کتاب خانه داری

اثر مریلین رابینسون از انتشارات نشر چلچله - مترجم: مرجان محمدی-ادبیات آمریکا

کتاب خانه داری مریلین رابینسون (1980) داستان دختری آرام و تنها به نام روت است که در شهر دورافتاده فینگربون زندگی می‌کند. قطاری که از میان کوه های سرد فینگربون رد می‌شود از روی رودخانه‌ای می‌گذرد که جان پدربزرگ روت را در تصادف و عمر مادرش را در خودکشی گرفته است. رودخانه است که روت و خواهر کوچک ترش لوسیل را به مادربزرگشان، سیلویا فاستر سپرده است.
کتاب خانه داری، به هیچ وجه در مورد خانه داری نیست؛ بلکه در مورد ناپایدار بودن است. حکایت آدم هایی است که نمی توانند در یک مکان بمانند، به یک هدف فکر کنند، با آدم های معمولی زندگی کنند یا در روزمرگی غوطه ور شوند.
خانه داری حکایت از دست دادن های بی پایان است و ناپایدار بودن ماهیت عشق. رابینسون در داستان خود، گوشزد می کند که با این که روابط میان انسان ها بسیار آسیب پذیر است اما باز هم آن ها برای با هم بودن ساخته شده اند.


خرید کتاب خانه داری
جستجوی کتاب خانه داری در گودریدز

معرفی کتاب خانه داری از نگاه کاربران
بنابراین. بله ادبیات داستان. اما گوش کن من سه معیار را داشتم که من را امروز به خانه می برد: ابتدا، من نیاز به چیزی داشتم که از طریق مردانگی و خشونت شیطان پرداخت شود تا در جزایر عقب مانده. و این فوق العاده خوب به پایان رسید. نمی تونم قطر بیشتری بگیرم من تصور می کنم که این امر ممکن است در دیگر شرایط مشابه نیز خوب عمل کند. برای این منظور یک کپی در دست داشته باشید. ثانیا، من چیزی کوتاه را می خواستم. سوم، من چیزی را می خواهم که خود را به یکی از اهداف مهم خواندن من تحمیل کند. خانهداری بر روی McCafferys 100 است. @ در این فراموش نشدنی، گدایی که از بین رفته است، فوران گذشته به حال حاضر و ماهیت خیالی هر گونه تلاش برای پایداری کمک میکند شخصیت یکی از راویان خاطرهانگیزی را به یاد داشته باشید. @ لری و من همیشه از ذهن یکسان برخوردارند. داستانی ادبی. پروس به سادگی خدمت کرد پرش نزن من نمی دانم اگر آن بنفش یا پاستل، اما، فنجان چای من نیست. Doris Lessing blurbs :: @ من خود را به آرامی خواندن، و سپس به آرامی - این رمان نیست که از طریق آن عجله شود، زیرا هر جمله ای است که لذت می برد. @ اجازه بدهید من مخالف باشم. من چیزی برای آهسته شدن پیدا نکردم

مشاهده لینک اصلی
ماریلین رابینسون در واقع به عنوان یک نویسنده شمال اروپا بیشتر نسبت به یک آمریکایی آمریکای شمالی اعتصاب میکند. احکام او دارای این کیفیت استثنایی و واضح برای آنها است که یادآور نویسندگان مانند توماس تارانسترومر، پارا لجرکویست، و حتی WG Sebald در زمان های مختلف هستند (هر چند برخلاف سبلد، تاریخچه ای که سایه ها و فریب خورده است، خانه داری است که از مجموعه های عمیق خصوصی از تراژدی ها، نه یک فاجعه در سراسر قاره). در مقایسه با ادبیات، او با شکوه اسرارآمیز درخشان لحظات کنونی با خاطرات زرق و برق دار و ناراحت کننده در مورد زمانها، خاطرات و ارواح که یک دختر جوان و خانواده اش را پرورش می دهد متعادل است. این یک قدرتمند است، در حقیقت کتاب تقریبا عاملی است. و پروس او گاهی اوقات کیفیت تقریبا باستانی را نشان می دهد، که بیشتر قابل توجه است، زیرا این کار کار نویسنده ی پر جنب و جوش است که تلاش می کند تا آن را تحت تأثیر قرار دهد یا سرگرم کند (هرچند که کتاب قطعا هر دو آن را انجام می دهد)، اما نویسنده ای که مردم را نشان می دهد کشتی با تمام سایه های طولانی که گذشته می تواند در زندگی ما بازی کند. من می توانستم Terrance Malick را فیلم بگیرم. بسیار توصیه شده

مشاهده لینک اصلی
** هشدار اسپویلر ** خانهداری که در سال 1980 منتشر شد و برای پولیتزر نامزد شده است، در بسیاری از 100 رمان از تمام فهرستهای زمان به نظر می رسد. من تعجب نمی کنم این واقعا درمان است. اما یک داستان غم انگیز است. فرض بر این است که همه چیز درباره از دست دادن و هویت شدن است، اما با شعر شاعرانه ای که خوشمزه است گفته می شود. با قطار باز می شود، بسیاری از ساکنان Fingerbone، آیداهو را می گیرند، به رودخانه محلی می افتند و ده ها کشته می شوند. این رویداد نشان می دهد که مرگ و زاد و بیدرغم در داستان می آیند. اما خیلی بیشتر از آنچه در اینجا اتفاق می افتد وجود دارد. مولی (16)، هلن (15) و سیلوی (13 ساله)، دختران به سیلویا و ادموند فاستر، پدرشان را در این تصادف از دست می دهند. هلن بعدها به دینداری در خارج از کشور گریخته است، هلن به سیاتل رسیده و در هفت سال گذشته با دو دختر خودش، هیچ شوهر و عزم و اراده برای راندن ماشین قرض گرفته شده خود را از صخره به مرگ او بازگشته است. چرا هلن از صخره رانده شد؟ ما هرگز گفته نشده ایم. اما او چنین کاری را در هنگام بازگشت به شوهر بدون شوهر انجام می دهد، بنابراین ممکن است فرض شود که از دست دادن ازدواج او ممکن است در آن شکل بگیرد. سیلویا دختران را تا زمانی که پنج سال از عمرش گذشت، بالا می برد. در آن لحظه، Sylvie مجبور به بازگشت به Fingerbone احضار شد و خواهان ارتقاء خواهرزاده او شد. اما عمه Sylvie به اشتراک گذاشتن برخی از تاریکی است که مادر خود را در معرض خطر قرار داده است، اضافه کردن یک هواپیمای خطرناک، و ثابت می کند که کمتر از پدر و مادر فاستر ایده آل است. همانطور که لوسیل رشد می کند، او به دنبال یک زندگی عمیق تر از سیلوی می شود، در حالی که رویتی به اهل سیلوی تبدیل شده است، و گرایش های ضد اجتماعی خود را در حال حاضر تشویق می کند. این داستان از دیدگاه روث (رویتی) به چشم می خورد، کلمات او افکار واقعی خود را بیان می کنند، و نه سخنرانی او، به خودی خود. تخیل او جایی پر جنب و جوش است. ما سیلوی را بعنوان نوعی دلسوزانه میبینیم که به نوعی غافلگیرکننده است و بعضی اوقات هشدار می دهد که او در دنیای مردم واقعی دست کم گرفته است، اما بد نیست بدانیم. اگرچه رویتی لوسیل را دوست دارد، او او را به عنوان یک نوجوان معمولی، متضاد متضاد می بیند، که بیش از حد بر خارجی مانند مو و لباس تمرکز دارد. لوسیل می خواهد با نصب و راه اندازی ناشناس باقی بماند. لوسیل خانه را ترک می کند تا با معلم خانگی او زندگی کند. روث یک بیگانه است، که همگی نزدیک به سیلوی است. خط مقدم کتاب \"نام من\" روت است که برای حداقل یک تحلیلگر (پروفسور امی هانورفورد) استعلام می شود \"من اسماعیل\" را که توسط یکی دیگر از بیگانه ها صحبت می کنم. Hungerford می بیند رزونانس بیشتری را با Ruth کتاب مقدس، که، مانند روت در خانه، مجبور به سرگردان است. به نظر می رسد مثل یک کشش به من، به عنوان آن است که Sylvie است که سرگردان واقعی در اینجا، و رویتی که در پی او پیروی می کند. Hungerford می گوید که رابینسون با متخصصان تربیت بدنی زیادی گرفته است و این کار را به اطلاع می رساند. من می توانم آن را در قسمت هایی که شخصیت ها به نظر می رسد با چشم انداز خود را ادغام، احساس یکنواخت من بیش از حد به ندرت منافع به اشتراک گذاشته شده است. در مورد تعلق، در مورد شناسایی، با خانواده، با مکان بسیار زیادی در اینجا وجود دارد. لوسیل و رویتی از سیاتل منتقل می شود که شامل از دست دادن پدر، از دست دادن مادر و از دست دادن مادربزرگ است. اگر حضور خانواده بسیار شکننده است، چه چیزی برای حفظ وجود دارد؟ چگونه می توان از چندین ضایعه قبل از ترک خوردن زیر وزن، مانند خانه های طراحی شده در Fingerbone که نمی توانند با تجمعات برف محلی مواجه شوند، مواجه می شوند؟ چطور می توان از این غیبت چنین حضوری را ایجاد کرد؟ یک تصویح شگفت انگیزی وجود دارد که روت در Lucille شگفت زده می کند به طور مداوم به دنبال نشانه هایی از خواهر گمشده خود و با نگاه کردن، حفظ حضور او. آیا این تنها زمانی است که می توان به راحتی تعلق گرفت، احساس کرد که احساس می کنید که می توانید سرانجام شکست بخورید، خودتان باشید؟ واژه ها و شکل زبان در تصاویر Robinson. برگ هایی که در خانه شان انباشته شده اند با بیت های کاغذ حاوی عبارات نامناسب ترکیب شده اند. \"قدرت های ماتا\" و \"من از شما فکر می کنم.\" در صحنه دیگری Lucille از روت می خواهد که \" فرهنگ لغت. روت می یابد که پدربزرگش کتاب های مربوط به اسامی آنها را بر روی صفحه قرار داده است. کنتراست از اهمیت عملی، مکانیکی یادگیری نحوه استفاده از ابزار با زیبایی گل های غیر منتظره.

مشاهده لینک اصلی
متفاوت از بیشتر کتابهایی است که اخیرا خوانده ام. چرا؟ این رمان با استفاده از زمان کنونی در حالی که خواندن، روایت می شود، احساس می کند که شاهد حوادثی هستید که قبل از اینکه چشم های خود را باز می کنند. این باعث جذابیت من شد، بنابراین من این مقاله را برای این کتاب بررسی کردم و سبک آن شفاف چشم بود که توسط رالف والدو امرسون پیشگام بود که یکی از تأثیرات مهم مریلین رابینسون (متولد 1943) بود. ابریشم شفاف مانند ارتباط با طبیعت است و این فقط در مورد نگاه طبیعت با تحسین نیست بلکه شما اجازه می دهید طبیعت حواس خود را بگیرد. سبک، هنوز طبق ویکی است که معمولا توسط نویسندگان ترانساندانلودیست مانند امرسون استفاده می شود. من شگفت زده می شود که چگونه بسیاری از سبک های نوشتن ممکن است. هرچه بیشتر کتاب ها را بخوانم، بیشتر از ژانرها و سبک های مختلفی که می توانم در مورد نوشتن در مورد جدی صحبت کنم، قدردانی می کنم. یک روز من می خواهم بیش از حد بنویسیم و شاید بتوانم برخی از این سبک هایی را که در جریان این سال های خواندن غم انگیز، تجربه کردم. این دومین رابینسون من است. اولین کتاب من 1001 کتاب بود، خانه (4 ستاره). به یاد داشته باشید که در چندین صحنه کتاب، تقریبا اشک در چشمانم بود. من مطمئن نیستم که آیا من قبلا در این مرحله بوده ام، زیرا بسیاری از رمان های خوب ناراحت هستند و اگر هر بار که یک کتاب غمگین بود گریه کردم، احتمالا من دیوانه ام و یا تبدیل به یک wimpy شدم چون خیلی خواندنی هستم. این کتاب، خانه داری هرچند نتوانست همان غم و اندوه را از من بگیرد. زیباترین است که شما از پروس آن غافل می شوید و از سرنوشت غم انگیزی که شخصیت های زن شما باید از آن عبور کنند. این تقریبا بی نظیر است: فقط دو خواهر، رویتی و لوسیل هستند که توسط دو نسل از زنان مطرح شده اند. نسل اول این است که مادر بزرگ بیداد Slyvia Foster که شوهرش ادموند فاستر در آغاز رمان وقتی که قطار او در سقوط به دریاچه در آن شهر Fingerbone می میرد، می میرد. نسل دوم متعلق به عمه Slyvie است که زمانی که مادر بزرگ خود را درگذشت، بیش از بازداشت خود را. مادرش هلن خودکشی کرد که تنها به عنوان یک فریبکاری در داستان به آن اشاره شد. مانند داستان هایی در مورد زنان و رمان هایی که روی شخصیت های قوی زن قرار دارد. من با زنان قوی رشد کردم: از مادربزرگ مادرانه من که یک زن کسب و کار منفرد بود، به مادر من که هر وقت که او با پدربزرگ من عصبانی بود، بولو را در آشپزخانه می گرفت و با استفاده از سنگ تیز کردن آن، آن را تیز کرد. شاید دلیلش همین است که من هم به همسر خود جذب شدم زیرا او نوع زن است که فکر دوم را برای مدعی شدن در صورتی که سرویس در یک رستوران یا در یک بانک اشتباه باشد، ندارد. من تمام این زنان قوی در زندگی ام را دوست دارم، چرا که گاهی اوقات نمی توانم فهمید که چرا برخی از مردم از فمینیست ها عاشق فمینیست ها هستند، چرا که من از این پس از یک پسر کوچک احاطه شده ام. مطمئن نیستم که چرا این کتاب زمان 100 و نه @ Gilead @ یا چرا @ Gilead @ پیولیتزر را به دست آورد و نه این و به همین دلیل @ Home @ (که به نظر دوستان من در TFG به نظر می رسد پسوند @ Gilead @) 1001 است و نه این. سبک رابینسون در اینجا بسیار متفاوت از @ Home @ است. این در مقایسه با تاریررک و برنامه ریزی شده @ Home @ و احتمالا @ Gilead @ (tbr) بیشتر از روحانیون، شاعرانه و شخصیتی هدایت شده است. با این وجود این را دوست داشتم.

مشاهده لینک اصلی
سبک خاصی از نوشتن وجود دارد که در دهه 1980 ظهور کرد و به ویژه در برنامه های MFA شایع است. من نمی دانستم از کجا آمده ام. این تمرکز بر روی زبان دقیق و خلق و خوی است، دارای احساس قوی فرهنگی آمریکایی است، طرح را نادیده می گیرد و حس غم انگیز غم و اندوه دارد. یکی از دوستان نزدیک من پیشنهاد دادم خواندن خانه را انجام بدهم. دوچرخه سواری من احساس می کنم که Ive پیدا کرده است motherlode از این سبک. نه به اندازه کافی آمریکایی و نه غم انگیز به اندازه کافی برای این نوع داستان، به علاوه من تمایل به یک طرح برای لذت بردن از روایت. وقتی به این نوع نوشتن میروم، تمایل دارم کتاب را به سرعت ببندم. سخت است برای حمل و اغلب، به خصوص انواع جوان MFA، شکست. آنچه که به عنوان یک سری از جملات با دقت ساخته شده آغاز می شود، معمولا به عنوان گرانبها و خودخواهانه محسوب می شود. اما در اینجا، در منبع آن، به خوبی کار می کند. خانه داری بیشتر در مورد یک خانه در شهر غربی آمریکایی Fingerbone ساخته شده توسط پدربزرگ راوی است. در این روایت اول شخص، یک سری از زنان از خانه و دو کودک درون آن، راوی و خواهرش مراقبت می کنند. این زنان در همه تلاش های خود موفق بوده اند. خانه خواری با آرامش، طنز غم انگیز و لذت بخش از زبان پر شده است. هر شخصیت عجیب و غریب است و اگر استخوانی برای انتخاب خانه در خانه داشته باشم، شخصیت های بی نظیر و حالت افسردگی بدون توضیح ارائه می شوند. شاید ماهیت دشواری هر زندگی به اندازه کافی دلیلی برای توضیح این است که چرا این شخصیت ها عجیب هستند، بنابراین هیچ رویدادی یا حوادثی نباید برای رانندگی شخصیت های احساسی ایجاد شود. اگر چنین است، پس این یک کتاب نیست که بتواند به قلب من تجاوز کند، اما به لحاظ فکری یک کتاب است که به خوبی مورد ارزشیابی قرار گرفته است. خانه خواندن اولین نوشتار نرخ است که احتمالا بهترین نوشته های دیگر نویسندگان است. خنده دار و خنده دار و عمدا از روایت واقعی اجتناب می کند. من به روش منحصر به فرد آمریكا نوشتم كه در گذشته من تقریبا همیشه به سرعت مقاومت كردم و یادآور شدم كه وقتی هنر به خوبی انجام می شود می تواند حتی اگر آن را با طعم و مزه شخصی اجرا می شود تجدید نظر نماید.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب خانه داری


 کتاب مامان و معنی زندگی
 کتاب ناکامل
 کتاب شایعات
 کتاب ژانرهای سینمایی
 کتاب بهشت
 کتاب یادداشت هایی از یک دوست