کتاب خانه

اثر مریلین رابینسون از انتشارات آموت - مترجم: مرجان محمدی-ادبیات آمریکا

خانه، سومین رمان رابینسون است که سال 2008 به چاپ رسید وباز هم در گیلیاد جریان دارد و به نوعی در ادامه داستان گیلیاد و در مورد همان خانواده گیلیادی از زبانی دیگر نوشته شده. جایزه کتاب ملی آن سال، اورنج انگلیس در سال 2009 و جایزه کتاب مسیحیت امروز سال 2009 ، بهترین کتاب سال و برنده جایزه کتاب لوس آنجلس تایمز و ، پرفروش ترین کتاب نیویورک تایمز، بهترین کتاب سال واشینگتن پست، بهترین کتاب بزرگترین روزنامه شمال کالیفرنیا یعنی سان فرانسیسکو کرونیکل را به خود اختصاص داد.
خانه کتابی است در مورد شک ها و تضادهای موجود میان رابطه یک پدر، و پسرش که از زبان دختر خانه بیان می شود. کتابی که در عین آرامش آتش فشانی در دل دارد.


خرید کتاب خانه
جستجوی کتاب خانه در گودریدز

معرفی کتاب خانه از نگاه کاربران
آیا حتی ممکن است - این یکی از BEST FICTION BOOKS است که در مورد آنچه که HOME در زندگی ما نشان داده می شود نوشته شده است؟ / !!! -- خوب، بد و زشت؟ (حتی این سه حرف آخر واقعا مناسب نیستند، اما به سرعت برای اهداف کوتاه مدت ارتباط برقرار می کنند). HOME IS WHERE HEART IS @ ..... (نه همیشه) @ شما هرگز نمی توانید بازگشت HOME @ .... (گاهی اوقات شما می توانید) HOME .... دارای معنای احساسی عمیق و خاطرات ما ... زندگی، عقاید و احساسات خانوادگی، خشم، غم و اندوه، پشیمانی، خیانت، دوستی، شادی، اعتقادات مذهبی، فرضیات، بخشش، قضاوت و تعصبات، غذا، کتاب، باغبانی، اسرار، گناه، دستاورد ها، ناامیدی، امور مالی، بیماری \u0026 amp؛ درد، نعمت، غم و اندوه، و .... .... و ALL آن در @ HOME @ بررسی شده است. HOME همچنین نشان دهنده موفقیت و شکست ما با پدر و مادر ما و \u0026 amp؛ SIBLINGS صفحه اصلی ایمنی و آسایش را فراهم می کند: (نه همیشه برای هر یک از اعضای خانواده) HOME راه شناختن خود و نحوه ایجاد اطراف ما است. (عقل ما، معنویت ما، دانش ما، آگاهی ما، یکپارچگی ما، و بشریت). در Marilynne RobinsonsHOME @ ... من قادر به تصور خودم بودن هر یک از شخصیت ها بودم. من می توانم تصور کنم که Glory - زن جوان است که برای مراقبت از پدرش به خانه می آید - (پناهگاه موقت از مشکلات خودش) - یا ... جک، @ wrongdoer @ - گوسفند سیاه و سفید مخفی از خانواده - یا ... PAPA ... Reverend Boughton ... بیمار، قدیمی، در حال مرگ، یک بیوه. این شخصیت ها و شخصیت های کوچک - تبدیل به افراد واقعی برای ما می شود. گفتگوی ما را درگیر می کند. نوشتن زیبا و درخشان است و تحریک می کند به دنبال در داخل. یک کتاب شگفت انگیز که از آن قدرتم را جلب کرد !!! 5+ ++ ستاره! خوب ... این خیلی طولانی بود ... بیرون درب به راه رفتن !!!! من بازنشسته ام!!! لول

مشاهده لینک اصلی
من فکر نمی کنم که من تا به حال یک رمان خوانده است که به طرز دقیق افکار و اقدامات و انگیزه های انسان را توصیف می کند. یک یادداشت غلط در این کل کتاب وجود نداشت. مردم در این کتاب در چگونگی انجام واقعی زندگی (حداقل در تجربه من) عمل کردند. احساساتشان از عشق و خشم و نفرت نفرت بسیار شدید بود، اغلب خودم را بیش از یک بار در ارتباط با هر شخصیت یافتم. شاید بعضی از اینها از جایی که من الان عاطفی هستم، جایی میان امید و ویرانی وجود دارد. هر روز، هر لحظه، با این دو احساسات مبارزه می کنم، همانطور که بیش از یکی از شخصیت های این کتاب است. شخصیت هایی که رویاهای خود داشته اند هرگز اجازه نداده اند خودشان فکر کنند که ارزش دیدن رویاها را دارند. [من خیلی به احساساتشان مربوط شدم، فکر می کنم در 60 صفحه گذشته، یا درمورد احساسات عجیب و غریب که من هستم، گول زدم. \"لئو همچنین در اینجا جایگاه برجسته ای پیدا می کند. عشق بین خواهر و برادر و پدر و پسر، هر دو روابط من کاملا آشنا هستند. ناامیدی ها، غرور، تمایل به کمک، تمایل به فرار و پنهان کردن. این کتاب از نظر Glory نوشته شده است، یک زن در 30 سالگی او که پس از یک درگیری سقوط کرد برای مراقبت از پدر بزرگش به خانه کودکی خود بازگشته است. او سخت کوش است، مراقب است، اما تلخ است. او احساس میکند که او نمیتواند در زندگیاش فرار کند و برادران و برادرانش را که همه را ترک میکنند و خانوادههایشان را آغاز میکنند، تحریک میکند. بجز برادرش جک که 20 سال پیش ناپدید شد و ناگهان به خانه برگشت. جک بی نظیر است، غمگین، خودخواهانه، گم شده و گیج شده است. او همیشه گوسفند سیاه از خانواده بود - پسر واعظان که دزد و گمراه کننده شد. او به طور مداوم توسط اعمال گذشته خود و احساس خود بی ارزش بودن خالی از لطف است. هر روز یک مبارزه برای او عاطفی است و او کور است تا ببیند که دیگران، بدون در نظر گرفتن رفتار او، واقعا او را دوست دارند. این جک است که به طور ناگهانی به خانه می رود تا با Glory و پدرشان وقت خود را صرف کنند. Boughton، پدر، وزیر سابق پروتستان است. او بین عشق کور یک پدر به پسرش و یک خشم غیر قابل انکار از ناامیدی که پسرش بوده است، تعویض می شود. جک نه تنها با رفتار اخلاقی مبارزه می کند، بلکه تبدیل به یک عرفان (شاید حتی خدایی) می شود، که می خواهد در چیزی باور داشته باشد، اما قادر به عبور از آن نیست. این شاید Boughton را بیش از هر چیز دیگری تخریب کند. بنابراین، این کتاب پس از هفته هایی که جک ظاهر شده و خواسته است با پدر و خواهر خود که هر دو آنها رشد می کنند تا احساسات خود را نسبت به بازگشت جواهرات تغییر دهند، از نقش خود در تنبیه به عشق خانوادگی، پیروی می کند. در اینجا بسیاری از تم ها وجود داشت که من از دیدن این شخصیت ها لذت بردم که [به طور متقابل، همه شخصیت های پشتیبانی از رابینسون، یکی دیگر از کتاب های فوق العاده، گیلاد:]: عشق، خشم، رستگاری، گناه، اطمینان یا عدم اطمینان از ایمان، افسردگی ، نفرت نفرت، مراقبت، از دست دادن، تنهایی، امید، و البته \"روابط خانوادگی\". رابینسون تمیز و واضح از پروس است که اجازه می دهد تا شخصیت ها به خودشان شکوفا شوند، ارتباطات عمیق خود با خود، احساسات خود و جهان را نشان می دهند. کتاب بزرگ

مشاهده لینک اصلی
یک وزیر بازنشسته پروتستان به خوبی مورد احترام است و در یک شهر کوچک در آیووا سالم است. اوباما با هشت فرزند است چهار پسر، چهار دختر. او یک کشتی دایمی تنگ در خانه داشت: عادت کلیسا، فضل در هر وعده غذا، خواندن کتاب مقدس، بدون قسم خوردن و غیره. شش بچه از «خوب» بودند. آنها ازدواج کردند، فرزندان خودشان داشتند و â € œuccessful. â € دو بچه که راه های دیگر را گرفتند â € \"مضرات - در حال حاضر خانه مراقبت از او. این داستان چند ماه یا چند سال است که وقتی پدر و مادرشان با آن روبرو می شوند، در حال کاهش است. در زیر، من واقعا نمی فهمی که \"خیلی\" وجود دارد - و ما تقریبا همه موارد زیر را در ابتدای داستان می دانیم. زن، افتخار، در اواخر دهه سی ساله پس از یک درگیری طولانی مدت ناموفق در خارج از شهر باز است. او خانواده اش را به این باور رساند که ازدواج کرده است و آن کار را انجام نداده است. پسر، جک، چند سال بزرگتر از Glory، مشکلات بزرگتری دارد. از آنجایی که او یک بچه بود، او یک متهم نیمه جوان بود. او یک زوج محلی بدون ازدواج داشت. در حال حاضر او یک الکلی و بیشتر یا کمتر راننده است. او ممکن است یا ممکن است زنان دیگر و یا بچه های دیگر خارج از شهر داشته باشد؛ او سرقت کرده و در زندان بوده است، هرچند در طول سفر او بهترین رفتار او را درک کرده است. او برای بیست سال گذشته به خانه بازگشته است و حتی برای مراسم خاکسپاری مادرش هم به خانه نیامده است. با توجه به موضوع مذهبی رمان، او واقعا پسر فداکار است. حتی نام آنها چیزی در مورد آنها می گویند. افتخار در برخی موارد به این اثر فکر می کند: پسران پس از مردمی (بیشتر کتاب مقدس - دیوید، جان، لوک) نامگذاری شدند؛ دختران پس از چیزهای غیر مادی: ایمان، امید، گریس و افتخار. (از آنجا که گلوریا به ظاهر ظاهر شده است). با توجه به تمایل انسان به دیدن شیشه ای نیمه پر، به جاي اینکه با فرزندان موفق او راضی باشد، جک به طور کامل اشخاص پدرش را از بین می برد. â € œWhat من اشتباه انجام داد؟ â € به غیر از احساس بد برای Glory که او â € œSAD، â € او به طور کامل چشم پوشی از این واقعیت است که او ویران شده است و احساس می کند که او زندگی خود را هدر رفته و هیچ ایده چه کاری انجام دهید بعد. در کلمات نویسنده عالی: \"فاجعه تدریجی سرمایه گذاری خود را در جهان به پایان رسید\". پدر می گوید که دوست دارد پسرش را ببخشد و او را ببخشد. او به طرز وحشیانه ای به او می گوید که فقط در مورد هر روز است. اما ما یاد می گیریم این یک تمرین فکری است: آن افتخار است که واقعا دوست دارد و واقعا از برادرش را ببخشد. تنها شخصیت اصلی دیگر در این کتاب، یک همسایه بزرگتر، مامور پلیس است که روزانه به خانه می آید. او جک را به عنوان یک پسر وحشی شناخت. او با بخشش احمق نیست: او از متن جک متنفر است. اما از دغدغه ی دقیق تر مذهبی او، جک کتاب مقدس خود را می داند و دوست دارد رشته های پدر و همسایه ی او را تکان دهد. او دوست دارد تا ایده پیش شرط را به ارمغان بیاورد، بیشتر یا کمتر، «خداوند من را دروغین و بدون الکل ساخت»، چگونه ما با آن برخورد می کنیم؟ داستان در اواسط سال 1950 زمانی آغاز می شود که جنبش حقوق مدنی در مونتگومری آغاز شد و تصاویری از خشونت پلیس شبانه در تلویزیون سیاه و سفید پخش شد. دو وزیر در کنار قانون و نظم و آیزنهاور قرار دارند؛ جک طرفداران مارچوبه است و یک مرد استیونسون و تقریبا یک مارکسیست است. کتاب کمی در مکان ها کمی کند است و رفتار Jack به عنوان یک الکلی، در مقایسه با آنچه ما می دانیم، بیش از حد واقعی نیست، اما این هنوز خواندن خوب است. از سه کتاب این نویسنده خواندنی، من بهترین خانه را دوست داشتم و فکر کردم گیلاد واقعا کشید. من متوجه شدم که ناشر در حال حاضر این کتاب را زیر عنوان Gilead 2 (نام شهر که در آن قرار دارد) و یکی از قدیمی تر، Gilead 1. photo از inwanderlust.weebly.com زیرنویس است.

مشاهده لینک اصلی
این کتاب به سادگی زیبایی و دلهره آور است. من شروع به احساس عاطفی کردم، اشک هایی که از صفحه 26 شروع شد، وقتی که من در مورد خواهر که در انتظار بنده ی برادرم بودم پس از بیست سال از غیبت او خواندن این مطلب را بخوانم: @ گلوری امید خود را داشت همچنین بیش از حد بالا بود - این دیدار به طور کلی اتفاق می افتد، جالب خواهد بود و جک او را به عنوان کمترین قابل تحمل، افراط ترین و کمترین اعتماد به تمام برادران و خواهرانش به یاد نمی آورد. او فکر کرد و امیدوار بود که او را به یاد نیاورد. من آرزو می کنم که همه را تشویق کنم که این کتاب را بخوانم؛ من آرزو می کنم که توانایی نوشتن درباره این که این کتاب چگونه عمیق و عجیب و غم انگیز است. اکثر مردم این کتاب را نمی خوانند، زیرا فقط خواندن ندارند. بعضی از این ویژگی های مذهبی این داستان را دوست ندارند. آنها همچنین متوجه خواهند شد که داستان کوچک داخلی در جنوب غربی آیووا وجود دارد. و سپس آنها می گویند هیچ سقوط ماشین، eviscerations، دزدان دریایی، هیولا های بیگانه، ابرقدرت ها و قتل ها وجود دارد؛ هیچ تجاوز، غارت و غارت برای نگه داشتن آنها صفحات را عوض نمی کند. خانه به سادگی یک داستان در مورد خانواده، درباره احساس یک خارجی در خانه شما، درباره بخشش و مهربانی و فیض است. این سومین کتاب توسط نویسنده ای است که چند سال پیش برای کتاب کوچک گیلاد، Pulitzer را برنده شد. گیلاد \"در اواسط دهه 1950 تنظیم شد - در مورد جان آمیز، وزیر مرگ، یک نامه نوشتار داماد قدیمی به عنوان یک ارث به پسر غیر منتظره، پسر او بود. در این نامه ها، عبادت امز به پسر جوانش در مورد سه نسل از وزرای آمیس می گوید. پدربزرگ خدشهدار (که در جنگ کانزاس جنگید و از بین رفته و چشمش را دید) پدرش صلح طلب (که حاضر به خدمت در جنگ جهانی اول نبود) و سپس محل خود در این نسل بود. گیلاد نام شهرت داستانی کوچک آنهاست. این یک کتاب بود که نیاز به صبر داشت، اما با شعر، حساسیت و رحم پاداش داد. خانه یکی دیگر از همان داستان است. آمیس بهترین دوست پس از هشت ساله، رابرت بوفون وزیر پروتستان بود. Boughton دارای هشت بچه بود که یکی پس از آمس نامگذاری شد. این پسر، جک (همانطور که می پرسد نامیده می شود) گوسفند سیاه و سفید از قبیله Boughton است، اما او نیز محبوب ترین است. او یک دزد کوچک، یک خرابکار و یک تنه بود. هنگامی که او در کالج بود، او به خانه برمیگشت و شانزده ساله باردار بود و پس از آن او و خانواده اش را ترک کرد و فرار نکرد تا بیست سال از او بشنود. هنگامی که جک برگشت، خشن، استخوان نازک و آویزان شده است - او می یابد که پدرش در حال مرگ است. وزیر قدیمی بعد از آنکه جوان ترین دختر Glory را تماشا کرد، سعی دارد پنهان شود که مشارکت هشت ساله اش به پایان رسیده است. (این کتاب با توجه خاص به دیدگاه Glory مطرح شده است.) با هم، افتخار و حاکم Boughton سعی کنید جک احساس در خانه در خانه او همیشه احساس بیگانه در. آنها سعی می کنند به عمل زیبایی مسیحی، و آنها سعی در کمک این پسر فداکار با روحیه های خود، امیدات ناامیدش، رفتار جنایی، الکل، افسردگی و خودخواهی خود، ازدواج کرده است. این همه چیزه که من میتونم بگم. بقیه، اگر صبر داشته باشید (فصل ها وجود ندارد، فقط بخش های کوچک تقسیم شده برای همه 314 صفحه)، رویدادهای شهر کوچک و آشکارترین قلب ها پر شده است. من اعتراف میکنم، من از جنوب آیووا هستم، در همان منطقه شهر خیالی رابینسون گیلاد. مانند جک، من نیز از یک خانواده بزرگ هستم، و من گوسفند سیاه و سفید هستم، کسی که هرگز در خانه پدر و مادر خود احساس نمی کند. من می دانم که جک می خواهد تعلق داشته باشد، و در عین حال کل عمر تاریخ خانوادگی او را مطلع کرده است که او از بسیاری از برادران و خواهرانش متفاوت است؛ من متوجه می شوم وقتی که او می گوید که آرزو می کند که فقط می تواند از طریق درب راه برود و همانطور که خواهر و برادرش آن را راحت می کنند، مشغول انجام تکالیف در کنار میز باشند. من همچنین دیندار بودن آرام و مهربان خانه را می دانم، فضله ای که تلاش می کند به جک برسد و به او کمک کند نمی داند که زیبایی و سخاوت او تنها باعث می شود که او کمتر شایسته و بی ارزش باشد. من هنوز هستم، سعی میکنم درباره این موضوع به شما بگویم.

مشاهده لینک اصلی
من این کتاب را دوست دارم من پس از اتمام آن، گریه خوبی داشتم. اما این به این دلیل نیست که من آن را دوست دارم من اینجا در حال تلاش برای تجزیه و تحلیل دقیقا چرا من آن را بسیار دوست دارم، اما کلمات من را شکست من - و شما می دانید که هرگز اتفاق می افتد. بنابراین در اینجا می رود کتاب های دیگر او نیز شگفت انگیز است، اما این باعث می شود مطمئن شوید که ماریلین رابینسون یکی از بزرگترین نویسندگان زندگی امروز است. این اصلی است که منحصر به فرد است. من می توانم در مورد چگونگی فکر کردن به ایجاد یک ژانر جدید ادبی صحبت کنم، اما حقیقت این است که من واقعا نمی دانم که چنین حرفی بزنم - حتی اگر صمیمانه متقاعد شود که نوادگان من در کلاس های ادبیات او را مطالعه خواهند کرد. من فقط می دانم اثر کار خود را به من است. نفس گیر، دلهره آور و هشدار دهنده مانند چیزی است که من همیشه قبل از خواندن؛ و در عین حال مبهم ظریف، فروتنانه، ملایم و شگفت انگیز است. من قبل از اینکه من حتی می دانستم که من وحشت زده، وقتی من فکر می کنم ایمن هستم، منحرف می شود. مانند تماشای گرد و غبار، در آفتابی که از طریق یک پنجره آرام پخش می شود، شناور می شود و به طور ناگهانی درک می کند که منظور انسان چیست. من می توانم ببینم چگونه برخی از این کتاب (و یا دو نفر دیگرش) را بخوانند و خسته شوند یا فقط آن را دریافت نکنند. کلماتش فرماندهی نوعی توجه است که امروزه رایج نیستند و انرژی کمی دارند؛ و بر روی سطح، پلان به آرامی پیشرفت می کند و به نظر می رسد بسیار خوش خیم است. اما تعجب این داستان ها! قدرت روانی آنها از بین رفته است. هر داستان بزرگتر از مجموع قطعات آن است. کار او به طور کامل و با شکوه وحشیانه، در بهترین حالت است. در خانه، او آنچه را که به نظر می رسد داستان عامیانه ای از یک شهر کوچک است، در دینامیک ظریف خانواده و دین قدیم خفه می شود، و آن را تبدیل به یک داستان فریب آمیز ناامید کننده انسان و رستگاری فوق العاده، مخالف. اما آن گوتیک نیست. هیچ چشم انداز آخرالزمانی، هیچ مداخلات فراوانی، خون و خشونت وجود ندارد. آن حماسه یا مدرنیست نیست، یا نه، و علیرغم تمام دلگرمی های مذهبی (و نهانگی ها)، این یک داستان اخلاقی نیست، و نه همه. شخصیت های او بی تفاوتی است. تنظیمات متوسط ​​هستند. وجود دارد هر freaks، despots، قهرمانان و یا خائنانی. چگونه او را از بین ببرد؟ او به هیچ کدام از ترفندها و تناقضات تکان دهنده ای که نویسندگان دیگر از آن استفاده می کنند برای ایجاد خواننده احساس وحشت و وزن مشکل را ندارند تکیه می کنند. به نظر می رسد سرامیک، اما مانند طلا احساس می کند؛ سنگین، یدکی، قابل توجه، غنی. خانه تنها یک قطعه همراه برای گیلاد نیست؛ آن را غلبه می کند گیلاد آمادگی داشت، کار سختی بود. جالب اینجاست که در مورد Gilead در مورد صفحه اصلی فکر می کنم - شاید این همان چیزی است که من در ابتدا فکر نمی کردم. ممکن است مجددا آن را بخوانم با هر رمان، رابینسون ها پیشرفت می کنند و بیشتر و عمیق تر باز می شوند و انگورهای خزنده را به قلمرو ادبی هنوز کشف نشده می فرستند. مانند بهترین نوع هنر.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب خانه


 کتاب جری جوان
 کتاب ایده عالی مستدام
 کتاب انگیزش
 کتاب انرژی مثبت
 کتاب رازهایی درباره مردان که هر زنی باید بداند
 کتاب چرا مریخ و ونوس به هم برخورد می کنند