کتاب اگر بمانم

اثر گیل فورمن از انتشارات هیرمند - مترجم: مهرآیین اخوت-ادبیات آمریکا

میا هیچ خاطره‌ای از آن تصادف ندارد؛ تنها پس از آن را به خاطر می‌آوَرد: بدنِ آسیب‌دیده و غرق در خونِ خود را می‌بیند، می‌بیند که او را سوار آمبولانس می‌کنند، خانواده‌اش را هم می‌بیند که…
اندک‌اندک باید خود را بازبیابد، باید بفهمد چه وضعیتی دارد، باید بفهمد چه از دست داده و زندگی‌اش چگونه خواهد بود؛ اما بدنش روی تخت بیمارستان است و خود او سرگردان و نامریی. مهم‌تر از همه آن‌که می‌فهمد خودِ او باید تصمیم بگیرد بماند یا برود.
داستانی زیبا که بی‌شک دل خواننده را به درد می‌آوَرَد اما شاید نگاهِ ما را به زندگی و خانواده و عشق تغییر بدهد.


خرید کتاب اگر بمانم
جستجوی کتاب اگر بمانم در گودریدز

معرفی کتاب اگر بمانم از نگاه کاربران
من در حال شنیدن است که اگر من با Gayle Forman باقی بمانم، این رمان بسیار دلنشین است. بعضی از داوران گریه کرده اند، بعضی از آنها بعد از خواندن این مطلب خسته شده اند و ... متأسفانه، Auntie Nessa شما فقط یکی از آنها نیست. (همچنین این کتاب را از ژوئیه 2012 خواندید، سرانجام تصمیمی گرفتم تا بررسی خود را ... در ژانویه 2013 انجام دهم. به من بپیوندید.) اگر من به دنبال داستان دختر با نام م، با یک خانواده کامل که تصمیم به رفتن به شهر در یک روز برفی، و سقوط ماشین آنها، کشتن هر کس در آن. به استثنای شخصیت اصلی، که به عنوان یک روح القا می شود و باید با تمام خانواده اش از دست دادن، مقابله کند اما قادر به انجام هر کاری در مورد آن نیست. او همچنین دوست داشتنی، کنسرت و پایان کتاب را فریبنده می کند، روح او با بدنش، با وجود آشفتگی های داخلی او بین بینش رفتن از این جهان، یا زندگی کردن به عنوان یک یتیم، می تواند با آن روبرو شود. شاید این دلیل آن است که من واقعا نمی توانیم جوجه هایی مانند کتاب یادداشت را تحمل کنیم که این رمان فقط با من خوب نیست. من بیش از حد در مورد طرح، بیش از حد نمی دانم، اما من فقط احساس غم و اندوه در همه زمانی که خانواده Mias درگذشت. ناراحتی آن زمانی که شما متوقف در مورد آن فکر می کنم، اما آن را فقط در حالی که خواندن هیچ واکنش عصبی از من نمی شود. من فکر می کنم خط اصلی من با مشخصه هر کس بود. آنها خیلی شیک هستند. (خوب، پدر چندین دلیل برای جدا شدن از آلیس کوپر و اصرار بر بازی Ramones به جای آن در طی سفر ماشین را از دست می دهد. فقط یک چیز شخصی است.) منظورم این است که رمان شروع می شود مانند یک تجارت خانواده خانوادگی آمریکایی کم و سفید، طبقه متوسط ​​آمریکایی سفید. آن در حال بارش برف است، اما هر کس در داخل و داخل گرم است. آنها کیک پنکیک را می سازند و برادر کوچولوی مایاس می گویند که احمقانه است. پدر فقط شبیه به: \"اوه، شما بروید، ورزشی\". و سپس ما گفته شده است که شخصیت اصلی ما دارای استعداد موسیقی باور نکردنی است. دوست پسر او آدم در یک گروه قرار دارد و او نیز به لحاظ موسیقی با استعداد است. اوه نگاه کن! رادیو اعلام کرده است که یک روز برفی وجود دارد! خیلی خوشحال هستم تا اینکه، البته تصادف ماشین. در حال حاضر، خوشبختانه، می بینم میا به عنوان تبدیل شدن به کمتر از یک سر و صدا آزار دهنده از همیشه بلوم در آلزون Noà \"ls رمان بود، در حالی که یک دختر کامل نیز خانواده خود را در یک تصادف اتومبیل از دست داد، اما من آن را خردمند مطلق یافت خواندن. فلس بک، سپس میا در بیمارستان غمگین است، پس پس از آن فلج زدن و پس از آن بیمارستان ... argh. به طور جدی، همیشه در مورد تجربیات خارج از بدن، برخی از وحیات خود را در مورد تجربه او بدست آورد، سپس به خانواده اش بازگشت و این نوع روایت فقط این کار را برای من انجام نداد. پایان نیز بسیار خسته کننده بود و بعد از خواندن هیچ چیز را احساس نکردم هرچند که من چندین بار نوشتم در مورد نقاط ضعفم. من هم به همین ترتیب بعد از اینکه او در سرش بود، مثل همیشه مایا را دوست داشتم، اما رفتارهای دوست پسر او در زمان های مختلف مضحک بود. منظورم این است که این مردی است که به نظر می رسد که بیمارستان ها را اخراج می کند تا بتواند به بخش مراقبت های ویژه دزدیده شود. مایا بدون توجه به پرستار است. میا نیز این گناه را دارد، زیرا زمانی که پدربزرگ و مادربزرگش میبیند (به عنوان فرزند بعدیش)، او به جای اینکه فکر میکند چقدر میخواهد دوست پسرش را ببیند، فکر میکند. چه؟ من مطمئن هستم اگر دوست دارید tearjerkers و کتاب های تند و زننده تند و زننده، این یکی جهان را روشن خواهد کرد. متأسفانه، من نمی خواهم گناه خسته کننده را ببخشم، دائما گول زدن بین دوره های مختلف زمانی و عدم ارتباط عاطفی با شخصیت ها. 2/5 (این بررسی نیز در وبلاگ من است: http: //book-wyrm.blogspot.co.uk/2013 / ...)

مشاهده لینک اصلی
به روز رسانی 2011/03/23 این عاقبت یک فریبنده افسانه است. بهتر از @ اگر من بمانم @ به روز رسانی 3/2/2011. در حالی که من این کتاب را دوست نداشتم، بسیاری از دوستانم، هنوز فکر می کنم که این موضوع بسیار دلنشین است. منتظر پیروزی هستیم. نظرسنجی اصلی همیشه برای من بسیار مهم است که نظراتی را برای کتابهایی که هیچ نقصی ندارند بنویسند. If I Stay @ یکی از آن کتابهاست. این داستان عشق و خانواده، انتخاب و خوشبختی، به طرز فوق العاده ای نوشته شده است، من کمی برای کلمات گم شده ام. من فکر می کنم نبوغ این کتاب در واقعیت شخصیت ها و احساسات است که آنها تجربه می کنند. حتی یک بار شما احساس می کنید که از نظر احساسی دستکاری می شوید. داستان، در حالی که غم انگیز است، هرگز به ملودرامات یا صاف و تردید نرسیده است. جنبه دیگری از کتاب که من از آن لذت بردم (به جای تعجب) موسیقی است. من واقعا یک شخصیت موسیقی نیستم و به طور معمول نمی توانم به داستان های موسیقی متمرکز شوم، اما موسیقی در این کتاب بسیار پر جنب و جوش و مهم است. مردم را با هم متحد می کند، زندگی مردم را تغییر می دهد، و می خواهد زندگی خود را ادامه دهد، زمانی که فرد فکر می کند که نمی تواند ادامه دهد. به این ترتیب این کتاب به من کمی از فیلم @ Augus Rush @ که من نیز به جای تعجب من لذت بردم، به من یادآوری می کند. گیل فورمن قطعا احترام من را با این کتاب به دست آورده است. من نمی دانم اگر او بتواند این موفقیت را تکرار کند، اما من کنجکاو هستم تا کتاب های آینده اش را بررسی کنم. چالش ریاضی: شماره 17

مشاهده لینک اصلی
اگر من بمانم زیبایی نوشته شده است، با شخصیت هایی که احساس واقعی دارند. من هر گونه رمان را مانند این می خواهم با ترس و وحشت زیاد، زیرا پتانسیل برای حالت های پراکنده، بیش از حد دراماتیک، بسیار زیاد است - اما این یکی بیش از هر انتظار از من بود و تقریبا همه ی مشکلات یارانه ای را از بین می برد. روابط مياس با پدر و مادرش، با برادرش تدي، و پدربزرگ و مادربزرگش، بسيار پر جنب و جوش بود، به طريقي که مرا به يادگيري خانواده آستين پيچيده و آسيب پذير مادلين لنگل به ياد آورد. موسیقی او، برنامه های او برای آینده اش و ارتباطش با آدم همگی منحصر به فرد بود. حتی وقتی که من از نوشتن قدردانی می کردم، از این داستان غافلگیر شدم، هنوز در مورد اشک هایی که در یک لحظه محکم در نزدیکی پایان داستان این یک کتاب آرام و عمیق با عمق خیره کننده احساسات است.

مشاهده لینک اصلی
4+ ستاره به Gayle Formans اگر من بمانم، اولین سری از دو کتاب و به تازگی ساخته شده است. من ابتدا در این کتاب زمانی که فیلم تبلیغاتی سال گذشته را دیدم، فکر کردم که به نظر می رسد یک داستان عالی است. من فقط خواندن جوجو موزMe قبل از شما @ سری را خوانده ام و احساس می کنم در داستان شبیه به هم باشند و شخصیت من با راه خوشبختانه رفتم، با خوشحالی از کتابهای فیزیکی خود در قفسه کتاب خود و یا اشتراک های دیجیتال الکترونیکی خودم انتخاب کردم. (من همیشه باید 15 تا 20 کتاب در دست داشته باشم تا زمانی که یک کتاب جدید را در هر زمان یک کتاب جدید را انتخاب می کنم شگفت زده می شوم) و بعد، یک روز، در حالی که منتظر خشکشویی در اتاق شستشوی ساختمانم بودم، کتابخانه کوچک را می دیدم در کنار درب (عالی، ساختمان من همیشه کتاب را به اشتراک می گذارد و من به طور مرتب چیزهای جدیدی برای خواندن پیدا می کنم!) و این کتاب در قفسه نشسته بود. من آن را گرفتم، آن را در سبد لباس های شسته و رفته قرار دادم و به خوبی با روز من ادامه داشت ... اما دیروز من مجبور شدم کتاب جدیدی را انتخاب کنم و بر روی این یکی فرود بیفتم، چون قبل از تماشای این فیلم شاید این آخر هفته . و این یک انتخاب فوق العاده بود! داستان\nاین سخت ترین بخش برای نوشتن در بازبینی است، زیرا من مطمئن نیستم که در آن شروع شود. این کتاب در مورد بسیاری چیزها، بسیاری، چیزهای زیادی بود. ایا ساده میماند: میا یک شهروند زیبا، مراقب، هوشمند و گرم است که در حومه پورتلند، اورگان، با روزهای خود با پدربزرگ و مادربزرگ، والدین، برادر کوچکتر، بهترین دوست، دوست پسر و مربی، به اشتراک می گذارد. Shes یک زرق و برق دار سلولی پیشرفته نزدیک شدن فارغ التحصیلی با انتخاب در آینده او به زودی: حرکت به NY برای جولیارد یا نزدیک شدن به دوست پسر خود را که باید در اورگون باقی بماند. چیزی است که ... میا نوجوان است و همه دوست دارد برای ملاقات و در اطراف؛ شگفت انگیز است و خانواده اش و هر چیز دیگری در اطراف او هستند. و شما می دانید که صخره ها در حال آمدن است، همانطور که پوشش جلد کتاب را خوانده اید و حوادث وحشتناکی را می شناسید. اما این اتفاق می افتد زمانی که شما حداقل آن را انتظار دارید - و همه چیز تغییر می کند. میا به نوعی از بدن او جدا شده و او را به عنوان شین به بیمارستان منتقل می کند تا جراحی انجام دهد. همانطور که او در کاما عمیق می خوابد، او خود را از هم جدا می کند تا اتاق های بیمارستان را بیرون ببرد تا یاد بگیرند که چه اتفاقی در حادثه اتفاق افتاده است (هیچ اسپویلر اینجا نیست، بنابراین من نمی فهمم که چه کسی با او بود، چه اتفاقی برایش افتاد). یکی از دوستان، دوستان و خانواده های باقی مانده او، از نظر بستر گرسنگی می گویند خداحافظی با توجه به وضعیت قحطی اش، و به عنوان یک نفر در نزدیکی او نشسته، میاس جدا خود را به خوانندگان می گوید که آنها هستند، چگونه آنها را دیدار، بررسی لحظات کلیدی در زندگی او. .. شما به این فاجعه عمیق می رسید، زیرا میا باید انتخاب خود را انجام دهد: برای اقامت یا رفتن - اما آن را در مورد رفتن به نیویورک بیشتر، آن را در مورد اینکه آیا او زنده خواهد ماند و یا بروید. نقاط قوت\n1. نوشتن: ساده است. مستقیم آن. تحریک کننده آن. دلربا آن تحریک کننده آن. شما نمیتوانید آن را پایین بیاورید. 2. شخصیت ها: کل داستان در طول یک روز اتفاق می افتد، اما از طریق داستان داستان، میا باز می کند که چگونه او را در طول 17 سال خود را می داند ... و هر کس فوق العاده و خیره کننده و واقعی است. من بخشی از این گروه هستم. احساسات: شما خیلی احساس خواهید کرد. شما می خواهید بدانید که فراتر از چند کلمه آخر فصل آخر چه اتفاقی می افتد. خوب، یک کتاب 2 وجود دارد، اما تصورات شما در مورد آنچه که ممکن بود بوده است. پیشنهادات\nخیلی کوتاه بود و من بیشتر خواستم؟ (~ 235 صفحه) تنها دلیل اینکه من این 5 ستاره را ندیدم این است که احساس کردم که باید بیشتر طول بکشد ... من می خواهم درباره مبارزه او بیشتر بدانم تا تصمیم بگیرم که آیا او باقی می ماند یا می رود ... می دانید که چگونه هر کس دیگر از طریق چشم ها و گوش هایش احساس می کند. شاید در کتاب 2 آمده است، اما به عنوان واحد خودم، من بیشتر خواستم. افکار نهایی\nاین چیزی است که من @ @ @ @ @ contained @ را نامگذاری می کنم. این داستان را می توان به صورت خود خواند، یا می تواند عواقب و مقدمات را داشته باشد. احساسات شما توسط محدوده آنچه که در 235 صفحه آموخته اید، شامل می شود و از آن به عنوان یک فرد تغییر یافته دور می شوید. هیچ راهی با شکوه نیست، اما به شیوه ای ظریف ... یک جایی که شما در مورد زندگی خود فکر می کنید و اینکه چگونه می توانید انتخاب کنید که ماندن یا رفتن، فرض کنید شما در موقعیت مشابهی بودید. این کتاب باعث می شود تا شما برای چند دقیقه، چند ساعت یا چند روز فکر کنید ... و شما آن را فراموش نکنید. این امر به دلیل آن است که در زمانی که شما آن را بخوانید، سفر خود را تجربه کنید، آن را پایین بیاورید و بعد از اینکه به کتاب بعدی بروید، به نظر می رسد که تأثیر آن فقط برای آن روزهای چند روزی بود که صفحات در دست شما بود و کلمات در رویاهای ... اما در آینده، در سرتاپ شما باز خواهد گشت، شما چگونه تعجب می کنید که چگونه این کار را انجام می دهید. درباره من برای کسانی که برای من جدید و یا بررسی های من ... chees scoop: من بخوانید A LOT. من نوشتم. و حالا من چند تا وبلاگ دارم ابتدا مرور کتاب به Goodreads می رود، و سپس آن را در وبلاگ من در وردپرس در https://thisismytruthnow.com ارسال می کنم، جایی که شما همچنین می توانید تلویزیون \u0026 amp؛ بررسی های فیلم، چالش روزانه 365 روزه و درخشان و تعداد زیادی از وبلاگ نویسی در مورد مکان های مورد بازدید در سراسر جهان. و شما می توانید تمام پروفایل های رسانه های اجتماعی من برای پیدا کردن جزئیات ...

مشاهده لینک اصلی
ستارگان 3.5 ستاره به یکی دیگر از مکالمات مبارزه ای که بین مرگ ناتالی و نینجای ناتالی تبدیل می شود خوش آمدید. نیتس ناتالی: در اینجا ما دوباره درباره ی کتاب های دیگر محبوبمان صحبت می کنیم. ژنرال ناتالی: اگر میخواهید خوب بازی کنید، در گوشه ای ایستاده باشید. مردم نیویورک را متوقف کنید. نیکلا ناتالی: اما شما مثل من اگر بمانید. نوشتن ارسال ستون فقرات شما را می شکند، به یاد داشته باشید؟ @ و سر و صدایی زیاد بود یک سمفونی از سنگ زنی، یک کوه پاپ، یک انفجار، و در نهایت، غم انگیز غم انگیز از برش سخت به درخت نرم. @\nناتالی چینی: بله، اما تفاوت بسیار زیادی بین چیزی که دوست داشتنی و دوست داشتنی است، بسیار شگفت انگیز بود. ما کچاپ را دوست داریم، اما ما سس تارتار را می خوانیم. و نوشتن تنها چیزی است که باعث می شود یا شکستن یک داستان است. ماریسای مایر، برای همه دستاوردهای او، نویسنده متوسط ​​است. هیچ اتهام صادقانه نیست، اما نوشتن او فقط نمیتواند آواز بخواند. با این حال، من عاشق جهنم از Scarlet و Cress بودم چون کاراکترها فوق العاده بودند. خوب ناتالی: اما شما فکر می کنید شخصیت ها اگر من اقامت عالی بود! آنها اصلاح شده بودند، از یکدیگر جدا شده بودند، و ارتباط بین شخصیت های ثانویه غیر از شخصیت های اصلی، مانند مامان و بابا، مورد توجه و توسعه قرار گرفت. هری پاتر. نایس ناتالی: HP از لحاظ فنی درجه دو است. ژنرال ناتالی: من نمی دانم ... من فکر می کنم آن را متوقف کرده بود که چهار کتاب چهار طبقه قبلی تصویری که از این ویدئو گرفته شده است.) ناتالی خوب: صرفنظر از این، نمیتوانید به عنوان نمونه از HP استفاده کنید. مثل اینکه به پاپ می گویم که جهنم هرگز خدا نیست. آنها ناپلئون هستند. طبیعت ناتالی: درست است. اما هنوز Celestina Warbeck را به یاد می آورم، حتی اگر آخرین بار از هاگوارتز دیدن کردم، در ماه ژانویه بود، اما من 99.9٪ مطمئن هستم که من هیچ یک از شخصیت های اصلی را از یاد نبرد اگر من دو هفته دیگر باقی بمانم. صحبت از آن چه با آن ناخوشایند، حتی زیبایی نوشته شده است، صحنه جنس / groping بین میا و آدم بود؟ ناتالی: این به معنای یک لحظه زیبا از اتصال بود. ژنرال ناتالی: شما به معنای هیزل و گوز هستید که در خانه آن فرانک ساخته شده بود و باید رمانتیک و پرطراوت باشد؟ بله، همه چیزهایی که من از صحنه سلولی گرفتم، اشتیاق و لحظات خنده خفیف بود. ناتالی ناتالی: نخستین عاشق بودن باید ناتوان باشد. ناتالی کلاسیک: نکته جالب اینجاست که آنها به من می خندند که این مسخره است. و من در تمام خواندن گریه نکردم من واقعا غمگینم. من فقط احساس گناه کردم چون من تا به حال به مقیاس نوشتاری من رسیده بودم و در چالش خواندنم پشت سر گذاشته شدم. نیتا ناتالی: اما در مورد یک دختر درباره مرگ پدر و مادر و برادرش چه می گذرد؟ و آیا او باید بماند، زیرا اگر او از خواب بیدار شود، زندگی خود را بدبخت خواهد کرد. ژنرال ناتالی: اوه، آنجا بوده، انجام شده است. من نمی فهمم که چرا میا سعی کرد بدن خود را لمس کند تا ببیند آیا روح او دوباره مکیده خواهد شد یا خیر. این همیشه در فیلم ها اتفاق می افتد. آنچه که Id انجام می دهد، صرف نظر از همه چیز. اما من حدس می زنم که داستان نمی تواند مایا را امتحان کند، بنابراین او می تواند انتخاب های مهم زندگی را مد نظر قرار دهد. کل، کل کتاب فقط به عنوان یک پرولوگ بسیار طولانی احساس می شود. این تنها یک رشته از خاطرات با چند افکار پراکنده در مورد اینکه آیا باید باقی بماند. پس از آنکه او تصمیم خود را اتخاذ کرد، کتاب به پایان می رسد، مانند: @ شما می خواهید در آینده چه اتفاقی می افتد؟ ناتالی: آیا میخواهید کتاب بعدی را بخوانید؟ ناتالی کلاسیک: مرتب کردن بر اساس. ناتیس ناتالی: اگر بخواهید یکی را بخوانید، بدان معنی است که کار خود را انجام داده است! ناتالی کیهان: مه، من حدس می زنم این کار را کرد. ناتالی: به یاد داشته باشید آن روزها زمانی که به تعطیلات 4 تا زمانی که ما از کتاب لذت می برد؟ ناتالی جاهطلبانه: آره ... خوب ناتالی: من از دست آن روزها. ژنریک ناتالی: برو گوش کن در حال حاضر. دیگر Nice Natalie / Cynical Natalie در حال بررسی نقدها: دختر مانند شما اگر من StayDreams از خدایان \u0026 amp؛ MonstersThe MartianMe و Earl و GirlCatching FireAll در حال مرگ The RageAn in AshesHarry Potter \u0026 amp؛ کودک لعنتی Hammer of ThorCaraval

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب اگر بمانم


 کتاب علم علیه شانس
 کتاب دیوانگی در بروکلین
 کتاب خاورمیانه
 کتاب آیین دوست یابی
 کتاب ویژگی های اساتید برتر
 کتاب خانه