کتاب النور و پارک

اثر رینبو راول از انتشارات آذرباد - مترجم: مهرزاد جعفری-ادبیات آمریکا

رمان «النور و پارک» اثر نویسندۀ آمریکایی، رینبو راول است. این کتاب که اولین اثر او است در سال 2013 منتشر شده است و توسط آمازون و گودریدز(Goodreads) به عنوان بهترین رمان عاشقانۀ سال 2013 میلادی انتخاب شده است.
این رمان که مخاطبان اصلی‌اش، نوجوانان و جوانان هستند، داستان دو نوجوان 16 و 17 ساله با نامهای «النور داگلاس» و «پارک شریدن» را روایت می‌کند. این پسر و دختر نوجوان کره‌ای که در آمریکا زندگی می‌کنند اولین عشق زندگی خود را تجربه می‌کنند. در زندگی هر دو ناملایمات زیادی وجود دارد یکی از آن دو، 3 برادر و یک خواهر دارد و با ناپدری‌اش زندگی می‌کندو دیگری هم پدر و مادرش از همدیگر جدا شده‌اند و با ناپدری‌اش زندگی می‌کنند.
نویسنده در این رمان که بازۀ یک ساله‌ای از 1986 تا 1987 زندگی این دو نوجوان را روایت می‌کند به خوبی می‌تواند علاوه بر نوجوانان و جوانان، مخاطب بزرگسال را نیز با اثر همراه کند و با شخصیت‌های رمان همدل گرداند و کاری کند که با تمام احساسات و اعمال آنها همذات‌پنداری نماید. این ویژگی شاخص باعث شده است که این رمان و دیگر رمان‌های رینبو راول مخاطبان گسترده‌ای در دنیا داشته باشد و اکثر آثارش به زبانهای زیادی ترجمه شود.
این رمان که یک اثر اجتماعی/عاشقانه است به خوبی به آسیب‌شناسی خانواده‌های می‌پردازد که در آن مادر و پدر خانواده از یکدیگر جدا شده‌اند و فرزندان آنها مجبورند تمام مراحل زندگی خود را با کمترین پشتوانۀ فکری و عاطفی خانواده‌اشان بگذرانند.
این کتاب توسط نشریۀ نیویورک تایمز آمریکا نیز به عنوان بهترین داستان نوجوانان و جوانان سال آمریکا انتخاب شده است. نویسنده که شناخت بسیار خوبی از نوجوانان و جوانان دارد می‌تواند بسیاری از دغدغه‌ها و دلمشغولی‌های آنها را در داستانی جذاب و گیرا روایت کند و مخاطب را از ابتدا تا آخر رمان با داستان همراه کند.

http://sarbook.com/product/351004


خرید کتاب النور و پارک
جستجوی کتاب النور و پارک در گودریدز

معرفی کتاب النور و پارک از نگاه کاربران
من به طور کامل اعتراف می کنم که من یک بررسی کننده کتاب sucky هستم. این کتاب برای من شخصی بود که این بررسی فقط برای من است. Eleanor فقط این دختر است. عجیب و غریب که مردم بر روی آن می گذارند چه کسی دقیقا می داند چرا؟ او نمی ایستد برای خودش، او نمی خواهد مبارزه کند. من آن دختر بودم این من ده ساله من است. اگر این کتاب در آن زمان بود، من این صفحات را کاملا از بین میبردم. همانطور که من احساس می کنم برجسته کردن و فقط دوباره خواندن چیزی تا زمانی که از هم جدا می شود. بحث در مورد رمو و جولیت Eleanors نظرات عبارت بودند @ او بود خدای من، hes بسیار زیبا در سایت اول. شکسپیر آن را سرگرم کننده از عشق @ دقیقا. من از کلاس PE برخوردار شد. این بدترین زمان زندگی مدرسه من بود. نه به این دلیل که من نمیخواستم شرکت کنم .. فقط زمانی که دختران / پسران متوسط ​​بدترین بودند. @ می خواهم به خانم برت بگویم که مادر من نمی خواهد من را به انجام هر کاری که ممکن است شکم من را شکست دهد. به دلایل مذهبی @ من نمی توانم به شما بگویم که چگونه بسیاری از یادداشت های من در نام مادران من جعل شده و چگونه خلاق من در آن دلایل بود. فکر می کنم پارک در Eleanor در یک زمان. @ او نمی توانست دریابد که چرا او آنقدر ناراحت است. گاهی اوقات، به نظر می رسید که او در تلاش بود همه چیز را که در مورد او بسیار پنهان بود پنهان کند. مانند او می خواست زشت ببیند. @ به من اعتماد کن ... تو به این نقطه می رسی شما واقعا نمی فهمید چرا. ذهن شما به طور کامل به نقطه ای می رسد که در آن همه افراد دیگر درباره شما بدبختی می کنند، بنابراین شما می توانید پارک من را نداشته باشید. من دوستان دارم اما من می توانم به یاد زمانی که اذیت کردن آغاز شده است، من می توانم خجالت را در چهره خود را نیز ببینید. شما از دیدن این موضوع نفرت دارید اما اتفاق می افتد من اصلا فکر نمیکنم از آنها بدتر باشد. به تازگی اتفاق افتاده. من در 15 سالگی به خانه برگشتم. من خودم رفتم و مردم جدید را دیدم و حدس زدم که چی؟ من نمی دانستم که من در مدرسه متوسطه و دبیرستان بودم. متوجه شدم که این فقط گروهی از مردم بود. من می توانم در گروه های گوناگونی قرار بگیرم و دوست دارم که من هستم دخترم در سال گذشته در مدرسه دست به قلدری زد. نه به خاطر چیزی که او به نظر می رسید و یا پوشیده بود. (او زیبا است) او برداشت شد چرا که او ایستاده بود تا قلدر که بر روی یک دوست از او برداشت. بنابراین من از سالهای نوجوانی چیزی یاد گرفتم. من کسی را که فقط به آن اعتقاد دارم، مطرح کردم. و حالا من؟ من امشب ملکه ملکه شما را شانه می کنم و منفجر کردن دست خود را باز و ضرب و شتم شما را با آن. (به خوبی در کلمات به هر حال). به یاد داشته باشید بچه ها و دختران. چه چیزی نمی کشد شما باعث می شود شما قوی به عنوان جهنم.

مشاهده لینک اصلی
این نقل قول را بخوانید، روحانی منحرف می شود ... آن را بخوانید و قلب خود را بروید PITTER PAT ... * * ~ * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * * * * * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * * ~ ~ \"\" من مثل شما پارک نیستم \" I ... @ - صدای او تقریبا ناپدید شد - فکر میکنم که من برای شما زندگی میکنم. @ او چشمانش را بست و سرش را به بالشش فشار داد. @ من فکر نمیکنم حتی وقتی که با هم نبودم نفس بکشم @ او زمزمه کرد. @ که بدان معنی است، وقتی که شما را در صبح دوشنبه صبح می بینم، شش ساعت پس از آنکه نفس نفس کشیدم، شبیه آن بود. این احتمالا به این دلیل است که من خیلی خراب می شوم و چرا من به شما ضربه می زنم. همه زمانی که از هم جدا بودند فکر می کنم در مورد شما، و همه من زمانی که با هم بود وحشت. از آنجا که هر ثانیه احساس بسیار مهم است. و چون من از کنترل خارج شدم، نمیتوانم به خودم کمک کنم. من دیگر نمیتوانم مال خودم باشم، و اگر تصمیم بگیرد که من را نمیخواهی؟ چگونه می توانم شما را دوست دارم من می خواهم شما @ او آرام بود. او می خواست همه چیز را فقط بگوید آخرین چیزی است که او شنید. او می خواست خوابش ببرد و من در گوش او می خواستم. » ~ * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * * تنظیمات؟ 1986 ... من پنج ساله بودم، اما من به یاد داشته باشید تصادفی از دهه هشتاد ... خاطرات اغلب همراه با ریزش. اما نه اینجا. این داستان کمال بود. من فکر می کنم آن را حتی بهتر از Fangirl دوست داشتم، به سادگی به دلیل آن بود که دراماتیک تر و خشن تر بود. Eleanor و Park (مردم) نفس من را به سرقت برده اند. داستان اولیه با Eleanor، دختر جدید در مدرسه شروع می شود، برای اولین بار در اتوبوس و بدون جایی برای نشستن، شروع می شود. هر کس خیره کننده است، هیچکس به او کمک نمی کند، از جمله پارک. در نهایت، غارهای پارک در داخل و خارج می شود تا او بتواند نشست، اما او این کار را به طرز ناخوشایندی تقریبا عصبانی می کند و با دختر سیاه پوست سرخورده در لباس های مردانه که عکاسی از خودش را انجام داده است، عصبانی است. در طول هفته های بعد، این دو به شدت نادیده گرفته می شوند به یک دوربین دیجیتال بی رحمانه اما خاموش، پیوند دادن در اتوبوس بیش از کتاب های کمیک پارک و در نهایت موسیقی. هنگامی که سکوت آنها شکسته می شود، سیلاب ها باز می شوند و با یکدیگر یکدیگر را جذب می کنند. نقطه نظرات دوگانه به معنای واقعی کلمه این داستان را می سازد. سرپرستی پارکها و همچنین Eleanors برای لذت بردن منحصر به فرد بود. پارک دارای روح عاشقانه است، به شیوه ای که او از Eleanor خود فکر می کند، به نحوی که از کنجکاوی خراب شدن قطار جلوگیری می کند، شگفتی کامل و تحسین با دختر بی دست و پا را با اسرار بسیاری دارد ... او قلب من را دزدیده است. * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ ئئونور درست بود. او هرگز خوب نگاه نکرد. او مانند هنر شبیه بود و هنر نباید به نظر می رسید؛ قرار بود شما را احساس کنید. ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ `* ~` * ~ * * ~ این شخصیت ها منحصر به فرد هستند ... جدید و تازه، کلمه جدید شده است. Eleanor از یک خانه شکسته می آید ... کاملا به معنای واقعی کلمه، خانه اش شکسته است. پدر و مادر او، هر دو نه چندان بزرگ برای شروع، طلاق گرفته شده است. مادرش ازدواج کرد یک مرد که دوست دارد نوشیدنی و دوست دارد به قلدری ... و قلدر او می کند، اما او خیلی بیشتر. Eleanors داستان پشت این است که من را مانند جهان بهترین مادر به سادگی احساس، به عنوان من می توانم هرگز اجازه می دهد آنچه رخ داده است به او اتفاق می افتد به دختران من. و آره ... مادرم اجازه می دهد این کارگر برای درمان Eleanor مانند سطل زباله، اجازه می دهد تا دختر خود را به تنهایی و ترسناک، بدون حمایت و عشق است که یک پدر و مادر فرزندان خود را متعهد است. پارک، از سوی دیگر، یک زندگی شگفت انگیز دارد. پدرش مامان خود را در کره ملاقات کرد، ازدواج کرد و خانه اش را به ارمغان آورد. آنها هنوز هم بوسه می زنند و یکدیگر را نگه می دارند مثل اینکه در ماه ها یکدیگر را مشاهده نکنند. آنها به سادگی شگفت انگیز هستند و مهم نیست که پارک چشمان خود را چسبانده است، خواننده می تواند بگوید که والدینش دوست دارند برای یکدیگر، پارک احساس امنیت شگفت انگیز را که کاملا مورد تحسین قرار می گیرد ... به عنوان بچه ها واقعا باید قادر باشند. طول می کشد تا پارک برای درک اینکه چه نوع از زندگی Eleanor منجر است. * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * * * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ \"\" من دوست دخترم غمگین و آرام است و تمام شب را در مورد او نگران می کند. \" * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * ~ * * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * * ~ به نظر می رسید که این داستان عاشقانه دبیرستان یکی از معدود من واقعا می توانم از طریق سالها ادامه دهم و تبدیل به ... بیشتر شود. پیوند بین Eleanor و Park در حال حاضر بسیار عمیق و بسیار قوی است. هیچ چیز آنها را از هم جدا نخواهند کرد. آنها جوان هستند اما واقع گرایانه هستند. آنها همچنین برای یکدیگر ساخته شده اند و اگرچه Eleanor به نظر می رسد بیشتر تردید است، من می دانم که عمیق، او می خواهد این را برای همیشه نوع چیز ... بیش از هر گونه آرزو در جهان، به استثنای شرایط تراژیک او ، در برابر همه شانس، او فقط می خواهد پارک. `` ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * ~ œ چیزی کثیف نبود با پارک. هیچ چیز نمی تواند شرم آور باشد. چون پارک خورشید بود و این تنها راهی بود که الینور می توانست آن را توضیح دهد. ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * ~ ~ * * ~ این به عنوان یکی از کتاب های مورد علاقه من در سال 2013 می رود، و پارک می رود بر روی قفسه های مورد علاقه من قهرمانان. از آنجا که او بهترین نوع قهرمان است ... کسی که دخترش را در برابر همه شانس ها محافظت می کند، زیرا که او را به خاطر او نبرد می کند ...

مشاهده لینک اصلی
باید Eleanor \u0026 amp؛ پارک در زمستان، زمانی که آن را در خارج از منجمد می کند. چون قلب من را کاملا گرم کرده و آنقدر گرم شده است، فکر کردم قلبم درون قفسه سینه من شعله ور می شود. من یا نه، اما همیشه فکر می کردم که من در عرف کتابخوانی عاشقانه بزرگسالان معمولی ایمن بود. شما می دانید: دست نگه داشتن، لبخند خجالتی و گونه های شاداب. من فکر نکردم که همیشه پروانه های واقعی خواندن یک کتاب عاشقانه معاصر YA را احساس کنم.اما من. و این به من تعجب شد که در ابتدا من حتی نمی دانستم آن چه بود. چی؟ آیا یک کتاب واقعا تاثیری بر روی یک انسان دارد؟ خیر، من اکنون جواب خودم دارم. Eleanor \u0026 amp؛ Parkâ € | این به عنوان آنها دلیل اصلی چرا عشق کلمه وجود دارد. آنها نماد عشق واقعی هستند. این کثیف نیست، یا غم انگیز، یا شهوت و یا دستکاری است. این مثل دو فرشته در عشق فرو می ریزد و شما می توانید یک هاله را بالای سر خود مشاهده کنید و همه ی شما می توانید فکر کنید که خداست، برای آنها همیشه آرزو دارم. اگر آنها می توانند ادامه یابند، شاید برای ما بقیه امید وجود داشته باشد و پس از آن شما نمی توانید کمک کنید اما گریه می کنید. من می خواستم شخصیت ها را در مکان هایی قرار دهم که بتوانند در کنار هم قرار بگیرند، برای همیشه از خطر خطرناک در خداحافظ، خدا، من نمی توانم باور کنم که این مدت طول کشید تا Eleanor \u0026 amp؛ Park.Blog | یوتیوب | توییتر | نمایش مشخصات عمومی | Google+ | Bloglovinâ € ™

مشاهده لینک اصلی
â € œShe هرگز احساس مانند او متعلق به هر کجا، به جز زمانی که او دروغ گفتن در بستر خود، تظاهر به جایی دیگر. â € من به طور تصادفی تصمیم به خواندن Eleanor و پارک دوباره، زیرا من هیچ chill.Also، من اخیرا برداشت Fangirl (برای زمان دهم)، به طوری که قطعا دست وزن بود که آیا من باید بیشتر از داستان Rainbow Rowells را دوباره خواند. اما من برای تکرار این کتاب شگفت انگیز تردید ندارم. این بررسی حاوی * spoiler ها * .Eleanor دختر جدید در شهر است، و با خانواده پر هرج و مرج، لباس های ناسازگار او و موهای قرمز unruly قرمز، او نمی تواند بیشتر از آن است که او tried.Park پسر در پشت اتوبوس است. تی شرت سیاه، هدفون، سر در یک کتاب - او فکر می کند hes خود را نامرئی ساخته است. اما نه به Eleanor ... هرگز به Eleanor.Its واقعا در حالی که من آخرین بازدید از داستان Eleanor و پارک، من حتی برخی از چیزهای اینجا و آنجا را فراموش کرده ام. و من همیشه همیشه با الهام از Eleanors فراموش می کنم که با Richie فراموش می شود، و سپس قلب من را دوباره سفت می کند. وقتی که آن را می خوانم، اما شروع به کار می کند: Eleanor و Park نشسته کنار یکدیگر در اتوبوس، صحبت نمی کنند، تماشا نمی کنند. تا یک روز ... \"آنها هنوز در اتوبوس صحبت نکردند، اما سکوت کمتر درگیر بود. تقریبا دوستانه (اما نه کاملا). پارک باید امروز با او صحبت کند - به او بگوید که او چیزی برای دادن به او نداده است. Heâ € ™ D غرق، سپس فراموش شده برای گرفتن ستون کمیک heâ € ™ D برای او در شب قبل تنظیم شده است. او حتی تا به حال نتوانسته بود صبحانه بخورد یا دندان هایش را جارو بزند، که باعث شد او خودش را آگاه کند، دانست که می خواهد نشستنش را به او نزدیک کند. »او گفت:« قبل از اینکه او می دانست چه می گوید بعد، \"شما مانند اسمیت؟\" او مراقب بود که نفس صبح خود را بر او ببندد. او نگاه کرد، تعجب کرد. شاید گیج شده باشد او به کتاب خود اشاره کرد، جایی که \"خیلی زود اکنون\" نوشته شده است \"در نامه های سبز بلند\". آه، فراموش کردم که چقدر این شخصیت ها را دوست داشتم، آنها به قلب من گرانقیمت بودند. تعاملات آنها خیلی دشوار بود (همچنین بهترین راه). همچنین می توانم فقط اولین جلسه ی خودم را ذکر کنم؛ چرا که من در ابر نهم: قبل از اینکه حتی تصمیم به انجامش گرفتم، پارک به سمت پنجره حرکت کرد. او گفت، ساکن شوید. آن خشم آمد. دختر به او زنگ زد، مثل اینکه او نمیتوانست بگوید که آیا او یک حرکت تند و تیز دیگر بود یا خیر. â € ~Jesus-فک، پارک گفت: آرام، نوازش به فضای کنار او، \"فقط نشستن.\" دختر نشسته است. او هیچ حرفی نگفت - \"خدا را شکر، او از او تشکر نکرد\" و او شش اینچ فضا را روی صندلی بین آنها گذاشت. پارک به طرف پنجره پلکسی گلاس چرخید و منتظر یک دنیای شیرین بود ضربه به طرفداران \"من عاشق @ عیسی-دم، @ طلا آن است. به آرامی، از طریق مکالمات در اواخر شب و یک پشته در حال رشد از نوار های مخلوط، Eleanor و پارک سقوط برای یکدیگر.\" شما می توانید آن را قرض بدهید، او بی سر و صدا گفت. â € ~ بقیه نوار را بشنوید. â € \"â €\" من نمی خواهم آن را شکستن، â € \"او گفت: â € œYouâ € ™ Re رفتن به شکستن آن. â € â € € ~ من نمیخواهم از باتریها استفاده کنم. \"\" من با توجه به باتری ها مراقبت نمی کنم. \"او سپس در چشم او نگاه کرد، شاید برای اولین بار . موهایش حتی بیشتر از آن که صبح امروز صبح آن را شنیده بود، بیشتر شبیه فریاد زده بود، مثل اینکه او در یک آفتاب قرمز بزرگ کار میکرد. اما چشمانش مرده شدید، سرد بود. هر کلاسیک که همیشه شنیده می شود برای توصیف کلینت ایدوود، آن ها چشم های Eleanor بودند. \"او واقعا گفت\". \"شما باید مراقبت نکنید.\" \"فقط باتری ها را با خود حمل می کنند.\" وی باتری ها و نوار را از پارک واکمن تخلیه کرد، سپس آن را به او داد، سپس بدون اینکه به عقب بیفتد اتوبوس بیرون آمد. خداحافظ، او عجیب بود. \"خدا، من عاشق این ماجراها هستم. و گفتگو اول خود را بر روی تلفن همیشه به من می آید: \"شما می توانید به من بپرسید که چرا، او دوباره گفت:\" یاهو \"، او sniffed.â € ~ Yeah.â € ™ â € خوب، او را در دسکتاپ نگاه کرد، در انعکاس خود را در پوشش اکریلیک رنگ شده. او مانند روح چهره روبرو شد. او چشمان خود را بسته است. »چرا شما حتی من را دوست دارید؟« Eleanors سوال من درست در قلب من punctured من. من به یاد این صحنه در خاطره خاطرات دیوانه (که 10 سال بعد از Eleanor و Park تنظیم شده است) مراجعه کردم، جایی که رئی از فین چیزی را شبیه می کند. (فصل دوم مورد علاقه من بود.) و نه تنها جنبه های عاشقانه این کتاب به زیبایی توصیف شد، اما روابط خانوادگی من را شگفت زده کرد. فقط به یاد دارم که چگونه Rainbow Rowell می تواند پدر و مادر فوق العاده حمایت کننده (Fangirl) و پدران فوق العاده حمایت نکرد (Eleanor \u0026 amp؛ پارک) من فقط ... چگونه هر دو کار را به خوبی انجام می دهند هرگز هرگز غم و اندوه Richies را فراموش نکن. منظورم این است، چه نوع خزش سطح بعدی چنین چیزهای ترسناکی را در کتابهای دیگر می نویسد؟ هس پرستار شیطان من از او متنفرم. (ربکا بونچ می داند چه خبر است). وقتی Eleanor یک پیوند نزدیک با خانواده پارک ایجاد کرد، من واقعا از ستارگان تشکر می کنم. منظورم این بود که پارک لوییس استیو را در دست گرفت تا Eleanor و خانواده را به طور واقعی متصل کند، اما همه چیز خوب بود. من می دانم که گام به گام شما یک مرد آسان نیست که در اطراف آن هستید، پدر گفت: \"پارک\" در نهایت، به سوی او حرکت می کند. â € ~ و من فقط می گویم، شما می دانید، که اگر آن را آسان تر در اینجا، پس شما باید فقط اینجا باشد. این باعث می شود Mindy و من احساس می کنم خیلی بهتر، خوب؟ â € œOkay، â € او گفت: â € ~ بنابراین این آخرین بار است که من می خواهم تی ...

مشاهده لینک اصلی
کتاب شگفت انگیز! Heartwarming و heartbreaking همه در همان زمان! من انتظار نداشتم که در مورد این شخصیت ها و روابط آنها اهمیت زیادی داشته باشم، اما به طور کامل در این داستان گرفتار شدم. آن را در 3 سال گذشته در زمان گذشته، که من گاهی اوقات در ارتباط با مشکل، اما نه در این مورد گفت: من احساس می کنم که من واقعا می دانم هر دو Eleanor و پارک، و من هر دو آنها را به طور جداگانه دوست دارم، اما من به خصوص آنها را دوست دارم. به نظر می رسید که رابطه آنها نباید کار کند، اما این کار بسیار خوب است. در حالی که خواندن، به خاطر عجیب و غریب، مانند من عصبانی شدم، چون خیلی عجیب و غریب بودم. من می توانستم احساس کنم که چقدر آنها برای یکدیگر اهمیت می دادند مانند اینکه از صفحه خارج می شد. در کل، من این کتاب را دوست داشتم - شخصیت ها، عاشقانه، نوشتاری و درست همانطور که همه چیز آنقدر زیبایی و کاملا واقعی بود. یکی از بهترین رمان های معاصر ایوی در حالی که بخواند! به طور قطع توصیه می شود!

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب النور و پارک


 کتاب استیو جابز باشید
 کتاب گفت و گو با آنتونیونی
 کتاب پیگیری در بازاریابی چند سطحی
 کتاب راه پیروزی
 کتاب درخت بخشنده
 کتاب هنر درمان