کتاب به خونسردی

اثر ترومن کاپوتی از انتشارات امیرکبیر - مترجم: باهره راسخ-ادبیات آمریکا

ترومن کاپوتوس در خون سرد هر دو شاهکار روزنامه نگاری و هیجان انگیز قدرتمند جنایی است. کاپوت با الهام از یک مقاله 300 کلمه ای در نیویورک تایمز، کاپوتی شش سال را صرف مطالعه و نوشتن داستان کشاورز کانزاس هرب کلوتر، خانواده اش و دو قاتل جوان که به صورت وحشیانه آنها را کشت. در Blood Blood یک ژانر داستان غیرقابل تحلیلی ایجاد کرد و نام Capote را با تصویر نابهنگامش از یک بد و قابل درک کاملا انسانی ساخت.


خرید کتاب به خونسردی
جستجوی کتاب به خونسردی در گودریدز

معرفی کتاب به خونسردی از نگاه کاربران
من به خودم فکر کردم، آیا باید یک بررسی دیگر برای یکی از بهترین کتابهای جرم واقعی که تاکنون نوشته شده است، بنویسید؟ و سپس فکر کردم، آره، شما انجام می دهید. شما بررسی کتاب های وحشتناک، احمقانه و خسته کننده و یک کتاب خوب را انجام می دهید، قطعا سزاوار یکی دیگر است. این بهترین داستان دربارۀ جرم واقعی است که تا به حال خوانده ام. دست ها را پایین می آورند. پس از نقاشی یک صحنه مسالمت آمیز در دشت های غرب میانه آمریکا، بد ظاهر خود را احساس می کند. این همان چیزی است که کتاب شروع می شود و ترومن کاپوتی نوشته هایش خون من را خنک کرده و قلب من را برای قربانیان ترسناک کرده است. این مربوط به قتل ها در سال 1959 از خانواده کلوتر در خانه های خود در Holcomb، کانزاس است. این چهار قتل، یک تن از توجه رسانه ها را به خود جلب کردند، چرا که انگیزه نامشخص بود. (مشاهده اسپویلر) [دو زندانی که اخیرا آزاد شده بودند، به دنبال ثروتی که وجود نداشت، به خانه ی خانواده ی کلوترون حمله می کردند، چهار عضو خانواده را به حال خود رها کردند و شاهدان را ترک نکردند. (پنهان کردن اسپویلر)] برای خواننده، چشم انداز Capoteâ € ™ ثانیه درک بود و جذب او در جنایت فوق العاده بود. مطالعه شخصیت او تقریبا بیوگرافی بود. قاتلان همچنان مخرب و بی رحمانه بودند، اما او به ذهنشان رسید و آنها را به نظر انسان تر تبدیل کرد. کاپوت یک واقعه واقعی، یک جرم وحشتناک را گرفت و از نوشتنش برای تحقق آن استفاده کرد. حقیقت غم انگیز این است که اگر او در خون سرد نوشته بود، هیچ کس در خارج از Holcomb، کانزاس می دانست که چه کسی خانواده Clutter است یا قاتلان، پری اسمیت و دیک هیکو. قتل و اعدام به طور موثر تمام زندگی خود را تماما پایان داد اما ترومن کاپوتی به همه آنها در این کتاب شگفت انگیز ماندگار شد.

مشاهده لینک اصلی
هر بار یک بار در حالی که احساس می کنم نیاز به گرفتن دو امتیاز از IQ با خواندن چیزی است که به عنوان @ @ classic @ به حساب می آید و یا برنده جوایز و یا هر چیز دیگری است.بنابراین، این کتاب بر اساس یک قتل واقعی است که در سال 1950 اتفاق افتاده است . یک خانواده در یک شهر کوچک در کانزاس کشته شد و این یک معامله بزرگ بود. نه مثل این روزها ما به سختی می فهمید که زمانی که هفتگی قتل عام در این خبر است. ترومن کاپوت فوق العاده وسواس با این مورد بود و همسرش هارپر لی را همراه او به کانزاس برد تا جایی که آنها همه را به طور گسترده در این شهر کوچک مصاحبه کردند. این کتاب نتیجه بود و او را 6 سال به خارج شدن. او اصرار داشت که این کاملا واقعی است، هرچند که دروغگو دروغین کثیف با شلوار بود چون چون @ آنها گفته اند که او چیزهایی را ساخته است. شخصا، من نگرانم. کتاب خوب است یا نه او اغراق کرد یا به حقایقalternative داد @ و دوباره نشانه ای از زمان. ما خیلی به واقعیت ها متوسل شده ایم که حتی حتی انتظار حقیقت مطلق هم نداریم. تنها چیزی که برای من با این کتاب دشوار بود نوشتن توصیفی باور نکردنی بود. من صبر زیادی برای جملات طولانی با بسیاری از صفت های بسیار برای توصیف یک میدان گندم دارم. من واقعا از خستگی میمیرم. یک مشکل است اما، از طریق آن فشردم، چون شجاع بودم، و من خودم را در این داستان غوطه ور کردم. من نمی دانم که آیا این به این دلیل است که همه آن پروسسور بنفش، ذهنم را به نمایش گذاشتند که بهتر داستان را بهتر از دیگران یا آنچه در آن بود، اما کار می کرد. با این حال هنوز طرفداران متمایز از ویژگیهای اضافی نیستند. من یک استثنا را ساختم آیا می توانم به کتابهای خون آشام من بازگردم؟ خنک! می بینمت!

مشاهده لینک اصلی
این بهترین داستان در مورد جرم واقعی بود که من خوانده ام. توضیحات Capotes از این رویدادهای کپوتوس پرچین است و همه باید آن را بخوانند، این که آیا آنها کتاب های مربوط به جرم واقعی را دوست دارند یا خیر.

مشاهده لینک اصلی
به عنوان یک خواننده انگلیسی، از قتل عام کلاتر شکایت نکردم، و همه چیزهایی که من در مورد ترومن کاپوت می دانستم، رمان او بودBreakfast در Tiffanys @. پیش از آنکه من این رمان را به عنوان واقعا عالی به رسمیت شناختم، مدتی طول کشید. سالمندی دهه 1950 برای من تجدیدنظر نکرد. به نظر می رسید بیگانه، انحرافی، جنس خاص و نسبتا کسل کننده است. اما بعد از مدتی متوجه شدم که نابغه در توصیف تنظیم این زمان و مکان به جزئیات دقیق اشاره دارد. @ New York Times @ در خون سرد @ بهترین حساب مستند جرم و جنایت آمریکایی که تا کنون نوشته شده است @ این یک کتاب سرچشمه ای از ترومن کاپوته است که عموما موافقت کرد که اولین رمان واقعی باشد، اگرچه دیگران این ایده را پیش از این بررسی کرده اند . این مربوط به قتل ها در سال 1959 از خانواده Clutter در مزرعه خود در Holcomb، کانزاس است. این چهار قتل توجه بسیاری را به خود جلب کردند، چرا که انگیزه معلوم نبود. تقریبا به دلیل این Capote و نویسنده دوست او هارپر لی تصمیم به سفر به کانزاس برای نوشتن در مورد جرم قبل از قاتلان دستگیر شدند. آنها به شدت با تمام ساکنان محلی و محققان مصاحبه کردند و از یادداشت های متعددی استفاده کردند که Capote بعدا در شش سال آینده رمانش را به کار گرفت. قاتلان، دیک هیکو و پرری اسمیت پس از شش هفته پس از قتل، دستگیر شدند، اما Capote در آن زمان شروع نمی شود؛ نه به خاطر قتل واقعی برای اثر چشمگیر، همانطور که بسیاری از نویسندگان. او با توصیف زندگی راحت و شاد خانواده مسیحیان مسیحی زندگی می کند که در شهر کوچک Holcomb زندگی می کنند تا کوچکترین جزئیات. زندگی روزمره آنها، آرزوهای هر دو ساله و جوان، افسردگی بالینی بنی کلاتر (مادر، همسر هربرتس) همه با دقت پایین می آیند. کاپتو همچنین با توجه به روایت، به طور دقیق در مورد روایت قاتلان کودکانه نوشت، ضبط نکات برجسته و حوادثی که در گذشته به نظر می رسد به شدت تکان دهنده به نظر می رسد، اما توسط Capote به طرز دقیق ثبت شده است که آنها یک تصویر غیر تصمیم گیری را تشکیل می دهند. این همپوشانی است که Capote ساخته شده است که به این معنی است که خواننده وضعیت خود را ارزیابی می کند. دوران کودکی دوران فقیر و وحشیانه (بعضی از بی رحمانه ترین قسمت ها توسط زوج ها به طرز جادویی مورد استفاده قرار گرفت) پری اسمیت، به شدت مخالف با جامعه شاد و ماندگار، که توسط این رویداد ویران شده بود، تناقض دارد. حسابهای دست اول از سوی ساکنان گنجانده شده اند. اکثر آنها ترس بودند همه خیره شد و گیج شد. برخی از انتقام، برخی برای بخشش. به نظر می رسد هر یک از این جامعه کلیسا مایل به انجام کارهای درست هستند، هرچند که با آنچه که بود متفاوت بود. احساسات - استرس و سلامتی محروم محققان درگیر - شدت بیشتری پیدا کرد. ترومن احساس تعرق را افزایش می دهد همانطور که جستجو ادامه یافت و در عین حال ما را بیشتر آشنا با دو شخصیت که آن را انجام داده است، بنابراین ما با هر دو سوء استفاده از سوء استفاده Perry Smiths و دیک Hickocks و آسیب مغزی ممکن است در اثر سقوط ماشین در سال 1950 آشنا. در هر حال، نظر نویسنده در مورد چنین قسمتهایی؛ او بی طرف است. او واقعا نیاز ندارد خواننده در حال حاضر مواد کاملی برای ارزیابی های نادرست درباره اینکه چگونه مسئولیت اعمالشان این دو می تواند باشد. قتل واقعی در نیمه راه از کتاب ثبت شده است، و 6 هفته بعد از آن، زمانی که آنها در حال اجرا بودند، به عنوان زمانی که رابطه بین آنها دوام می آورد، ثبت می شود. در اینجا افکار دیک هیکو، به عنوان او envisages تنظیم کردن خود را، به عنوان توسط Capote تنظیم شده است. Goodbye، پری دیک از او بیمار بود - هماهنگی، درد و درد، خرافاتش، چشمهای زناکری تیز، صدای خیره کننده و صدای زمزمه. متاسفانه، متواضع، عصبانی، مانند یک زن بود که بایستی خلاص شود. در عوض، پری اسمیت شروع به تعجب می کند که چرا او همیشه عاشق دیک هیکو است، که از سگ های ولگرد لذت می برد و ترجیح می دهد حتی زمانی که سرقت می کند آنها پول خود را در جیب خود دارند. هر دوی این افراد به عنوان شخصیت های بسیار آسیب دیده، پیش از آنکه بتوانیم به تجزیه و تحلیل رسمی روانشناسی دست یابیم. این جفت ها در نهایت توسط شواهدی از سلول سابق Floyd Wells ردیابی شدند. با داشتن کار خود برای هربرت کلتر، او با دیک هیکو درباره چگونگی برخورداری از این خانواده متدیست صحبت کرد و جزئیات خانه ها، عادت های خانوادگی، اینکه آیا آنها امن و غیره بودند، صحبت کرد. هنگامی که او متوجه استفاده بعدی از دیک هیکاک شد اطلاعات او به پلیس گفت. (وی ادعا کرد که اگرچه هیکوک به او گفته بود که تمام خانواده را می کشاند، چنین شگفتی هایی در زندان به وجود می آید که بی معنی است. علاوه بر این پاداش برای اطلاعات بود.) شواهد کافی برای محکوم کردن جفت وجود داشت - عکس هایی از نقاشی های خونین خون که برای چشم غیرمعمول نامرئی بود، رادیویی بود که از زمان حمله به خانه از سرقت رفته بود و پس از آن فروخته می شد ... به نظر می رسد که شواهد کمی ارزشمند برای خوانندگان امروز استفاده شده به DNA تجزیه و تحلیل و غیره، اما همراه با مدارک ارائه شده توسط زندانیان بعد، ...

مشاهده لینک اصلی
چند هفته پس از آن، رولاندو مندوزا، بازرس سابق ریولاندو مندوزا از ناحیه پلیس مانیل، ضرب و شتم شد و هشت تن از گردشگران هنگ کنگ را به پایان رساند و در نهایت حدود 10 ساعت به پایان رسید. این در Quirino Grandstand در قلب مانیل، فیلیپین برگزار شد. در حالی که تماشای تصاویری که روی صفحه نمایش تلویزیون پخش می شد، کل ملت شگفت زده شد. تمام جهان با ما به عنوان حوادث تحت پوشش CNN است. تقاضای مندزها برای او بود که کارش را به عقب برگرداند. او در حدود سالی است که بازنشسته شد، زیرا به دلیل ادعای اخاذی از خدمات خارج شد. هر یک از ما، از جمله من، به سرعت می گویند مندوزا اشتباه است. اشتباه می کنید (اجباری که یک آشپز برای خوردن کوکائین سفارش دهید) اشتباه است. اشتباه است حمل یک اسلحه گرم (او دیگر در خدمت نیست). اشتباه است که افراد را به عنوان گروگان ها (به ویژه گردشگران) ببریم. اشتباه است که (هشت بیگناه غیرمسلح بیگناه!) کشته شود. اما ... ما طرف او را شنیدیم؟ (او در حال حاضر مرده است) آیا ما حداقل شنیده بود که مردم او نزدیک بود؟ آیا می دانیم دقیقا چه چیزی به ذهنش رسید که چرا این تیراندازی های بی حد و حصر و بی رحمانه را انجام می دهد؟ این همان چیزی است که تامون کاپوت (1924-1984) در رمان فصیح خود، که در سال 1966 منتشر شد، در «خون سرد» منتشر شد. او خیلی خوب بود که قلب من برای قاتل، پری اسمیت گریه کرد. بله، قتل کل کلت، خانواده Holcomb، کانزاس در سال 1959 اشتباه بود. اسمیت و همسرش، دیک هیکو نباید با قصد سرقت از خانواده به خانه بروند. پس از آنکه آنها امن (که حاوی 10،000 دلار بود) را پیدا نکردند، اسمیت هر یک از افراد در آن خانه را شلیک کرد (آنها در نهایت 50 دلار، یک دوربین دوچشمی و یک رادیو قابل حمل را به دست آوردند). من احساس تنفر شدید برای اسمیت و هیکو داشتم. اما زمانی که داستان های زندگی خود را توسط Capote ارائه شد، ابتدا من نمی دانستم چه احساس (از خانواده شکسته شد، او بزرگ شد با غریبه ها، پدرش او را تحقیر، همه او می خواست که آموزش خوب، زمانی که او کمی کوچک بود و گریه میکرد، همانطور که فکر میکرد خیلی زیباست). تا زمانی که اسمیت پس از صدور حکم، به سلولش بازگردانده شد. این صحنه زمانی که دستانش را گسترش داد تا همسران مراقبت کننده بتوانند آنها را نگه دارند ... این صحنه به دنبال یکی از آنهایی است که اسمیت را در سلولش نابود کرده بود ... روایت Capotes به قلب شما می رسد تا خونریزی و ترس و اضطراب برای یک کتاب اشتباه است. کتاب به ما می بخشد: آیا مجازات اعدام درست یا غلط است؟ قبل از این کتاب، من به این سوال با شستشو وyes واکنش نشان دادم، درست است. سپس به طور معمول آن را به عنوان یک پدر اضافه می کنم، احساس درد دخترم را هر گاه گریه می کنم (به علت بیماری یا هر چیز دیگری)، و غیره به طور خلاصه، هیچ بحثی مورد نیاز نبود، من کاملا در کنار قربانی بودم (ص 366 @ من به حلق آویز اعتقاد دارم. فقط تا زمانی که من یک نفر نیستم @). با این حال، در این کتاب، Capote چشم هایم را به طرف دیگر این بحث باز کرد: زمینه قاتل (او همچنین قربانی جامعه است؛ او می تواند اسکیزوفرنی باشد: احساس در زمان قتل کاملا جدا از خود است گرفتن زندگی قاتلان به او فرصتی برای تغییر دادن نمیدهد، قاتلان قصد ندارند زندگی یک عمل خشونتآمیز و ساده از انتقام باشد). این کتاب را از یک کتابفروشی دست دوم در سال گذشته P50 (حدود 1 دلار آمریکا) خریداری کردم. برادر من می گوید ما زمانی که بچه های استان بودیم، یک نسخه از این را داشتیم. او همچنین می گوید که پدر مرحوم من این را خواند و دوست داشت، بنابراین او آن را خوانده است. من بعد از آن جوان بودم و علاقه مند به ادبیات نبودم. چهارشنبه گذشته، پدران من سالگرد مرگ 13 ساله را داشتند، به طوری که من به یاد او افتادم، این را از شمع من خواندم. یک تصمیم خوب که من انجام دادم این کتاب در حال تغییر است. من 51 نفر در Goodreads دارم. بیش از نیمی از آنها فیلیپینی هستند. برخی از آنها آمریکایی یا اروپایی هستند. هیچکدام از دوستان فیلیپینی من این را در هر یک از پوشه های خود ندارند (خواندن، خواندن، خواندن، خواندن، خواندن خواندن و غیره). هیچ یک. همه آمریکایی ها و اروپایی ها این کتاب را خوانده اند و این را با 5 یا 4 رای داده اند. جمعه گذشته من نسخه های تازه ای را در یک کتاب فروشی محبوب دیدم. اغلب من همچنین بسیاری از نسخه های دست دوم را در کتابفروشی های دیگر مشاهده می کنم. این ضخیم نیست (فقط 343 صفحه) و آن را آسان read.My تئوری: در فیلیپین بسیاری از قتل و قتل وجود دارد که فیلیپینی یا کمتر حساس هستند یا فیلیپینی مردم سرگرم کننده هستند، بنابراین ما نمی خواهیم به خواندن کتاب یا فیلم هایی را که ما در زندگی واقعی تجربه می کنیم تماشا کنیم. نظر من: این اشتباه است ما به کتابهای خوب مانند «خون سرد» نیاز داریم تا دیدگاه ما در مورد مسائل مهم مانند این مورد، مجازات اعدام را گسترش دهیم. برای همه ما می دانیم، ما می توانستیم پیش فرض ها و پیش فرض هایی را که قضاوت و دیدگاه های ما را می پوشانند، تنظیم کنیم. در واقع، در یکی از برنامه های تلویزیونی هفته گذشته، من هیچ کمتری از سناتور میگل زوبیری که خواستار بازگشت مجازات اعدام در کشور نبود، را دیدم. من نمی گویم که رولاندو مندوزا حق دارد که گردشگران را به عنوان گروگان ها و کشتن آنها در پایان. نه! همه چیزهایی که من می گویم این است که ما نباید بیش از حد سریع تصمیم بگیریم که او و یا دیگران ...

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب به خونسردی


 کتاب ابلیس
 کتاب زندگی با عشق چه زیباست
 کتاب به کسی مربوط نیست
 کتاب یکی از ما دروغ می گوید
 کتاب قلب من و دیگر سیاهچاله ها
 کتاب مادر سالاری