کتاب خدمتکارها

اثر کاترین استاکت از انتشارات ققنوس - مترجم: نسترن ظهیری-ادبیات آمریکا

رمان خدمتکارها داستان سه زن آمریکایی است که دو نفرشان مستخدم سیاهپوستند . سومین زن می‌خواهد تبعیض‌های نژادی را دربارة آنها روایت کند . کاترین استاکت با لحنی گیرا این سه زن را به تصویر کشیده است که اراده‌شان برای ایجاد حرکتی تحول‌ برانگیز وضعیت شهرشان و نظر زنان ، مادران ، دختران ، پرستاران و دوستان را نسبت به همدیگر تغییر می‌دهد . خدمتکارها داستانی جهانی و همیشگی دربارة خط قرمزها و قوانینی است که رعایتشان می‌کنیم و قوانینی که رعایتشان نمی‌کنیم . این سه زن با تفاوت‌هایی که دارند برای کار کردن روی طرحی مخفیانه دور هم جمع می‌شوند و خودشان را به خطر می‌اندازند . چرا که می‌خواهند از خط قرمزهای حاکم بر جامعه‌شان عبور کنند : « درست قبل از اینکه خدمتکار خانم لیفولت شوم ، پسرم را از دست دادم . بیست و چهار ساله بود . بهترین دوره زندگی هر آدمی . وقت زیادی برای زندگی کردن توی این دنیا نداشت . » از رمان « خدمتکارها » چند سال پیش فیلمی ساخته شد ، که روح زنانة داستان را همراه خود داشت .


خرید کتاب خدمتکارها
جستجوی کتاب خدمتکارها در گودریدز

معرفی کتاب خدمتکارها از نگاه کاربران
\"صبح تا صبح تا زمانی که در زمین مرده اید، باید تصمیم بگیرید. شما رفته اید از خودتان بپرسید، @ ام من بر این باورم که آنها چه فکری در مورد امروز من می گویند؟ â € رنگ من تعجب کردم. من نمی توانم بسیاری از داستان های تاریخی را بخوانم، مخصوصا وقتی که آنها هیچ عناصر فانتزی را شامل نمی شوند. آنها مانند فيلم خواندن خواندند و اگر فيلم نياز به خواب دارند، خيلي خوب است. B-butâ € | راهنما متفاوت است. این تنها زندگی نیم کره زمین را در نیمه دوم قرن بیستم در می سی سی پی توصیف نمی کند؛ آن را با احساسات خام سرازیر می کنید. این هیچ شخصی سفید را در یک جعبه قرار نمیدهد و هر شخص سیاهپوستی دیگر دارد. این تفاوت بین تفکر بین افراد را تأکید میکند، اما ما هم همینطور هم هستیم. همه ما می خواهیم زندگی خود را بهترین راه ممکن و با احترام برخورد کنیم. \"شما مهربان است. شما هوشمند هستید شما مهم است. \"من واقعا احساس آن را کردم، زمانی که Aibileen و مینی در مورد کار خود صحبت کرد، چگونه آنها می خواستند - مورد نیاز - تغییرات و چقدر سخت زندگی آنها بود. مطمئنا من ناراحت شدم، زیرا آنها فقط به تنبیهی خصمانه ای که به سوی آنها هدایت شده بودند، سزاوار آن نبودند و به همین دلیل است که مشتاقانه به نوشتن صفحات می نگرم: نمی توانم صبر کنم تا چیزهایی تغییر کنند مای اسکیتر نیز بخش مهمی از این داستان است. او با صدای بلند نمی گنجد، اما او یک سلاح دارد و هیچ کس انتظار ندارد از او در موردش استفاده کند: نوشتنش. او بسیاری از موانع را در معرض مواجه است، اما آیا او هرگز عقب نشینی کرده است؟ نه، چون زمانی که او به چیزی اعتقاد دارد، هیچکس نمیتواند روحش را بکشد. من باور ندارم که نویسنده هرگز Skeeter و Celia را تعامل نکرد: آنها از ابتدا متصل شده بودند! هدف شخصیت استوارت فقط به ما نشان داد که چگونه تفاوت در روش تفکر می تواند مردم را از بین ببرد؟ او بخش بسیار ناامیدکننده داستان است، واقعا. ما از او متنفر هستیم، ما او را دوست داریم، او را دوست داریم و سپس او را از بقیه کتاب متنفر می کنیم. هرگز ترس نزنیم، زمینه های اصلی داستان فوق العاده است و تنها باید هر کس بخواهد این کتاب را بخواند. برابری آزادی نژاد پرستی. توجه. آنها همه اینقدر جذاب هستند، زیرا آنها هوشمندانه توسعه داده شده و در هم پیچیده و در هم آمیخته شده اند که باعث می شود این داستان چنین ارزشمند و ارزشمند است. من نیز مایل به استفاده از این فضا ارائه شده به من و توصیه فیلم. به طور جدی. نفس نفس کشیدن. \"همه من می گویم، مهربانی هیچ مرز ندارد.\" همچنین، آن را تکرار کنید، بنابراین شما فراموش نمی کنید:

مشاهده لینک اصلی
در حالی که این تلاش خوبی بود، من آن را به عنوان بقیه جهان به عنوان نفس گیر نیست. این بیشتر یا کمتر به من اشتباه پرداخت. به نظر می رسد مثل یک زن سفید پوست تلاش می کند تا یک مکالمه ناراحت کننده داشته باشد، بدون آنکه مایل باشد ناخوشایند باشد. آن فوق العاده سخت است که با یکپارچگی در مورد مسابقه بنویسید و کاملا صادق و آسیب پذیر باشید. نویسنده نتوانست به من اعتماد کند که او چیزی فراتر از نشان دادن و \u0026 amp؛ بگو و اگر قصدش چیزی بیشتر از چیزی نیست، پس این باعث می شود که این کتاب بیشتر به تخیل سفیدی از آنچه که باید در طول آن عصرthe help بود، باشد. خود انعکاس منفعل آن در بهترین حالت و کاملا بی فایده است. شگفتی ملی با این کتاب من را بیمار می کند. این باعث می شود که من به مادربزرگ من کهthe help @ برای بیش از 50 سال به خانواده های سفید پوست فکر می کند فکر می کنم. داستانهایش خیلی متفاوت از آنچه در این کتاب گفته شده است، اما آنها میگویند. اگر او امروز زنده بود، باور نمی کنم او ستیت کتاب را ستایش کند. در حقیقت، من فکر می کنم او ما را به این فکر می کند که سال های کار سخت او (در بعضی موارد، برای برخی از مردم بسیار وحشتناک) به برخی از wannabe کاهش می یابد داستان خوب گذشته است.

مشاهده لینک اصلی
اشتیاق!!! این کتاب و من تقریبا هرگز ملاقات کردم. و این دغدغه بود. تقصیر من عمدتا معدن است - منظورم این است که این کتاب هیچ رازی از وجود آن نداشت - یک میلیارد هفته در فهرست بهترین فروشنده، هر مشتری سوم آن را در محل کار، نمایش و بررسی ها و افرادی که در این جا ستایش می کردند، به آسمان ها می برد. آن را عملا گسترش پاهای خود را برای من، اما من فقط نگه داشتن راه رفتن. من تصور می کردم این چیزی بود برای خانم ها، مانند جنس و شهر، که من تا به حال آن را دیده ام قسمت از دانستن آن چیزی نیست که من لذت بردم. من متوجه شدم که این کتاب در نردبان بود که یک جوجه بزرگتر از جوجه بود. بنابراین من برای سرخوردگی ناگهانی من سرزنش می کنم، اما آیا این پوشش را دیده اید؟ با طرح رنگ رنگ بیمار چطور است؟ و من از این پرندگان کوچک احمق متنفرم چیپ کید به طرز شلوغی کار می کند که او نمیتواند فقط روی آن پافشاری کند و یک دست را تحمیل کند؟ این تقصیر من نیست که فکر می کنم این یک کتاب خنده دار بود که این پوشش می خواست من را به این فکر کند که این یک کتاب خنده دار است. اما این کتاب خوب است. واقعا واقعا خوب هست دوباره، با تشکر از شما، کلاس مشاوره خوانندگان، برای رفع آن با این کتاب. از آنجایی که من چنین کتاب رک وبرگرا را خوانده ام مدت زیادی است. (اگر یک کتاب در مورد روزهای اولیه عواقب جنبش حقوق مدنی بتواند سرگرمی نامیده شود)، این فقط یک داستان بدون درنگ است که بین سه زن مختلف تقسیم شده است، صداهای و دیدگاه های آنها هرگز با هم فرق نمی گذارد - شخصیت های ثانویه نیز به طور کامل قابل باور و همه مارک های مختلف از مواد دافع حشرات است، با برخی از شخصیت های sympathetic نشانه شناخته شده برای هویج. من حتی نمی دانم چه باید بگویم، من فقط احساس تمامaw، shucks، من دوست داشتم این کتاب @ در مورد آن - چندین بار من خودم را در یک نوبت عبارت یا یک وضعیت، به سختی می گیرم، و هر بار که من شروع به من خودم شک دارم، شاید جنس و شهر را دوست دارم. یا قاتل خون آشام و یا همه چیزهایی که قبلا بدون خواندن / دیدن و خورده شدن قضاوت کرده ام. شاید من مانند این زنان سفیدپوست در کتاب باشم، کمکم را به آنها داده ام و فرض می کنم که آنها به دلیل عدم تمایل به گفتگو با آنها و شناختن آنها به عنوان انسان، چیزی برای گفتن به یکدیگر ندارند. شاید بوفیزم و من خیلی از یادگیری از یکدیگر ... سپس من از آن ضربه محکم و ناگهانی و به یاد داشته باشید که نظرات جسمی من 99.99٪ احمقانه است. بنابراین برای شما افراد دیگر، که باید از طریق اعتیاد به مواد مخدر جرقه بزند، من به شما عصبانی می کنم. این کتاب از دست رفته است - این یک کتاب کامل برای خواندن در تابستان است زمانی که شما از ذرات خورشید ذوب شده و نیاز به یک داستان خوب است .. این یک کتاب بسیار مهربان و دوست داشتنی است، در مورد امید و خواهر و برادر و فرصت، بلکه در مورد ضرب و شتم وحشت و شرم. هر چند از این پرندگان متنفر هستم.

مشاهده لینک اصلی
â € œWe فقط دو نفر است. ما خیلی جدی نیستیم تقریبا به اندازه ایده فکر نکردم. \"کتاب مورد علاقه من در کنار هری پاتر. این رمان خیلی چیزهای زیادی برای من انجام داد. خیلی گریه کردم ...... شادی ...... ساس ...... بیشتر اشک ...... و بیشتر از همه دوستی. بیشتر از کتاب های من در Instagram پیدا کنید

مشاهده لینک اصلی
ارسال شده در قفسه ناشی از یکی از همکاران من، یک مرد که زیاد از خواننده نیست، کمک از کتابخانه بر اساس توصیه استاد انگلیسی خود قرض گرفته شده است. این پسر فقط نمی توانست صحبت درباره داستان را متوقف کند، بنابراین تصمیم گرفتم کتاب صوتی را قرض بگیرم. من اغلب به بحث در مورد کتاب ها با افراد در زندگی واقعی نمی روم و نمی خواستم این فرصت را از دست بدهم. کتاب های صوتی برای من خوب است من خیلی در داستان و شخصیت ها غوطه ور بودم که محدودیت سرعت در بزرگراه را رانندگی می کردم و مسیر منظره ای را طی می کردم در حالیکه در حال اجرا بودم. گاهی اوقات من در هنگام ناهار بیرون رفتم و بی احتیاط در حلقه ها سوار شدم یا در پارکینگ در محل کار نشسته ام، منتظر یک مکان خوب برای توقف. 1962 در جکسون، می سی سی پی است. بیست و دو ساله یوگنیا â € œSkeeterâ € فلان پس از فارغ التحصیلی کالج برای پیدا کردن که کنستانتین، familyâ او € ™ ثانیه دوشیزه یا زن جوان و زن که او را بزرگ، تا به طرز مرموزی ناپدید خانه بازگشته است. Aibileen یک خدمتکار سیاه پوست است که در 50 سالگی کار می کند و برای خانواده Leefolt کار می کند و عمیقا به خاطر دخترش، Mae Mobley مراقبت می کند. او هنوز هم برای پسر کوچکش که در یک تصادف در محل کار جان باخت، همچنان گریه می کند. Minny Aibileenâ € ™ ثانیه نزدیک ترین دوست و یک آشپز فوق العاده است، اما دهان او نگه می دارد او را به دردسر و هیچ کس می خواهد او را استخدام، تا زمانی که Aibileen کمک می کند تا امنیت و موقعیت او را با سلیا فوت، یک زن جوان که در شهر و غافل است شهرت مینیه. داستان جهش به جلو و عقب بین سه شخصیت، همه آنها ارائه نسخه خود را از زندگی در جنوب، مهمانی های شام، وقایع جمع آوری پول، مرزهای اجتماعی و نژادی، روابط خانوادگی، دوستی، روابط کاری، فقر، مشکلات ، خشونت و ترس. مادر اسکیت می خواهد او را به یک مرد خوب تبدیل کند و ازدواج کند، اما او بیشتر علاقه مند به تغییر جهان است. او قصد دارد به صورت ناشناس یک مجموعه کامل از داستان های مربوط به کارهای خدمتکار و افرادی که برای آنها کار می کنند، جمع آوری کند، می تواند موقعیت اجتماعی اش در شهر، دوستی ها و زندگی خدمتکاران را که داستان آنها را می گوید، ریسک کند. من این داستان را دوست داشتم! شخصیت ها واقعا برای من زنده بودند، و نویسنده کار خوبی را انجام داد تا واقعیت های تاریخی واقعی را تحمیل کند که ثروت و اعتبار را به داستان تحمیل می کرد. من خندیدم و گریه کردم، احساس ناامیدی و امیدواری کردم. این یک داستان مهم است که یادآوری دردناک از زنا و بی عدالتی گذشته است. این نشان می دهد که ما چقدر پیشرفت کرده ایم و چقدر بیشتر ما هنوز هم باید انجام دهیم.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب خدمتکارها


 کتاب جشنی برای کلاغ ها
 کتاب صبحانه قهرمانان
 کتاب مرگ فروشنده
 کتاب چه کسی پنیر مرا جا به جا کرد؟
 کتاب شمشیر شیشه ای
 کتاب دکتر اسلیپ