و هميشه بوده ام که من تنها فرزندي نبودم که از دست دادنم به طور کامل و به طور کامل توسط ديگران به اشتراک گذاشته شد و خاطراتم همچنان به گونه اي بود که هيچ بيگانه نمي توانست شناخته شود. او يک نویسنده مشهور است . دلیلش این است که او Pulitzer را دریافت کرد، اگرچه این انتخاب من برای بهترین کار من نیست.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب دختر آقای خوشبین


 کتاب دردسرهای بچه ی شرور
 کتاب زندگی کم خرج
 کتاب مقدمات روان شناسی فروم
 کتاب حسادت در نوزادان
 کتاب باغ رز
 کتاب رازوری زنانه