کتاب داستان های ماشین تحریر

اثر تام هنکس از انتشارات افق - مترجم: محمد جوادی-ادبیات آمریکا

داستان های کتاب ماشین تحریر با عنوان اصلی
UNCOMMON TYPE
شامل ۱۷ داستان نوشته تام هنکس بازیگر معروف هالیوودی است که سال گذشته رونمایی شد. تام هنکس ابتدای کتاب و پیش از شروع داستان ها، این اثر را به «ریتا (همسرش) و تمام بچه ها» تقدیم کرده و نوشته است: به خاطر نورا.

۱۷ داستان کتاب پیش رو درباره زندگی، عشق، غم و خوشی با روایتی گاهی طنزآمیز هستند. هرکدام از این روایت ها به نوعی با ماشین تحریر ارتباط دارند. این ارتباط گاه بسیار پررنگ و گاه بسیار ظریف و نامحسوس است.

عناوین داستان های این کتاب عبارت اند از: سه هفته خسته کننده، شب کریسمس ۱۹۵۳، سفر رایگان به شهر نور، شهر ما امروز با هنک فیست؛ فیل در اتاق چاپ، به مریخ خوش آمدید، یک ماه در خیابان گرین، اَلِن بِین به اضافه چهار، شهر ما امروز با هنک فیست؛ رها در سیب بزرگ، کی کیه؟ یک آخر هفته خاص، این ها مکاشفه های قلب من اند، شهرما امروز با هنک فیست؛ بازگشت از سفر به گذشته، گذشته برای ما مهم است، پیش ما بمانید، برو کاستاس را ببین، شهر ما امروز با هنک فیست؛ اِوانجلیستای شما اِسپرانزا، استیو وانگ بی نظیر است.

در قسمتی از داستان «یک آخر هفته خاص» از این کتاب می خوانیم:

از آزادراه خارج شد، در ایستگاه فیلیپس ۶۶ به سمت راست پیچید و تا پایین خیابان سانست رفت تا به خیابان پالمِتو برسد. در خیابان پالمتو به سمت چپ، به خیابان دِربی پیچید، همان طور که به راست می پیچید، به دنده سنگین رفت، از خیابان های ویستا و بوش گذشت و بعد، خودرو را کنار کشید و جلوی شماره ۴۱۱۴ توقف کرد.

کِنی تا حالا فقط در دو خانه زندگی کرده بود و این اولی بود. به آن خیره شد. صندوق پست کنار راه ماشین رو همان بود، نرده های ضربدری ایوان همان طور بود که به یاد می آورد اما درخت جلوی حیاط به طرزی عجیب و غریب کوچک به نظر می رسید. چمن ها هرس شده بودند، او هرگز سبزه ای به این مرتبی و منظمی ندیده بود و گل ها با آراستگی جلوی خانه کاشته شده بودند. آن ها هیچ وقت جلوی خانه گل نکاشته بودند. پنجره بزرگ پرده هایی آبی داشت؛ نه پرده های سفید دوران کودکی او. در گاراژ بسته بود، به خلاف وقتی که آنجا زندگی می کرد و برای دسترسی آسان همه دوچرخه ها و اسباب بازی ها و اتاق های پشتی ساختمان باز می ماند. به جای استیشن واگن قدیمی پدرش یا کورولای مادرش، خود دوج دارت جدید در ماشین رو پارک شده بود.

آنهالترها همسایه دیواربه‌دیوارشان بودند. کِنی انتظار داشت وانت سفید آن ها را ببیند اما آن دور و بر نبود. در حیاط جلویی خانه آن طرف خیابان، علامت «برای فروش» گذاشته بودند. کنی گفت: «کالندرها خانه شان را می فروشند.»


خرید کتاب داستان های ماشین تحریر
جستجوی کتاب داستان های ماشین تحریر در گودریدز

معرفی کتاب داستان های ماشین تحریر از نگاه کاربران
این یک مجموعه فوق العاده از داستان کوتاه است. برخی از آنها غریب هستند، برخی از دلتنگی، برخی عمیق تر هستند، اما همه آنها یک چیز، هوشمند هستند. اگر او به اندازه یک مرد خوش تیپ به نظر نمی رسید، عصبانی خواهد شد. حتی اگر شما برای داستان کوتاه مراقبت نکنید، این کتاب را انتخاب کنید و از آن لذت ببرید.

مشاهده لینک اصلی
بنابراین به نظر می رسد که تام هانکس می تواند یک نخ کمی نخل طلایی را به خوبی بچرخاند. داستان در این مجموعه همه زیبایی قابل خواندن و برخی واقعا قانع کننده است. من تن تن از آنها و انواع موضوعات را دوست داشتم، هر چند با لنگر این ماشین تحریر. اگر شما داستان کوتاه را دوست دارم (من انجام می دهم، زیرا من می توانم از طریق یک کل در ده دقیقه قهوه من شکستن) من کاملا مطمئن شوید که شما پیدا کردن یک چند تا اینجا را دوست دارم من به ویژه دوستA Junket در شهر نور @ خودم بودم اما شما خود را پیدا کنید. من نمی توانم بگویم آنها درخشان نوشته شده و یا خیره کننده، اما من می توانم بگویم که آنها وعده زیادی نشان داد و من با خوشحالی با شخصیت در زمان صرف صفحات یک احساس گاه به گاه در مورد نوشتن وجود دارد که واقعا خوب کار کرد و همانطور که گفتم پشت سر آن وجود دارد یک حس زیبایی متعادل برای هر یک از افراد وجود دارد. * نوه ها * اجازه می دهد تا چند.

مشاهده لینک اصلی
** من این کتاب را از طریق یک پرونده Goodreads دریافت کردم ** متاسفانه این یک DNF برای من بود. من متنفر ناتمام نیستم، اما زندگی خیلی کوتاه است، و این مجموعه خیلی طولانی است. من فقط ... اوه، مرد، من نفهمیدم. تقریبا هر یک از این داستان ها را به عنوان پوشش یافتم. آیا می توانم تام هانکس بنویسد؟ قطعا صدای گرم و دلتنگ و دوست داشتنی بود و هوادار بیشتر از او خواسته بود. من واقعا کریسمس شب 1953 را دوست داشتم. اما من می توانستم. نه اهميت دادن. انتهای آن خیلی ناگهانی بود، شخصیت ها خیلی ضخیم بودند (احتمالا یک اثر جانبی کوتاه مدت) و زمان زیادی برای صرف غذا صرف شد. Id پایان دادن به یک داستان و فراموش کردن آنچه که Id خواندن فورا. متاسفم. شاید بعدا دوباره به آن برگردم در حال حاضر، تابستان تقریبا تمام شده است، و من هیچ وقت برای کتاب خسته کننده نیست.

مشاهده لینک اصلی
با این کتاب نوعی از «من» بود. این مجموعه ای از داستان های کوتاه نوشته شده توسط تام هنکس است. یک ماشین تحریر در تمام داستانها یک انگیزه مشترک است. این به هیچ وجه قابل خواندن نیست. با این حال، داستان ها به خصوص جذاب و جذاب نیستند.

مشاهده لینک اصلی
شاید شما هم دوست داشته باشید هر دو تام هنکس و ماشینهای تایپوگرافی را دوست داشته باشید که این داستان های کوتاه را دوست داشته باشید، که خیلی خلط و بی رحم هستند که از ذهن شما ناپدید می شوند حتی زمانی که آنها را مطالعه می کنید. آنها بد، اما هیچ چیز به یاد ماندنی در اینجا وجود دارد. من نوستالژی ماشین نوشتن را ندارم و در حالی که من آقای آقای هانکس را دوست دارم، فکر می کنم که خوش تیپ است معروف است یا این مجموعه منتشر نشده است. برای من، این کتاب بسیار اتلاف وقت بود. نویسنده به طور کلی یک کار خوب را رؤیای کتاب صوتی انجام داد.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب داستان های ماشین تحریر


 کتاب ترس مرد فرزانه
 کتاب اقیانوسی در ذهن
 کتاب خاطرات دایه
 کتاب جاهای تاریک
 کتاب چگونه بر جهان حکومت کنیم
 کتاب اختراع هوگو کابره