کتاب خانه

اثر مریلین رابینسون از انتشارات آموت - مترجم: مرجان محمدی-ادبیات آمریکا

خانه، سومین رمان رابینسون است که سال 2008 به چاپ رسید وباز هم در گیلیاد جریان دارد و به نوعی در ادامه داستان گیلیاد و در مورد همان خانواده گیلیادی از زبانی دیگر نوشته شده. جایزه کتاب ملی آن سال، اورنج انگلیس در سال 2009 و جایزه کتاب مسیحیت امروز سال 2009 ، بهترین کتاب سال و برنده جایزه کتاب لوس آنجلس تایمز و ، پرفروش ترین کتاب نیویورک تایمز، بهترین کتاب سال واشینگتن پست، بهترین کتاب بزرگترین روزنامه شمال کالیفرنیا یعنی سان فرانسیسکو کرونیکل را به خود اختصاص داد.
خانه کتابی است در مورد شک ها و تضادهای موجود میان رابطه یک پدر، و پسرش که از زبان دختر خانه بیان می شود. کتابی که در عین آرامش آتش فشانی در دل دارد.


خرید کتاب خانه
جستجوی کتاب خانه در گودریدز

معرفی کتاب خانه از نگاه کاربران
خانه جایی است که هنگامی که شما باید به آنجا بروید، آنها باید شما را در آغوش بگیرند. - رابرت فراست، «مرگ مرد استخدام شده» - همه چیزهایی که یخ زده به آن فریب کاری پیچیده - نیاز، تعهد، بهره برداری ، مقاومت، خشم - Marilynne Robinson در رمان جدیدش، رمان جدید دزدیدن خود، \"خانه\" را باز می کند. همه چیز و بیشتر، برای رابینسون نیز به مسائل دشوار مانند عشق و ایمان مشغول است. این ها موضوعات دشوار برای داستان هستند تنها به این دلیل است که می توانند نویسندگان را به خیانت تبدیل کنند، بلکه به این دلیل که بسیاری از داستان های داستان به نفرت و تردید بستگی دارد. همانطور که میلتون کشف کرد، شیطان به ناچار تمام بهترین خطوط را می گیرد. با این حال، درام در رمان Robinson شامل مبارزه مردم خوب برای دوست داشتن و اعتقاد به یکدیگر و حداقل تلاش برای اعتقاد به خداوند است. گلوری بواتون به خانه گیلاد، آیووا، به دنبال پدرش آمد ، رابرت، وزیر پرستاری سالمند در روزهای آخر خود. پیش از این، کلمه ای می آید که برادرش جک به آنها ملحق خواهد شد. نه Glory و نه پدرش جک را برای 20 سال دیده است؛ زیرا از آنجا که گیلاد را با بی رحمی ترک کرد؛ او حتی برای مراسم خاکسپاری مادرش هم موفق نشد. گلوری، آگاهی مرکزی رمان است - روایت سوم شخص به نقطه نظر او نگاه می کند - و او اسرار خودش را دارد s تردید برای به اشتراک گذاشتن با پدر و برادرش. اما در طول هفته های دیدار او در تابستان 1956، او را با جک به اشتراک می گذارد تا بتواند برخی از خود را یاد بگیرد. این رمان یک رقص ظریف از گناه و بخشش است، که شامل نه تنها سه Boughtons بلکه دوستان قدیمی و همکار او، جان Ames، که برای آنها جک نامگذاری شد. خوانندگان رابینسون 2004 رمان â € œGilead، â € که به دست آورد هر دو جایزه پولیتزر و جایزه منتقدان کتاب ملی کتاب، این شخصیت ها را در حال حاضر شناخته شده است. اما آنها آنها را به نحوی که در «خانه» ارائه می شوند، نمی دانند، که اساسا همان داستان را درباره بازگشت به خانه جک بوثون می گوید، اما به روش جدید و شگفت انگیز آن را بیان می کند. â € œGileadâ € بود مجله جان آمیز، یک اظهارات نوشته شده برای پسر کوچک خود، یک رمان عمیقا هذیان. \"خانه\" مراقبه است، اما آن را نیز یک رمان تئاتری تر است. نه \"تئاتر\" در معنای ضعیف (یعنی، گل سرخ و غریب)، اما به این معنی است که، همانطور که در یک بازی، بیشتر تنش و ماده رمان در چیزهایی است که شخصیت ها به یکدیگر می گویند. این رمان است که در مرحله ای از انواع مختلف قرار می گیرد: خانه Boughton، اتاق های آن با کتاب های قابل خواندن و مبلمان در \"گردو سیاه\"، با شدت، خشن سیاه و سفید، با پایه های لئونین و پاهای نجیب زاده، پر شده است. â € یخچال است â € œvegrown توسط یک شمع بسیار بزرگ از انگور ترومپت â € و وجود دارد â € œempty انبار، â € œlessess woodshed، â € œunpruned باغ و بدون مرز مرتع.â € این محل که Glory در یک زن 38 ساله ازدواج کرده است که باید در پایان رمان تصمیم بگیرد که آیا اجازه دهید گذشته â € \"خانه - او را برای بقیه زندگی او تعریف می کند.اما قبل از آن، او مجبور است مقابله با جک و پدرش و با جان آمیز، که نه تنها از جک، بلکه از تمایل پدرش برای نادیده گرفتن جنایات جک ناراضی است. رمان از طریق یک سری بحران ها حرکت می کند، بعضی از آنها توسط کلمات آمیز تحریک شده است و برخی از آنها تمایل جک را برای اتخاذ یک خودآزمایی وحشیانه می بینند که بر تمایل اساسی خود پذیرفته شده و بخشوده شده است. همانطور که Glory در میان این شخصیت ها حرکت می کند، می آید که رابطه اش با جک را تشخیص داده و در آغوش بگیرد، هرچند او ظاهرا شایسته ترین از 8 فرزند Boughton است و او بیشتر از پسران و دختران است. لحظه به رسمیت شناختن تقریبا تلپاتی خویشاوندی در اواسط رمان می آید، زمانی که جک می گوید که جلال جلوه می دهد: \"این کمی آرام بود، فکر کرد. او به آشپزخانه رفت تا سیب زمینی را برای یک سالاد مالش کند. بعد از مدتی او وارد حیاط و آشپزخانه شد و در کنار درب ایستاد. \"\" متأسفم، متاسفم. \" € œ € œWhat برای؟ â € œâ € œ هنگامی که ما در حال حاضر صحبت کردیم. من فکر می کنم ممکن است به نظر برسد. \"فلیپنت\". \"â €\" â € ~No. او گفت: \"در همه چیز نیست.\" \"این خوب است.\" â € ~ من به معنای نیست. من هرگز نمی توانم اطمینان داشته باشم. »پس او دوباره بیرون رفت.» این یک گزارش کاملا ساده و در عین حال بی پروایی است که از طریق یک کلمه یا عبارت گاه به گاه یا بیان یا عمل می تواند از طرز آگاهی دیگران رنج می برد. و این مشخصه رابینسون است که حساسیت به \"صمیمیت عادی\" دارد، و یکی از عبارات خود را از چارچوب آن پاره می کند. او نویسنده ای از لطف نادرست است که به نظر می رسد که کلمات به نظر می رسد به صورت طبیعی و تازه به عنوان باران های قرمز قرار می گیرند. نگران نباشید اگر شما \"Gilead\" را بخوانید، که این رمان هم همراه و هم مکمل است. شما می توانید با â € œHomeââ € شروع کنید و سپس دیگر را بخوانید. اما شما ممکن است وسوسه شوید زمانی که «خانه» را به پایان برسانید فقط برای شروع و دوباره آن را بخوانید. این خوب است.

مشاهده لینک اصلی
Id را فراموش کرده ام چقدر دوست دارم ماریلین روبنسون! پرویز در این یکی عجیب اما ملودیک است. این یک معجزه بزرگ و حقیقت است. رابینسون یکی از نویسندگان نادر است که کار من هر دو تسخیر کننده و تحریک آمیز است. شايد شايد بتوان آن را به معناي محکم ساختن مکاني که بتواند آن را بسازد، حلقه کوچکي از کاراکترهايي که به محيط صميمي محدود شده است محدود مي کند. اگرچه جک، پسر فداکار، @ شخصیت مرکزی، جلال آن، دختر شایسته است که آگاهی مرکزی است. نادیده گرفته شده در زندگی - و همچنین در بسیاری از بررسی ها - قلب رمان است. برای من، این کتاب واقعا درباره اوست. به آرامی دور می شود، فقط در نگاه کوتاه نگاه می کنید، درد خود را بیشتر تند و تیز می کند: او گفت: \"چطور می دانید که من این کار را نکردم؟\" همسرش @ او گفت، بسیار آرام، @ آن را حدس زدن حدس زد @ Condescension، او فکر کرد. اما مهربان بود. Brotherly.He گفت، @ من آن را توصیه نمی. قوانین وجود دارد یک نفر می تواند با پلیس در خانه اش به پایان برسد. @ او لبخند زد @ متاسفم @ ضعیف جک. حقیقت این بود که او آرزو کرده بود که بیشتر به تعامل احتمالی بی پایان خود نزدیک شده باشد. این که او به شدت احترام قاطعانه ای برای او در نظر نگرفته بود، احساساتش را از فریب دادن همه چیز تحسین می کرد. با این حال، او آرزو کرد که نامه ها و حلقه داشته باشد. مقدس، او فکر کرد. عجیب به آن فکر می کنم. او بارها و بارها از طریق نامه های نیمی از نامه ای که او را نقل مکان کرده بود را خوانده بود و حتی گاهی اوقات به نظر می رسید که آنقدر رایج است که او را ترسیده بود، همانطور که یک چیز گرانبها از بین رفته بود و نمی توانست پیدا کند، جستجو کند. سپس او یک جمله را متوجه می شود، چیزی درباره تنهایی و یا آرامش و یا دید از یک پنجره قطار، صمیمیت عادی، و قلب او هم بزنید. او حاشیه ها را در کنار این خطوط قرار داده بود تا حس گرگی خود را از دست بدهد، در حالی که هیچ حرفی در نامه هایی که ارزش آن را داشت ارزش ندارد، و وقتی دوباره به آنها نگاه کرد، نمی توانست همیشه متوجه شود چرا این قسمت ها را انتخاب کرده بود و دوباره بترس او در مرکز زندگی اش بود و بعد از همه او یک کتاب دوست داشتنی بود.

مشاهده لینک اصلی
3 1/2 ستاره زیبایی رابینسون خانهداری در زبان شگفت انگیز و شگفت انگیز است. برتری گیلاد او در صدای شخصیت اصلی آن است. صدای Glorys در @ Home @ به عنوان Ames در @ Gilead مشخص نیست، اگرچه چندین عبارتی وجود دارد که در اینجا بسیار زیبا هستند. من فکر می کنم تمایز در @ Home @ در گفتگوی آن است، که همیشه بسیار خوب است، گاهی اوقات حتی عالی است، اجازه می دهد ما را به زندگی درونی Glory، برادرش جک و پدر آنها. من فکر می کنم تصویر از بروز یک خانواده بزرگ ، با یک یا دو خواهر و برادر که کاملا بخشی از آن نیست، کامل بود. (من از یک خانواده بزرگ می آیم و فکر می کنم همه ما احتمالا چنین چیزی را در یک زمان یا دیگر احساس می کردیم.) اما این چیزی که متوقف شده است این است که به خوبی برای من خوانده شود احتمالا دیگران را نگران نکنید. من می دانم آنچه که ما در اطراف گفت و گو مشاهده می کنیم آن چیزی است که Glory می بیند و در حالی که من متوجه می شوم که چرا مسیرهای مرحله وجود دارد، نمونه های زیادی از جک لبخند می زنند بین جملات سخن گفته شده او و پدرانش دست خود را به خود ) صورت. ممکن است به نظر برسد، اما منحرف کننده به نظر من است. همچنین احساس می کنم که اگر شما گالیاد را بخوانید @ ممکن است متوجه شوک بین جک و آمس نباشید، مردی که پس از آن نامگذاری شده است. اما من آن را دوست داشتم و ضعف در ابتدا (که من را ناراحت نکرده است) برای بقیه آن، که قوی تر و قوی تر آن را ادامه داد.

مشاهده لینک اصلی
اگر من واقعا یک کتاب را دوست نداشتم، آن را نخواندم، اما وسوسه شدم که این کتاب را چندین بار ترک کنم. اما من خواندن، فکر کردن آن را جالب تر می شود. متاسفانه، هرگز این کار را نکرد. اما اگر شما فوق العاده بی حوصله برای آن بروید!

مشاهده لینک اصلی
این یک تجربه جالب برای من بود که این کتاب را بخوانم، چون اکنون من از 28 سالگی عضو کلیسا نبودم و اکنون حدود 63 ساله هستم. آگنوستیک این است که چگونه اعتقادات مذهبی من در فیس بوک را شناسایی می کنم. با توجه به این که من با آن صحبت می کنم، می توانم در جهات مختلف گره بزنم. کلیسایی که من برای حضور در آن حضور داشتم، کلیسای اصلاح شده (هلندی) مسیحی است و کشیش من به عنوان محافظهکار ترین محافظ در منطقه Grand Rapids (MI) دیده می شود. هر ساله در خانه پدرم زندگی می کردم (بله، تنها برای 21 سال)، انتظار داشتم که هر یکشنبه یک بار در کلیسا حضور داشته باشم، و تا زمانی که متوجه شدم که چگونه می توان از بعضی از خدمات یکشنبه فرار کرد، با دوستانم درلل به روس ها رستوران، من این کار را انجام دادم من یک کودک بسیار حساس و مورد احترام بودم که \"به طور متاثر از تحولات اجتماعی مختلف شصت و هفتاد و هشتاد و هشتاد و نه\" شروع به پرسشنامه شد (که بسیار برچسب سپر) و 15 سال (1968، تقریبا وودستاک!) محافظه کار من، Total با پرورش کلاوینیستی مبتنی بر اعتیاد، با نوشتن سوالات و نگرانی ها در بولتن های کلیسای من (که من هنوز چند صد آن را دارم). من شروع به حرف زدن کردم - با وجود اینکه من هنوز در کالج کوچکی مسیحی حضور داشتم و کار خود را به عنوان یک معلم انگلیسی در دبیرستانهای مسیحی غربی میشیگان آغاز کردم، امیدوار بودم که بسیاری از دانش آموزان جوان آرمانگرا من را به سمت من سوق دهند. از دین واقعی، و یا به طور فزاینده ای، فقط تلاش برای کمک به آنها برای رسیدن به معنویت. من با «ایمان» در 21 سالگی (!) ازدواج کردم اما با گذشت زمان من 28 ساله از کلیسا گذشتم، تمام سنتهای مرتبط با آن، ازدواج من و کار تدریس من از دست رفته و چندین سال از کنترل خارج شدم. من به عنوان یک گوسفند سیاه پوست خانواده خود به دلیل اینکه در اینجا زندگی خصوصی دارم نگهداری می شوم، اما کافی است بگویم که از دست دادن دین من و شرایطی که من ازدواج خود را ترک کردم، به شدت خانواده ام را برای من به چالش کشیدم. من منطقه را ترک کردم و هرگز برگشتم خانواده من به عنوان محافظه کار نبود زیرا کلیسا من بود، اما آنها هنوز و هنوز مسیحیان مقدس هستند، و هرچند که همه ما یکدیگر را به عنوان خانواده دوست می داریم، من همیشه این فحشا، این نقض را می بینم که در بین ماست. نوشتن نویسنده رابینسون مسیحی اویان در دوره مارپیچی من. من برداشتن خانهداری، خواندن صفحه اول یا سه، با کیفیت نوشته شده بود بلافاصله - \"من در کتابهای Schuler در گرند رپیدز بودم، من می توانم به یاد داشته باشم داشتن این کتاب در دستم است و آن را کاملا محکم بگذارم.\" من فکر کردم که من از این سنت دور بودم، این نوع نوشتن، کسی که ریشه در سنت بسیار مذهبی من داشت، من را ترک کرد. اما بسیاری از سالها بعد، من آن را دوباره برداشتم و شروع به خواندن کار او شدم. من ابتدا متوجه نشدم که آیا او رمانها یا آهنگهای خود را نوشت، اما من همیشه به رمان های جدی، برای پیچیدگی، به سوی شک و تردید متعهد بودم و هنوز هم انجام می دهم. Dostoevsky و J.M. Coetzee مضطرب بودند مدل های من برای ادبیات جدی در مورد مسائل معنوی و گراهام گرین از قدرت و افتخار بود. بنابراین من برای اولین بار خواندن رابینسون را با Housekeeping، یک مطالعه عجیب و غریب و شگفت انگیز از آنچه که من می توانم به عنوان جنون، شروع کنم، هر چند رابینسون هرگز آن را نمی خواهد. این داستان داستان زنان است که در لبه یک شهر کوچک غرب زندگی می کنند. او در مورد زنان که متفاوت بودند، به طور کامل در جامعه، شاید عجیب و غریب و حتی غیر عادی نوشت، اما آنها نوعی از قدرت معنوی خود را داشتند. او به من کمک کرد تا این زنان را تحسین کنم. نوشتن زرق و برق دار است و زیبایی فراموش نشدنی آن تقریبا خنده دار است. این مرا در تماس با سنگهای عاطفی که من در دهه های گذشته عمدتا گم شده بود به ارمغان آورد. من بعد از آن کتاب کمی وقت گرفتم اما تمام کتابهای دیگرش را خریدم، دانستم که مدت زیادی با این کتابها صرف می کنم و به این زن گوش می کنم و ببینم آیا او چیزی برای گفتن به من دارد. من بعدا گیلاد را می خوانم، که به عنوان پسر فاسد بخشی از یک پسر بیکار، یک مرد است که بیست سال به آن رسیده است، که به گیلاد، آیووا می رود تا پدر واقعیش، جان بواتون را ببیند، از پدرش برای او، Rev. آمس، یک همسایه. این سال سال 1956 است، که تا آن زمان در این کتاب به همان اندازه که در خانه وجود دارد، خیلی زیاد است. مبارزه در مورد سنت های مذهبی، در مورد آنچه که ممکن است دیدگاه هایش جک برای من جذاب باشد، و داستان این بازپس گیری، همانند من است؟ - من را دستگیر کرد. Shoshan Felman، نظریه پرداز روانشناسی ادبی، یک بار نوشت که داستانهایی که بیشتر شما را فریب می دهند، اساسا زندگینامه شما است، آنها با شما و شما صحبت می کنند، آنها اساسا داستان شما هستند. داستان در گیلاد به عنوان نامه امس 77 ساله به پسر بسیار جوانش، بعد دیگری از داستان پدر پدر خوانده، نقل شده است، و به نوعی احساس می کنم او در راه پدر و مادر به من و همچنین به پسر جوان و نوع خاصی از پسرش نمادین، جک است. بنابراین وقتی متوجه شدم که خانه دومین در طلایی گیلاد است، و منحصر به فرد، از همان دوره زمانی به عنوان گیلاد سخن می گوید، اما از دنیای شکوه Bowton's Glory چشم انداز در مورد بازگشت خود را در 38 سالگی و برادر جک او، جک، تمرکز بیشتر بر روی این ...

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب خانه


 کتاب شیوه گرگ
 کتاب پشتوانه های زندگی
 کتاب مدیریت استراتژیک بازار
 کتاب جعبه دکمه ای گوئندی
 کتاب آسوده از جنگ
 کتاب باراک اوباما در رویای پدر